وبسایت گروه سوناسازان Art Persian building sauna فن و هنر ایران زمین www.healthsauna.ir
 
 
WWW.HEALTHSAUNA.IR
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به سایت گروه سوناسازان خوش آمدید جهت تماس با ما به شماره 09123240237 تماس بفرمایید . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
 
 
نقشه خانه ، ساختمان ، معماری
نوشته شده در یکشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۳
ساعت : ٧:٥٩ ‎ب.ظ
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات

نقشه; اصلی ترین وسیله ارتباط در معماری

از بارز ترین نشانه های تفاوت انسان و حیوان، عشق به نوجوئی، تکامل و توسعه قدرت خویش است.

حیوان از غریزه اش مدد گرفت،لانه و سر پناه ساخت و طی هزاران سال به آن قانع بود و در آن تغییری نداد اما انسان همواره در اندیشه قدرت و توانایی خویش بوده است.

او ابتدا دریافت که پوست بدنش قادر به حفظ او در برابر سرما و گرما نیست، پوست دومی چون لباس را کشف کرد تا ضعف پوست بدن را جبران کند. باز هم به آن قانع نشد و پوسته سومی ساخت تا او را از گزند سرما و گرما، آفتاب، درندگان و مزاحمان بیگانه در امان دارد. این پوسته سوم را خانه نامید.

 

دست او دارای قدرت کافی برای شکستن درختان، کندن خاک وکشتن حیوانات نبود و با خلق ابزار مناسب آن را توانا ساخت. در طول هزاران سال، او را می بینیم که بی وقفه در تلاش وسعت بخشیدن به قدرت و قلمرو خویش، اعماق زمین را شکافته، به ژرفای دریا فرو رفته و در بیکران آسمان در جست وجوی منابع و پایگاه جدید است.

 

ارتباط با دیگران، یکی از ابزارهای توسعه قدرت و رفع نیاز روحی او بوده است که به اشکال گوناگون جلوه گر شده است و در این میان، ابتدایی ترین آن، ارتباط تصویری بوده است که آثار آن بر سنگواره ها، یاد آور نحوه ارتباط او در دوره غار نشینی است.

 

اگر چه کلمات، نقش مهمی در انتقال ایدهای طرح بازی می کند، اما برای ساختن یک مجموعه ساختمانی با اتکا به دهها هزار کلمه در توصیف آن، بدون اینکه تصویری از آن رسم کنیم ممکن نیست. لذا، نقشه، اصلی ترین وسیله ارتباط در کار معماری است و ابتدایی ترین ابزار در زمینه معماری است.

 

تعریف معماری در فرهنگ لغت عبارت است از: هنر و علم طراحی و بنای ساختمان ها.

 

معماری به عنوان اجتماعی ترین هنر بشری با فضای اطراف انسان مرتبط است.

حضور فضا، بنا و شهر از گذشته تا امروز و در آینده، لحظه ای از زندگی روز مره آدمیان غایب نبوده و نخواهد بود. شهرها پر از ساختمان هایی هستند که با استفاده از هنر و مهارت های علمی و ریاضی طراحی شده اند.

 

 این مهارت ها در ترکیب با هم عناصر زیبایی شناسی نامیده می شوند. اصول زیبایی شناسی برگرفته از هنر، علم و ریاضیات در طراحی معماری مورد استفاده قرار می گیرند، مثل کاربرد خط، شکل، فضا، نور و رنگ برای ایجاد یک الگو، توازن، ریتم، کنتراست و وحدت.

این عناصر در کنار هم به معماران اجازه می دهند تا ساختمان های زیبا و مفید خلق کنند.

 

موضوع معماری درباره فضاست.

تعاریف مختلفی که تاکنون از معماری ارائه شده است، اغلب به گونه ای بر اهمیت فضا در معماری تاکید می کنند، به طوری که وجه مشترک بسیاری از این تعاریف، در تعریف معماری به عنوان فن سازماندهی فضا است. به عبارت دیگر موضوع اصلی معماری این است که چگونه فضا را با استفاده از انواع مصالح و روش های مختلف، به نحوی خلاق سازماندهی کنیم.

 

معماری جهان شامل معماری بین النهرین، معماری پیش از اسلام ایران، معماری مصر، معماری هند پیش از اسلام، معماری چین معماری زاپن، معماری یونان، معماری روم، معماری صدر مسیحیت، معماری بیزانس، معماری رنسانس ومعماری اسلامی که خود به شیوه های: پارتی خراسانی رازی آذری اصفهانی.

 

آنچه هنر اسلامی ر ا از سایر سبک ها متمایز می سازد شکل گیری هنر اسلامی بیش از آنکه مبتنی بر فرم و تکنیک باشد، مبتنی بر فکر و روح سازنده آن است، به طوری که اثر هنری تجلی بخش و منعکس کننده روح هنرمند است.

روح هنر اسلامی سیر از ظاهر به باطن اشیا» و امور در آثار هنری است.

 

یعنی هنرمندان اسلامی در نقش و نگاری که در صورت های خیالی خویش از عالم کثرت می بینند، در نظر او هر کدام جلوه حسن و جمال و جلال الهی را می نمایند. بدین معنی هنرمند همه موجودات را چون مظهری از اسما»الله می بیند و بر این اساس اثر هنری او به مثابه محاکات و ابداع تجلیات و صورت ها و عکس های متجلی اسما»الله است.

 

در نظر هنرمند مسلمان به قول «غزالی»: (عالم علوی حسن و جمال است و اصل حسن و جمال تناسب و هرچه تناسب است، نمودگاری است از جمال آن عالم، چه هر جمال و حسن و تناسب که در این عالم محسوس است همه اثرات جمال و حسن آن عالم است. پس آوازخوش موزون و صورت زیبای متناسب هم شباهتی دارد از عجایب آن عالم.)

 

به هر تقدیر جلوه گاه حقیقت در هنر، همچون تفکر اسلامی، عالم غیب و حق است. به عبارت دیگر، حقیقت از عالم غیب برای هنرمند متجلی است و به همین جهت، هنر اسلامی را عاری از خاصیت مادی طبیعت می کند.

او درنقوش قالی، کاشی، تذهیب و حتی نقاشی، که به نحوی به جهت جاذبه خاص خود مانع حضور و قرب است، نمایش عالم ملکوت و مثال را که عاری از خصوصیات زمان و مکان و فضای طبیعی است می بیند.

 

 در این نمایش کوششی برای تجسم بعد سوم و پرسپکتیو دید انسانی نیست. تکرار مضامین و صورت ها، همان کوشش دائمی برای رفتن به اصل و مبدا است. هنرمند در این مضامین از الگویی ازلی نه از صور محسوس بهره می جوید، به نحوی که گویا صور خیالی او به صور مثالی عالم ملکوت می پیوندد.

 

نکته اساسی در هنر اسلامی که باید بدان توجه کرد عبارت است از «توحید». اولین آثار این تلقی، تفکر تنزیهی و توجه عمیق به مراتب تجلیات است که آن را از دیگر هنرهای دینی متمایز می سازد.

زیرا هنرمند مسلمان از کثرت می گذرد تا به وحدت نائل آید. همین ویژگی تفکر اسلامی مانع از ایجاد هنرهای تجسمی مقدس شده است. زیرا جایی برای تصویر مقدس و الوهیت نیست. انتخاب نقوش هندسی و اسلیمی و ختایی و کمترین استفاده از نقوش انسانی و وحدت این نقوش در یک نقطه، تاکیدی بر این اساس است.

 

با توجه به مقدمات فوق، معماری نیز که در هنر اسلامی شریف ترین مقام را داراست، همین روح اسرارآمیز را نمایش می دهد. معماران در دوره اسلامی سعی می کنند تا همه اجزای بنا را به صورت مظاهری از آیات حق تعالی ابداع کنند، خصوصا در ایران، که این امر در دوره اسلامی به حد اعلای خویش می رسد.

از اینجا که نقشه ساختمانی و نحوه آجرچینی و نقوشی که به صورت کاشی کاری و گچ بری و آئینه کاری و غیره کار شده است، توحید و مراتب تقرب به حق را به نمایش می گذارند و بنا را چون مجموعه ای متحد و ظرفی مطابق با تفکر تنزیهی دینی جلوه گر می سازند.

 

معماری اسلامی چون دیگر معماری های دینی به تضاد میان فضای داخل و خارج و حفظ مراتب توجه می کند. هنگامی که انسان وارد ساختمان می شود، میان درون و بیرون تفاوتی آشکار مشاهده می کند.

این حالت در مساجد به کمال خویش می رسد، به این معنی که آدمی با گشت میان داخل و خارج، سیر میان وحدت و کثرت، و خلوت و جلوت می کند.

 

هر فضای داخلی خلوتگاه و محل توجه به باطن و هر فضای خارجی جلوتگاه و مکان توجه به ظاهر، می شود. بنابراین، نمایش معماری در عالم اسلام، نمی تواند همه امور را در صرف ظاهر به تمامیت رسانده و از سیر و سلوک در باطن تخلف کند.

به همین اعتبار هنر و هنرمندی به معنی عام، در تمدن اسلامی عبادت و بندگی و سیر و سلوک از ظاهر به باطن است.

 

اساسا اسلام جمع میان ظاهر و باطن است و تمام و کمال بودن دیانت اسلام به همین معناست، چنانکه «شهرستانی» در کتاب ملل و نحل در این باب میگوید: «آدم اختصاص یافت به اسما و نوح به معانی این اسما و ابراهیم به جمع بین آن دو، پس خاص شد

 

موسی به تنزیل (کشف ظاهر و صور)، و عیسی به تاویل (رجوع به باطن و معنی) و مصطفی صلوات الله علیه و علیهم اجمعین به جمع بین آن دو.

چنین وضعی در اسلام و فرهنگ و تمدن اسلامی سبب میشود که هنر اسلامی برخلاف هنر مسیحی صرفا بر باطن و عقبی تاکید نکند یا چون هنر یهودی تنها به دنیا نپردازد، بلکه جمع میان دنیا و عقبی کند و در نهایت هر دو جهان را عکس و روی حق تلقی کند.

 

نویسنده : فرنوش هدایتی امین

منبع: کتاب تاریخ هنر اسلامی اثر(کریستین پرایس)

منبع : تبیان 

گرداوری سایت جامع پیمانکاران 


:: برچسب‌ها: معماری, فن و هنر ایران زمین, هنر