وبسایت گروه سوناسازان Art Persian building sauna فن و هنر ایران زمین www.healthsauna.ir
 
 
WWW.HEALTHSAUNA.IR
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به سایت گروه سوناسازان خوش آمدید جهت تماس با ما به شماره 09123240237 تماس بفرمایید . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
 
 
ساعت : ٧:۱٠ ‎ب.ظ
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
نظرات

آموزش : راهکارهایی برای از بین بردن ترس کودکان

 

مامان من می‌ترسم!

 

هر سنی ترس‌های خاص خودش را دارد.

معمولا بزرگ‌ترها از ترس‌های کودکان سر درنمی‌آورند و نگرانی‌ها و ترس‌های آنها به نظرشان عجیب و گاهی هم مسخره می‌آیند.

در این مورد می‌توان گفت که حتما این دسته از پدر و مادرها دوران بچگی خود را فراموش کرده‌اند:

ترس‌های شبانه از گرگ گنده بدجنس، یا از بچه‌دزدهای زشت و ترسناک و...

 

 

 


 

آن باکوس، متخصص روان‌شناسی کودکان، در مورد ترس‌های کودکان و راه‌های چاره آن توضیح می‌دهد:

قبل از یک سالگی

از 0تا 3 ماهگی:

* صداهای ناگهانی موجب ترس نوزادان می‌شوند!

باید دانست که حس‌های انسان از بدو تولد فعال هستند. ترس از صداهای ناگهانی و یا ترس از افتادن که مربوط به سیستم شنوایی و تعادلی می‌شوند مخصوص این سن است.

چه کار باید کرد؟

تا آن‌جا که می‌شود او را با منبع صدا آشنا کنید و تا حد معقول، خانه را از وضعیت سکوت مطلق خارج نمایید. وقتی که او را بغل می‌کنید، سر و پایین کمرش را محکم بگیرید تا احساس ترس از افتادن نداشته باشد.

از 3 ماهگی تا 1 سالگی:

* او هیچ جا بدون پدر و مادرش نمی‌ماند!

در این سن، کودک از جدا شدن از پدر و مادرش به‌شدت واهمه دارد. این ویژگی در همه کودکان، با هر فرهنگ و ملیتی، وجود دارد. در حدود 3 سالگی از شدت این ترس کاسته می‌شود، ولی ممکن است که در بعضی موارد مثل ورود به کلاس‌های مختلف و یا موقع حرکت برای اولین اردوی تابستانی دوباره بروز کند.

چه کار باید کرد؟

کمک و آموزش به کودکان برای غلبه بر ترس جدا شدن از والدین، احتیاج به زمانی طولانی دارد، تقریبا از بدو تولد تا پایان دوره نوجوانی. به این ترتیب او آموزش می‌بیند تا مستقل بار بیاید. این وظیفه بر عهده والدین است که طی این سال‌ها، فرزند خود را مطمئن و مستقل بار بیاورند.

در سنین پایین، می‌توان با چنین جملاتی به کودک آرامش و اطمینان داد:

"هر وقت تو را جایی بگذارم، حتما می‌آیم دنبالت!"

"هر دفعه که از هم جدا شویم، دوباره همدیگر را می‌بینیم!"

"من همیشه مراقبتم و حواسم بهت هست!"

* او از افراد غریبه می‌ترسد!

با نزدیک شدن یک فرد ناآشنا، فرزند شما که تا آن موقع می‌خندید، ناگهان گریه سر می‌دهد. این ترس گواه بر این است که او از الان افراد غریبه و آشنا را از هم تشخیص می‌دهد و بین آنها تفاوت قایل است.

چه کار باید کرد؟

هرگز او را مجبور نکنید به طرف غریبه‌ها یا کسی که از او می‌ترسد برود. با این وجود برای آشنا کردن او با دیگران وقت بگذارید.

از 1 تا 3 سالگی

از 1 تا 2 سالگی:

* ترس‌های غیرمعقول

ترس از ناپدید شدن مخصوص این سن است. کودک که فرق بین واقعیات و تخیلات را خیلی خوب تشخیص نمی‌دهد ممکن است مثلا در وان حمام با نگاه کردن به گرداب کوچکی که در سوراخ وان به وجود می‌آید بترسد که او نیز همراه با آب به داخل چاه برود. در مورد جاروبرقی هم همین طور است: کودک می‌ترسد که با لوله جاروبرقی به داخل آن کشیده شود و به کلی ناپدید گردد و هیچ‌کس هم نتواند نجاتش بدهد!

چه کار باید کرد؟

در مورد این جور وسایل و سیستم‌ها برایش توضیح بدهید. به عنوان مثال در مورد جاروبرقی به او یاد بدهید که چطور می‌تواند آن را روشن و خاموش کند، و به او نشان دهید که تمام چیزهایی که با جاروبرقی گرفته می‌شوند به داخل کیسه‌اش می‌روند. بنابراین ناپدید شدنی در کار نیست...

از 2 تا 3 سالگی:

* تاریکی، دشمن بزرگ!

ترس از تاریکی تقریبا در همه جای دنیا برای بچه‌ها وجود دارد. کودک قدرت تخیل خود را که در این سن خیلی هم قوی شده، در اختیار هیجان‌ها و از جمله ترس قرار می‌دهد. تخیلات او آن‌قدر واقعی‌اند که شب‌هنگام، وقتی چراغ‌ها خاموش می‌شوند، و همه به اتاق‌های خود می‌روند و سکوت همه جا را می‌گیرد، ترس جدایی از پدر و مادر به سراغ او می‌آید.

چه کار باید کرد؟

اصلا به ترس او نخندید! شب‌ها کمی در اتاقش را باز گذاشته و چراغ راهرو را روشن بگذارید. در صورت نیاز، یک چراغ خواب در جایی که خیلی سایه ایجاد نکند قرار دهید. اگر کودک بیدار شد این طور او را آرام و مطمئن سازید: "چیزی نشده و همه چیز خوب است، مامان و بابا در خانه هستند، عروسکت هم این‌جا پیش توست. هیچ اتفاقی برایت نمی‌افتد."

زمان همه چیز را حل می‌کند. به‌تدریج و با گذشت زمان کودک قادر خواهد بود ترس‌هایش را دور کند. در حدود 6 سالگی، ترس از تاریکی کمتر خواهد شد.

از 3 تا 6 سالگی

* ترس‌ها در انواع مختلف

در این سن هیولاها برای او ترسناک هستند. این ترس خیلی شبیه ترس از تاریکی است زیرا شب‌ها، همان‌طور که جا افتاده، موقع آمدن هیولاهاست! و این هیولاها همان بازتاب احساسات مربوط به روحیه سرکشی و تهاجمی کودکان هستند که نمی‌توانند به خوبی کنترلشان کنند.

چه کار باید کرد؟

می‌توانید از یک پودر مانند پودر لباسشویی به عنوان پودر ضدهیولا و یا یک عطر یا اسپری به عنوان گرگ‌کُش استفاده کنید. این روش قابل اجرا بوده و بسیار موثر است. با این حال، زیاده‌روی نکنید! کودک باید یاد بگیرد که تمام این ترس‌ها و نگرانی‌ها وقتی که بزرگ بشود از بین خواهند رفت.

* او به شدت از مرگ پدر یا مادرش هراس دارد!

بچه‌ها در این سنین تولد، بیماری و همچنین مرگ را می‌فهمند. و یواش‌یواش متوجه می‌شوند که مرگ ممکن است برای هر کسی در دنیا اتفاق بیفتد از جمله مامان، بابا، خودش و...

چه کار باید کرد؟

روان‌شناسی به نام فرانسواز دولتو در مورد جواب دادن به این پرسش کودکان "مامان تو کی می‌میری؟" توصیه می‌کند که خیلی ساده و راحت جواب بدهید: "هر وقت که خدا بخواهد و زندگی‌ام به پایان برسد."

* او از اینکه گم بشود می‌ترسد!

کودک در این سن، به‌تدریج متوجه آسیب‌پذیری و به‌ویژه ناتوانی‌اش می‌شود. او دایم بین نیاز به حمایت، و میل به کشف دنیای پیرامونش درگیر است.

چه کار باید کرد؟

به او یاد بدهید که اسم، فامیل و سن خود را واضح و درست بیان کند. به طور دقیق برایش توضیح بدهید که اگر گم شد چه کار باید بکند، و قبل از هر چیز، نباید از جایی که هست دورتر و به جایی دیگر برود. همچنین به او بیاموزید که به یک کارمند یا فروشنده در همان جا و یا مامور پلیس مراجعه نماید و هرگز از رهگذران کمک نخواهد. و در آخر تاکید کنید که هیچ وقت هیچ وقت، شما بدون پیدا کردن او برنمی‌گردید.

از 6 تا 12 سالگی

* در این سن توجه دیگران برای آنها مهم است!

کودک از اینکه کنار گذاشته شود واهمه دارد. در این سن دوستان خیلی مهم هستند. نگرانی کودک در مورد سازگاری و بودن با هم‌گروهی‌هایش است. جدا ماندن و طرد شدن از گروه برای او رنج بزرگی محسوب می‌شود.

چه کار باید کرد؟

دوستان او را به منزل دعوت کنید و اوضاع را زیر نظر بگیرید. اگر احتیاج شد برای آنکه فرزندتان تنها و جدا از دوستانش نماند مداخله کنید. واکنش‌های او را زیر نظر بگیرید، به‌خصوص اگر کودک شما از زنگ‌های تفریح و یا وقت ناهار در مدرسه بیزار است. این احتمال نیز وجود دارد که کودکتان از شما پنهان کند که در مدرسه بچه‌های بزرگ‌تر به او زور می‌گویند و یا اذیتش می‌کنند.

* او از صحبت کردن در جمع وحشت دارد!

این واهمه مربوط به ترس از قضاوت دیگران است که با نخستین ارزیابی‌ها در مدرسه به چشم می‌خورد. همکاری با معلم او، برای کنترل این شرایط و جلوگیری از طولانی و مقاوم شدن این ترس ضروری است.

چه کار باید کرد؟

هیچ فرصتی را برای آماده کردن او از دست ندهید. از او بخواهید آخرین فیلم یا کارتونی را که دیده برای مادربزرگ، خاله، عمه و... تعریف کند. برای خرید نان او را بفرستید و بخواهید پول نان را که قبلا به او داده‌اید بپردازد. و در صورت امکان، او را در یک کلاس تئاتر ثبت‌نام کنید.

پس از 12 سالگی

بدرود ترس‌های دوران کودکی!

بیشتر ترس‌های بزرگ دوران کودکی در این سن کمتر شده و جای خود را به دغدغه‌های دیگری که اغلب مربوط به شرایط ظاهری و فیزیکی هستند می‌دهند:

"وای! من زشت، خیلی چاق، و یا زیادی لاغر هستم."

این سن، دوران دگرگونی‌ها و تحولات سخت و نگران‌کننده برای نوجوانان است و همچنین زمان وداع با کودکی برای پیوستن تدریجی به دنیای نوجوانی و ترس‌های مربوط به آن است!

آیا ترس‌های کودکان عادی است؟

چه اسمی می‌توان روی شب‌های آشفته بچه‌ها گذاشت، و در برابر آن چه واکنشی باید داشت؟

"باکوس" چنین توضیح می‌دهد:

در دوران کودکی، بچه‌ها دچار تغییرات بزرگی می‌شوند که ممکن است موجب کابوس دیدن آنها شود. اما اگر این خواب دیدن‌ها متفاوت و کم بودند جای هیچ نگرانی نیست، حتی اگر آشفته و مشوش باشند. ولی اگر کودک کابوس‌های متعدد و همیشه با یک موضوع دید، این امر نشانگر نوعی اختلال است.

چه کار باید کرد؟

یک راه ساده این است که از او بخواهید تا کابوسش را نقاشی کرده سپس آن را تعریف کند. حواستان باشد از او سوالی نپرسید که موجب نگرانی و آشفتگی بیشترش شود.

اگر کابوس‌ها ادامه پیدا کردند (همان‌طور که به خاطر طولانی شدن سرفه‌های شبانه به پزشک عمومی مراجعه می‌کنید) حتما باید او را نزد یک روان‌پزشک ببرید. اغلب یک یا دو جلسه برای رفع و بهبود بخشیدن به این شرایط کفایت می‌کند. به عنوان مثال، پسربچه‌ای را در نظر بگیرید که برای رضایت‌خاطر پدر و مادرش خود را مجبور می‌کند که همیشه با خواهر خود مهربان و سازگار باشد. او حسادت عادی‌ای را که در طبیعت هر کودکی وجود دارد سرکوب می‌کند، و این حسادت و دعواهای کودکانه سرکوب‌شده، به صورت کابوس بروز می‌کنند. این کابوس‌ها مهم و حاد نیستند ولی اگر سکوت او ادامه بیاید ممکن است پیچیده و مشکل‌آفرین شود.

منبع : موفقیت

 

منبع وبلاگ

گرداوری و ویرایش : فربد حیدری

سایت گروه فن و هنر ایران زمین

سایت جامع پیمانکاران ساختمان

هنر سنتی ایران زمین

 


:: برچسب‌ها: اموزش