غفلت از فرهنگ در روزگار ما جبران ناپذیر است نشست رسانهای روز هنر انقلاب اسلامی؛
نشست رسانهای محسن مومنی شریف رئیس حوزه هنری به مناسبت روز هنر انقلاب اسلامی صبح امروز در سالن مهر حوزه هنری برگزار شد.
هنرهای تجسمی تاریخ : دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳
در آغاز این نشست مومنی شریف با اشاره به ایام فاطمیه گفت: سالی که با یاد و نام مبارک حضرت فاطمه (س) شروع شود قطعا سال پر برکتی خواهد بود و امسال نیز از این ویژگی برخوردار است.
وی به نام گذاری امسال توسط مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: امسال سال فرهنگ است و قرار است تا توجه ویژه ای به فرهنگ شود و عرض و طول این شعار تبیین شود ومن امیدوارم با برخوردهای سطحی و هیجانی این شعار مورد غفلت واقع نشود زیرا ما در روزگاری زیست می کنیم که فرهنگمان به شدت مورد تهاجم است.
وی به نقش محوری انقلاب اسلامی در نجات از بحران ها اشاره کرد و اظهار داشت: انقلاب اسلامی ایران محصول فرهنگ ملی و دینی ماست که در همه بحرانهای ایران از جمله دفاع مقدس، فرهنگ ما کشور را نجات داده است، اهمیت این مسئله تا بدانجاست که همه بحرانهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی در کشورمان حل نخواهد شد مگر به واسطه فرهنگ ولی متاسفانه فرهنگ در کشور ما همواره مورد غفلت واقع شده است که جای تاسف دارد.
وی اظهار داشت:خوشبختانه زمینه کارهای بزرگتر و مأمو ریت های مهم در حوزه هنری فراهم شده و من به بعضی از عواملی که موجب شد تا به چنین اعتماد به نفس و یقینی برسیم را بر می شمارم: اول اینکه حوزه هنری به خاطر سابقه گذشته و امروز موفقش، در نگاه مسئولان بزرگ نظام و مردم دارای شخصیت معتبری است. مخاطبان به محصولات آن اعتماد دارند و این به خودی خود موجب اعتماد به نفس و شجاعت کارهای بزرگتر است.
این مسئول فرهنگی در ادامه گفت: حوزه هنری تنها اثر تولید نمی کند بلکه در حوزه کاری خود نظر هم تولید می کند، لذا حوزه مرجع علاقمندان و اندیشمندان و دغدغه داران این حوزه است. در دانشگاه های مختلف کشور بیش از چهارصد رساله با موضوع و هنر انقلاب اسلامی در چند سال اخیر نوشته شده که مرجع و مأخذ عمده آنها حوزه هنری و آثار حوزه بوده است. در خارج از کشور نیز در دانشگاه تاجیکستان و نمل پاکستان سبک ادبیات و هنر انقلاب تدریس می شود که باز هم با اعتنا به آثار حوزه هنری است.
مومنی شریف با بیان اینکه حوزه هنری همواره در حال رویش و معرفی چهره های جدید است، خاطر نشان کرد: فقط مرکز آموزش تخصصی هنر اسلامی در چهار سال اخیر، بیش از دو هزار نفر هنرجوی متعهد و با استعداد تربیت کرده که امروز در سازمانها و نهادهای مختلف کشور در حال تولید و فعالیت هستند.
وی اضافه کرد: شهید باغبانیان که سال گذشته در سوریه به شهادت رسید، یکی از این هنرجویان است. ترتیبی اتخاذ شده که مرکز آموزش تخصصی هنر اسلامی امسال در تولیدات حرفه ای حوزه هنری، سهم و مشارکت داشته باشند. اینها و دیگر جوانانی که مقام معظم رهبری به آنها امیدوارند، می توانند جهاد فرهنگی را تحقق ببخشند. لذا من اعلام می کنم حوزه هنری خانه همه جوانان و علاقمندان ادبیات و هنر انقلاب اسلامی است و رؤسای محترم حوزه هنری استانهای سراسر کشور موظف هستند امسال از این هنرمندان حمایت کنند.
مومنی با اشاره به اینکه در ساختار حوزه هنری زیر ساختهای انجام کارهای بزرگ فراهم شده است، گفت: حوزه هنری از نظر امکانات کم ترین سهم را از بودجه عمومی و بیت المال دارد، اما از آن خوب استفاده کند و منابع و امکاناتش را به خوبی مدیریت می کند. اختصاص بیش از ۶۴ درصد بودجه و منابع حوزه به برنامه های سال ۹۲ اتفاق بزرگی در تاریخ حوزه هنری است.
وی اظهار داشت: در سالی که با بحران مالی موجه بودیم و همه سازمانها نتوانستند برنامه هایشان را به طور کامل اجرا کنند و بیش از هفتاد درصد منابع شان به حقوق و مزایا و نگهداری سازمان شان گذشت، حوزه هنری تنها ۳۵ درصد بودجه خود را خرج حقوق و مزایا و نگهداری سازمان کرد و ۶۴ درصد آن تبدیل به اجرای برنامه ها شد. این نشان می دهد، اولاً دارای ساختار منعطفی در این مرکز شدیم و حوادث و تکانه های اقتصادی نمی تواند موجب استئصال و رکود و یا به هم ریختن ما شود بلکه ما بر آن مسلط می شویم.
وی با تاکید بر اینکه ما ادعا داریم کار در حوزه هنری با قیمت ارزان، با سرعت و کیفیت انجام می شود، افزود: حوزه هنری برنامه محور و داری برنامه راهبردی میان مدت با چشم انداز سال ۹۷ است لذا دچار هیجانات زودگذر نمی شویم بلکه به آینده توجه داریم . ما با این پشتوانه ها برنامه امسال را شروع می کنیم.
مومنی شریف استراتژی عملیاتی حوزه هنری برای جریان سازی در مصرف محصولات فرهنگی را برشمرد و ادامه داد: توسعه مخاطبان شامل: تأسیس حوزه هنری کودک و نوجوان، تأسیس سازمان تلویزیونی سوره، تأسیس حوزه هنری الکترونیک، ایجاد دسترسی آسان شامل: زنجیره ای کردن سینماهای حوزه هنری، تأسیس بیست فروشگاه کتاب در استانها و یک فروشگاه بزرگ در میدان انقلاب، تدارک تأسیس شرکت پخش محصولات فرهنگی و تمرکز بر مضامین شامل: انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، خانواده و سبک زندگی ایرانی اسلامی و کودک و نوجوان به عنوان استراتژی عملیاتی حوزه هنری برای جریان سازی در مصرف محصولات فرهنگی معرفی می شوند.
وی در ادامه سخنان خود در نشست رسانه ای هنر انقلاب بیان داشت: به دلیل کارآمدی های فرهنگ، برنامه پیشرفت توسعه همه جانبه جمهوری اسلامی با محوریت فرهنگ تعریف شده است. این یعنی اگر ما خواسته باشیم در حوزه اقتصاد و دیگر حوزه ها از بحران بیرون بیاییم باید به فرهنگ متوسل شویم.
وی اضافه کرد: در مدتی کوتاهی چنان تاخت و تازی به باورها و آرمانهای متأثر از فرهنگ انقلاب شد و کسی که در خطبه های نماز جمعه همواره از عدالت اجتماعی سخن می گفت ناگهان در افکار و منشش چنان چرخشی به وجود آمد که به سمت رفاه و اشرافی گری رفت و حتی واژه مستضعفان که از فرهنگ قرآن وارد ادبیات انقلاب شده بود به قشر آسیب پذیر تبدیل شد.
مومنی شریف یکی از مؤلفه های فرهنگ ساز چه در بعد ایجابی و چه سلبی، رفتار و سیره رهبران و مدیران جامعه دانست و گفت: از نظر ما اهالی فرهنگ و ادب، بخشی از مسئولان و مدیران از هجوم فرهنگی دشمن آسیب دیدند، لذا هنرمندان حوزه هنری انقلاب اسلامی، نخستین کسانی بودند که آن زمان متوجه این موضوع شدند و به انتقاد و مقابله با آن پرداختند.
وی ادامه داد: ادبیات و هنر اعتراض در درون نظام و با تکیه بر فرهنگ انقلاب در حوزه هنری شکل گرفت. آقایان قزوه با شعر مولا ویلا نداشت، سیدحسن حسینی و آقای سید مسعود شجاعی طباطبایی با کاریکاتورهایش و شهید آوینی با مقالات خود در مجله سوره، از این گروه بودند.
مومنی با بیان اینکه متأسفانه فرهنگ در حوزه سیاست در هر انتخابات، آسیب جدی می بینند، افزود: نمونه بارز آن در انتخابات مجلس سوم بود که در مقطعی موجب عقب نشینی های ما و پیشروی دشمن در جبهه های جنگ شد. این به این دلیل است که سیاست از فرهنگ و از بنیاد های اندیشه ای بر نمی خیزد بلکه در سطح است و تمام هم و غم در انتخابات تعریف روشی برای غلبه بر حریف است ولو به قیمت قربانی شدن منافع ملی!
وی با اشاره به اینکه همواره در حوزه اقتصاد از دو جهت فرهنگ آسیب دیده است، بیان داشت: یکی از این طرق واردات بی حساب و کتاب کالا که معمولاً با خود فرهنگ بیگانه را می آورد ثانیا، پروژه ها و طرح هایی اقتصادی که به الزامات فرهنگی آن توجهی نمی شود.
این مسئول فرهنگی تصریح کرد: دانشگاهی در شهر کوچکی با فرهنگ و سنت های کهن در استان یزد تأسیس می شود که وقتی انبوه دانشجویانی که از سراسر کشور به آن شهر می آیند نه تنها فرهنگ و آداب و رسوم بلکه بافت جمعیتی آنجا را هم تحت تأثیر خودش قرار می دهد. همین طور ایجاد خیلی از کارخانه ها و شرکت تولیدی. لذا برای مقابله با این پدیده، رهبری انقلاب دستور توجه داشتن به پیوست فرهنگی را ابلاغ کردند.
مومنی شریف اضافه کرد: در حوزه امنیت هم گاهی بدفهمی از مسائل امنیتی و تفسیرهای نادقیق و من عندی در بعضی دوره ها موجب اقداماتی شده که نتیجه اش به نفع انقلاب و فرهنگ انقلاب نبوده است. همه این مشکلات به خاطر نداشتن پایگاه فرهنگی و بی اطلاعی از آفاق فرهنگی است.
وی با تاکید بر رجوع دوباره به آرمانهای حضرت امام و رهبری معظم و آموزه های بنیادی انقلاب اسلامی، گفت: خوشبختانه امروز فرصت مناسبی است تا با نقد گذشته مان، آینده مطلوب را ترسیم کنیم؛ راه هم مشخص است.
رییس حوزه هنری در خاتمه خاطر نشان کرد: بر همین اساس نقشه فرهنگی کشور تنظیم و تدوین شده و در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده است که متأسفانه رئیس جمهور سابق در دستور اجرای آن تعلل کرد اما امیدورایم رئیس جمهور و رئیس محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی زودتر دستور اجرای آن را صادر کنند و وظایف و قلمرو هر بخش مشخص شود.
منبع :: وبسایت هنر نیوز
:: برچسبها: هنر, نقش, گروه, هنرهای تجسمی نوشته شده در سهشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۳
ملیله زنجان، هنری اصیل اما رو به فراموشیزنجان - ایرنا - ملیله زنجان این هنر اصیل ایرانی که زمانی فرصت بزرگ اقتصادی، صادراتی و هنری ایران در بازارهای جهانی را قرق کرده بود اکنون دیگر رو به فراموشی است.
ساخت ملیله اصیل حوصله ای به استقامت کوه و صبری به پهنای دریا می خواهد تا ثمره آن به ارزشمندی گوهری همچون الماس تبدیل شود.
ملیله زنجان، فقط یک ظرف یا زیور آلات نقره یا طلای معمولی نیست که در قالب خاصی ساخته شده باشد و پشت هر قطعه ملیله هزاران تکه ظریف نهفته و خلاقیت بی نظیر هنرمند را در خود جای داده است. هنرصادرات برای درآمد زایی که حتما نباید مربوط به فروش نفت و محصولات پتروشیمی باشد، گاه هنر را ارزشمندتر از هر نوع کالایی می توان صادر کرد. هنر صادراتی هنر صادراتی نیز منحصر به نگارگری، نقاشی یا مجسمه سازی نیست گاه حتی زمختی فلزی را نیز می توان با سرپنجه های هنرمندی به اثری ارزشمند و ماندگار برای صادرات هنر ایران تبدیل کرد.
مواد لازم برای ساخت یک قطعه زیور آلات یا ظرف کوچک ملیله فقط چند صد گرم نقره ای است که در پیچ و تاب حرارت و فشار، مغلوب دستان هنرمند می شود و جان سخت خود را زیر هنر صنعتگر چنان نرم می کند که گویی صنعتگر هنرمند موم را برای نگارگری به کار گرفته است.
نقره زیر حرارت تبدیل به میله ای نازک و بلند می شود و این میله در پیچ و تاب فشار ده ها اهرم و مهره به ظرافت نخی در می آید تا پاسخ گوی خلاقیت صنعتگر هنرمند باشد.
برای ساخت یک ظرف کوچک ملیله ای فقط 200 گرم و شاید کمتر نقره به کار می رود ولی حوصله و خلاقیت و هنرمندی صنعتگر، آن را به 10 هزار قطعه ظریف و کوچکی تبدیل می کند که با جای گرفتن در کنار یکدیگر اثری را می سازند که نه سرمای روزگار و نه گرمای داغ بازارهای جهانی گرد بی ارزشی بر رخسار آن نمی نشاند و ظرافت و زیبایی آن را حقیر نمی سازد.
زنجان زادگاه و مهد چنین هنر و صنعت ظریف و ارزش مندی است، ولی چه سود که صنعتگران هنرمند زنجانی به سودی از این صنعت گران قیمت چنان که بتوانند روزگار خود و خانواده را بگذرانند دست نمی یابند و ملیله همچون شی ای معمولی منحصر در بازارهای زنجانی باقی می ماند.
ملیله زنجان با خلوص 9/99 درصدی که سرآمد ظروف تزئین و زیور آلات ایرانی است، ذوق می خواهد و حوصله، دستانی هنرمند نیازی دارد و صبری نا تمام.
ملیله چنان ارزشمند است که صنعتگر با حسرتی نا تمام به حاصل دسترنج خود می نگرد و خوب می داند هم اکنون بازارهای ایرانی و فردا بازارهای جهانی در حسرت چنین صنعت گران بها و بی نظیری خواهند ماند.
در کوچه پس کوچه های زنجان نیز کارگاهی یافت می شود که علاوه بر تولید زیور آلات و ظروف ملیله ای، به آموزش چنین هنر ارزش مندی دست می زند تا مبادا در گذر زمان، هنر ارزشمند ملیله کاری گرد فراموشی به خود بگیرد و هنرمندی نباشد تا اثری ماندگار با چنین صنعتی خلق کند.
محسن یزدان شناس از هنرمندان این رشته هنری از درد فرو خفته صنعت ارزشمند ملیله می گوید: فقط یک دهم درصد از نقره هایی که در ویترین فروشگاه های کشور یافت می شود، به ملیله زنجان اختصاص دارد.
وی می افزاید: علاوه بر زنجان، ملیله در گذشته در اصفهان هم تولید می شد اما گذر زمان و تلاش برای امرار معاش هنرمندان و صنعتگران، ملیله کار اصفهانی را به سمت تولید ظروفی برد که با ریخته گری تولید می شود و دیگر ظرافت فوق العاده بالای ملیله را ندارد.
یزدان شناس ادامه می دهد: متاسفانه ملیله زنجان معرفی نشده و خریدار فقط به صرف زیبایی آن را می خرد و از هنری که پشت آن نهفته است خبری ندارد.
وی یادآوری کرد: هر قطعه از ظروف ملیله بسیار گران تمام می شود، تکنیک های آن بسیار محدود است و طراح حرفه ای خاصی در این عرصه وجود ندارد.
یزدان شناس اظهار می کند: امروزه ملیله زنجان نیازمند بازاریابی در داخل کشور و بازارهای جهانی است.
وی اضافه می کند در این عرصه سرمایه گذاری خاصی وجود ندارد و صنعتگر خود هم تولید کننده، هم بازاریاب و هم فروشنده است در حالی که این موضوع در کشورهای دیگر تفکیک شده و هنرمند فقط دغدغه کار هنری خود را دارد.
یزدان شناس تاکید می کند: جای خالی ملیله در بازار ایران هنوز حس می شود و ابتدا این هنر باید جای پای خود را در بازار داخلی باز کند، تا بتوان با فراغ بال بیشتری شاهد صادرات این هنر ارزشمند و هنرنمایی در بازارهای جهانی بود.
این صنعتگر هنرمند ارزش ملیله زنجان را فرای دیگر آثار هنری و تولیدات صنعتی می داند و آن را دارای سخت ترین و زیباترین تکنیک های هنری عنوان می کند.
وی با اظهار تاسف می گوید: چرا باید در ایران چنین هنری در خفا و سکوت تولید شود و اندونزی با کارهای ریخته گری بازارهای تزئینات و ظروف فلزی جهان را در انحصار خود در بیاورد.
یزدان شناس با بیان اینکه آثار هنری و ارزشی در ایران از جمله ملیله زنجان با مشکل بزرگ بسته بندی مناسب مواجه است تاکید کرد: در عرصه صنایع دستی مسوولان میراث فرهنگی در حاشیه قرار دارند و هیچ مسوولیتی در ساماندهی، بازاریابی و رسیدگی به مشکلات صنعتگران در این عرصه بر گردن آنان نیست. مسوولان میراث فرهنگییزدان شناس نیاز تمام صنعتگران در عرصه صنایع دستی را حمایت معنوی دانست و ادامه می دهد: مسوولان میراث فرهنگی باید برای جذب سرمایه گذاران تلاش کنند و به رابطی میان صنعتگران و سرمایه گذاران تبدیل شوند. ملیله جزو بومی ترین صنایع دستی این استان محسوب می شودمدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان زنجان نیز که معتقد است ملیله زنجان در سطح جهان، هنر صنعت بی نظیری محسوب می شود، می گوید: ملیله جزو بومی ترین صنایع دستی این استان محسوب می شود که بیشترین قدمت تاریخی را از نظر تولید در این منطقه دارد.
یحیی رحمتی ادامه داد: صنعتگران دیگر مناطق کشور که در حوزه ملیله فعالیت می کنند، یا استادکارانی هستند که از زنجان به این این مناطق مهاجرت کرده اند و یا علاقه مندان این مناطق از زنجانیان این هنر را آموخته اند. در اصفهان، تبریز و مشهد ملیله تولید می شودوی می افزاید: هم اکنون در شهرهای مختلفی از جمله اصفهان، تبریز و مشهد ملیله تولید می شود ولی با طرح، نقش و ظرافت و کیفیت ملیله زنجان قابل مقایسه نیستند. هنرمندان زنجانی دارای سبک و طراحی خاصی هستندرحمتی اضافه می کند: هنرمندان زنجانی دارای سبک و طراحی خاصی هستند و ملیله زنجان شناسنامه منطقی ویژه ای برای خود دارد و قابل تفکیک با دیگر آثار تولید شده در کشور هستند.
این هنر و صنعت که بار هنری آن بیشتر استمدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان زنجان، می گوید: این هنر و صنعت که بار هنری آن بیشتر است، برای عرضه در بازارهای داخلی و خارجی باید با تنوع و متناسب با سلیقه مخاطبان مختلف تولید کرد.
وی یادآوری کرد: در تولید ملیله باید قدرت خرید مخاطبان مختلف را نیز در نظر گرفت و متناسب با نیاز مصرف کننده، سلیقه، مد و نوآوری به تولید آن دست زد.
رحمتی اظهار کرد: باید برای ورود محصولات جدید ضمن حفظ هویت ملیله به بازار داخلی و جهانی برنامه ریزی و اقدام کرد.
معاون سابق صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور، می گوید: پیش از این، فقط ظروف مختلف با هنر ملیله تولید می شد، اما از چندی قبل هنرمندان صنعتگر به تولید زیور آلاتی با بهره گیری از این هنر صنعت ظریف دست زده اند.
وی با بیان اینکه ملیله برای سازمان میراث فرهنگی از جایگاه و ارزش خاصی برخوردار است، ادامه می دهد: همین موضوع است که مسوولان این سازمان را برای طراحی قالب های جدید و بازاریابی در سطح جهانی ترغیب می کند.
رحمتی ادامه می دهد: تا ماه های آینده نتیجه اقدامات و مطالعات سازمان میراث فرهنگی در این زمینه در قالب کتابی منتشر می شود و علاقه مندان، هنرمندان و صنعتگران می توانند از نتایج آن بهره برداری کنند.
مدیر کل سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان زنجان، بر لزوم شناسایی بازارهای هدف ملیله برای صادرات آن در جهان تاکید می کند و اهالی شرق آسیا را از طرفداران ظروف نقره ای می داند.
وی می افزاید: باید از ظرفیت سفارتخانه ها برای معرفی آثار صنایع دستی به ویژه ملیله بهره برداری کرد.
رحمتی یادآوری کرد: هم اکنون صنعتگران موفق بسیاری بوده اند که اقدام به برگزاری نمایشگاه در کشورهای خارجی کرده و به فروش خوبی از این محل دست یافته اند.
مدیر کل میراث فرهنگی به برگزاری کارگاه هایی برای بازاریابی صنایع دستی با حضور این صنعتگران اشاره می کند و بازاریابی را مهمترین اصل در افزایش فروش تولیدات صنایع دستی می خواند.
گزارش: مینا افشاری ترک منبع : سایت
گرداوری از گروه فن و هنر ایران زمین
:: برچسبها: هنر, ایران, صنعت, صنایع دستی نوشته شده در شنبه ٩ فروردین ۱۳٩۳
فصل اول - کلیات 1- چگونگی پیدایش صنایع دستی را توضیح دهید؟ در حدود 8000 سال قبل که به عصر «نوسنگی» معروف است، مردمی در منطقه وسیعی در آسیای جنوب غربی زندگی می کردند که برای نخستین بار در گروههای کوچک جمع آمده، در یک مکان ساکن شدند و اولین دهکده ها را به وجود آوردند. آثار به دست آمده از دوران پارینه سنگی، میان سنگی و نوسنگی، گواه بر فعالیت انسان در ساخت ابزار و وسایل سنگی است. ابزارهایی چون تیغه های دندانه دار و به شکلهای مختلف هندسی در مکانهایی مانند بیستون و غارهای هوتو و کمربند به دست آمده است. انسانی که یاد گرفته بود با کاشتن دانه های خوراکی مقدار بیشتری از آن را به دست آورد، ناگزیر بود آن را در جایی ذخیره کند. او ظرفهایی را می خواست که در برابر گرما و رطوبت هوا مقاومت داشته باشد و غلات، در آن فاسد نشود. از این رو انسان دوران نوسنگی با الهام از همان شکلهای طبیعی و با آمیختن آب و خاک، اولین ظرفهای سفالی را ساخت. 2- صنایع دستی را تعریف کنید؟ صنایع دستی که هم می تواند، حالت کارگاهی و هم حالت خانگی داشته باشد، همانند صنایع کوچک قابلیت استقرار در شهر و روستا را دارد، بدون نیاز به فن آوری پیشرفته، بیشتر متکی به تخصصهای بومی و سنتی است و قسمت اعظم مواد اولیه مصرفی آن در داخل کشور قابل تهیه می باشد. افزون بر این، صنایع دستی هر دو ویژگی مصرفی و هنری را داشته، برخوردار از بینش، ذوق، اندیشه و فرهنگ تولید کننده نیز هست و در مجموع آن را یک «هنر- صنعت نامیده اند». 3- صنایع سنگین را تعریف کنید؟ صنایع سنگین زمینه ساز توسعه اقتصادی هر کشور است و از آن به عنوان «صنایع مادر» نیز یاد می شود؛ نیازمند سرمایه گذاری بسیار زیاد، ماشین آلات و تجهیزات عمده نیروی انسانی و برخوردار از تخصصهای فنی می باشد. 4- صنایع سبک را تعریف کنید؟ صنایع سبک در مقایسه با صنایع سنگین، نیازمند تجهیزات و به همان نسبت سرمایه کمتر و نیروی انسانی با تخصصهای نسبتاً پایین است. لازمه استقرار آن، بهره گیری از ماشین آلات خودکار و نیمه خودکار است. 5- ویژگیهای صنایع دستی ایران را نام ببرید؟ 1. صنایع دستی ایران محملی برای میراث فرهنگی و هنری این مرز و بوم است که ریشه در اعتقادات مذهبی و باورهای قومی و نیز قوه ابتکار و خلاقیت استادکاران ایرانی دارد. 2. امکان تأمین قسمت عمده مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی؛ 6- ویژگیهای صنایع دستی را از نظر اقتصادی توضیح دهید؟ 1. سهولت ایجاد مراکز تولید؛ 7- طبقه بندی صنایع دستی ایران را نام ببرید؟ 1. طراحی سنتی و نگارگری
فصل دوم - دستبافهای سنتی
1- دستباف را تعریف کنید؟ آنچه به وسیله دست یا به کمک وسایل ساده بافته می شود، «دستبافت» نامیده می شود. 3- بافته های دستگاهی و بافته های داری را تعریف کنید. بافته های دستگاهی محصولاتی است که با کمک دستگاههای بافندگی دو وردی، چهار وردی، ژاکارد و نظیر آنها تولید می شود؛ مانند پارچه های ساده و نقش دار، زری. بافته های داری، دستبافهایی است که با کمک دارهای افقی و عمودی بافته می شود. این محصولات، دو دسته اند: بافته ای داری پرز دار مانند قالی و بافته های داری بدون پرز مانند گلیم. 4- دستگاههای بافندگی پارچه به چند گروه تقسیم می شوند؟ 1. دستگاههای بافندگی ساده باف : که به آنها دستگاههای «دورد دار» نیز می گویند، برای بافت پارچه هایی با نقوش هندسی و راه راه به کار می رود. 2. دستگاههای بافندگی دستوری و ژاکارد : برای بافت انواع پارچه با نقوش غیر هندسی استفاده می شود؛ مانند دستگاههای ترمه بافی، زری بافی و مخمل نقش برجسته. 5- هر دستگاه بافندگی شامل چه قسمتهایی است؟ کار هر قسمت را توضیح دهید؟ 1. وردها : وسیله ای است که ماسوره نخ در داخل آن قرار می گیرد و در عرض تارها، به صورت رفت و برگشت عبور می کند و باعث کشیده شدن پود به داخل تارها می شود. 4. ماسوره : وسیله ای دندانه دار است که معمولاً از چوب یا فلز ساخته می شود و طول آن اندکی بیش از عرض پارچه است. 6. پدال یا رکاب : تخته ای است که به وسیله زنجیر یا نخ به وردها متصل شده، با فشار پای بافنده وردها بالا یا پایین رفته و باعث می شود دهانه یا دو دسته تار، باز شود و ماکو از آن عبور کند. 7. غلتک یا پارچه پیچ : وسیله ای استوانه ای شکل است که در قسمت زیرین دستگاه بافندگی قرار گرفته، پارچه بافته شده به دور آن پیچیده می شود. 8. متید : بافندگان معمولاً از یک دستگاه ماسوره پیچی و یک دستگاه چله دوانی و یک دفتین نیز استفاده می کنند. 6- برخی از پارچه های سنتی ایران را نام ببرید؟ 1. شعر 7- بافته های داری به چند گروه تقسیم می شوند؟ 1. بافته های داری پرزدار مانند انواع قالیها و گبه؛ قالی، بافته ای است از هزاران گره کوچک که به مدد سرپنجه های قالی بافان هنرمند بر خامه و نخ، زده می شود تا محصولی ساخته و پرداخته شود که علاوه بر جنبه های مصرفی، هنر را در مقیاس وسیع، مطرح و متجلی سازد. 9- مصالح و وسایل مورد نیاز در قالی بافان را نام ببرید؟ مصالح : پنبه، پشم، ابریشم دستگاهی است بسیار ساده که به موازات زمین، به فاصله 30 سانتی متری نصب می شود و شامل دو قطعه چوب استوانه ای با طول 5/1 برابر عرض قالی مورد نظر است که در بالا و پایین قرار می گیرد و سر اضافی آن به وسیله چهار عدد میخ چوبی یا فولادی بزرگ که در زمین کوبیده شده، مهار می گردد. دار عمودی : که شکل تکامل یافته دارهای ابتدایی است، چارچوب مستطیل شکلی دارد که به طور عمودی بر سطح زمین مستقر می شود. این نوع دار از دو عدد چوب استوانه ای صاف و محکم که به طور موازی یکی در بالا و یکی در پایین قرار دارد و دو عدد چوب دیگر که حالت ستونهای دستگاه را دارند (راست روها) تشکیل شده است. 11- گوه، چوب کوجی و چوب هاف را تعریف کنید؟ (شکل صفحه 18) گوه : قطعه چوب گونیا شکلی است که برای محکم کردن دو طرف زیردار، در شکاف پایین راست روها کوبیده می شود. در موقع شل کردن چله ها و پایین کشی قالی کوهها را بیرون می آورند. چوب کوجی : چوبی است استوانه ای شکل به اندازه عرض دار قالی که برای تنظیم و تفکیک نخهای چله و جلوگیری از کجی قالی به کار می برند. چوب هاف : باریک تر از چوب کوجی است، در بالای آن قرار می گیرد و در زمان پود دادن برای زیر و رو کردن چله ها از آن استفاده می شود 12- سیخ پودکشی، دفه و دفتین و شانه را تعریف کنید؟ (شکل صفحه 19) سیخ پودکشی : تسمه فلزی نازک و باریکی است که سر آن حالت قلاب دارد و برای پودکشی در روش بافت ترکی از آن استفاده می شود. دفه و دفتین : ابزارهایی هستند که برای کوبیدن پود و ریشه های بافته شده از آنها استفاده می شود. در روش فارسی از نوع سنگین آن که پره های بیشتری دارد استفاده می شود که به آن «دفتین» می گویند. در روش ترکی نیز «دفه» به کار می برند. شانه : وسیله ای است که برای کرک گیری و جلو کشی ریشه های زده شده در حین بافت به صورت شانه کردن به کار می روند. 13- نقشه قالی چگونه طرحی است؟ طرحی است که به وسیله طراحان و نقشه پردازان روی کاغذ شطرنجی رسم می شود. گاهی نیز از یک قالی بافته شده به عنوان نقشه استفاده می شود. یکی از مهمترین عناصر هنری قالی ایران، طرحهای آن است. تنوع و زیبایی این طرحها شهرت جهانی دارد و حاکی از ذوق، سلیقه فرهنگ و اعتقادات هنرمندان این مرز و بوم است.
15- گبه چیست؟ ویژگیهای بافت گبه را توضیح دهید؟ واژه گبه به معنی «زمخت و درشت» نام مشهورترین فرش اصیل درشت بافت عشایری است. بافتن گبه با طرحهای ذهنی و ابتکار هندسی و نقشهای حیوانات به ویژه شیر، پلنگ، اسب، گوزن و انسان انجام می شود پشم مصرفی در بافت گبه خودرنگ است و معمولاً از سه تا چهار رنگ تجاوز نمی کند.
17- گلیم های ایرانی به چند شیوه ساخته می شود؟ 1. شیوه پودگذاری 18- شیوه پودگذاری را توضیح دهید؟ در این شیوه، تنها از نخ تار و نخ پود برای بافت گلیم استفاده می کنند. پودهای رنگارنگ را از زیر و روی رشته های تار می گذرانند. با تغییر رنگهای پود است که نقشها پدیدار می شود و هر دو رویه گلیم، صاف، هموار و همرنگ است. 19- شیوه پود پیچی را توضیح دهید؟ در این شیوه، علاوه بر نخ تار و نخ پود، از پود نازک نیز در بافت گلیم استفاده می شود و در واقع پود به حالت پیچش از میان نخهای تار عبور کرده، سپس با عبور پود نازک و کوبیدن آن با شانه، عمل درگیری نخهای تار و پود قطعی می شود. این شیوه بافت که بسیاری از صاحبنظران آن را حد واسطی میان گلیم بافی و قالی بافی و در واقع منزلگاه تکامل گلیم بافی به قالی بافی دانسته اند.
فصل سوم - سفالگری
1- مراحل تاریخی هنر سفالگری را بیان کنید؟ تاریخ آثار سفالی به دست آمده از گنج دره تپه و غار کمربند به حدود 8000 سال قبل از میلاد می رسد. این سفالها دست ساز بوده در ساخت آنها فقط از خاک موجود در طبیعت استفاده شده است. در مرحله دوم (هزاره پنجم و ششم قبل از میلاد) به سفالهای «چشمه علی»، «تپه زاغه»، «تپه سیلک» و «اسماعیل آباد» برمی خوریم که مانند سفالهای دوره اول خشن، با شکلها و تزئینات ساده، در اندازه های کوچک و با پخت ناقص ساخته شده اند. در ساخت آنها برای چسبندگی بهتر گل، از کاه خرد شده یا علف خشک استفاده کرده اند. در دوره بعد به واسطه استفاده «چرخ سفالگری» سفالها، ظرافت بیشتری پیدا کرده اند. 2- لعابکاری از کجا به ایران آورده شد؟ لعابکاری را «کاسیتها» از بابل که قرنها در تصرف آنها بود به ایران آوردند. قدیمی ترین نمونه تزئینات سفالی لعابداری که در ایران به دست آمده به «معبد چغازنبیل» و عهد عیلام میانه منسوب است. 3- اولین ماده مصرفی در ساخت ظروف سفالی چیست؟ گل رس یا خاک رس
خاکهایی است که در کنار سنگهای مادر رسوب نموده، به وسیله آب یا باد جابه جا نشده، به طور نسبی خالص باقی مانده است. 2. خاکهای ثانویه : خاکهایی است که بر اثر عوامل طبیعی مانند باد و باران و جریانهای موقت یا دایمی رودخانه ها از محل اولیه منتقل و در این جا به جایی با مواد آلی و اکسیدهای مختلف مخلوط شده است. این نوع خاکها در مقایسه با خاکهای اولیه خلوص کمتری دارند اما از چسبندگی بیشتری برخوردار است. 5- موارد و مصالح مورد استفاده در سفالگری از نظر کمیت فیزیکی به چند دسته تقسیم می شوند؟ 1. مواد اولیه پلاستیک (شکل پذیر یا رُسها) : به خاکهایی گفته می شود که خاصیت «پلاستی سته» دارند. یعنی خاصیتی که ماده را قادر می سازد تا در اثر یک نیروی خاری بدون شکست و گسستگی تغییر شکل داده، بعد از حذف یا کاهش نیرو، همچنان شکل خود را حفظ کند. 2. مواد اولیه غیرپلاستیک : 6- مواد اولیه غیر پلاستیک به چند دسته تقسیم می شوند؟ 1. پر کننده ها : مانند سیلیس، سنگ چخماق و تالک، مواد غیرپلاستیکی هستند که به بدنه افزوده می شوند. معمولاً دارای نقطه ذوب بالا و مقاومت شیمیایی خوبی هستند. 2. گداز آورها : مانند فلدسپات، اکسیدهای سدیم، پتاسیم، بور یا باریم که در بدنه و لعاب سازی به کار می رود. گداز آورهای مورد استفاده در سرامیک سازی، بسیار متنوع اند. 7- ابزار و وسایل تولید را نام ببرید؟ کار هر یک از توضیح دهید؟ سنگ خرد کن : 8- روشهای تولید سفال را نام ببرید؟ 1. روشهای دست ساخت این روش بیشتر حالت حجمی دارد و مانند مجسمه سازی در آن عمل می شود. روشهای تولید دستی به گونه های زیر قابل اجراست: 1. فشاری : در این روش ابتدا مقداری گل را به صورت گلوله ای در آورده، سپس با انگشت شست، سوراخی در وسط آن ایجاد می کنند. با گردش انگشت شست در سوراخ، دهانه ظرف را باز نموده، سپس با کمک سایر انگشتان، شکل دلخواه را به وجود می آورند. 2. مارپیچ یا فتیله ای : پس از ورز دادن گِل و پهن کردن آن به وسیله وردنه یا دست، آن را گلوله نموده، به صورت فتیله در می آورند. سپس نوارهای گل را به شکل دلخواه روی هم قرار داده، با لیسه صاف می کنند تا شکل مورد نظر به دست آید. 10- روش ساخت ظروف با چرخ سفالگری را توضیح دهید؟ در ساخت ظروف با چرخ سفالگری دو نوع چرخ به کار می رود: ساده ترین شکل آن دو صفحه چوبی است که زیر صفحه بالایی حالت مقعر دارد، به طوری که صفحه زیرین، ثابت است و صفحه رویی می چرخد و گل را شکل می دهد. 2. چرخ سفالگری تند : با استفاده از این چرخ، سفالگر به کمک پا، صفحه زیرین یا طبق چرخ را به گردش در آورده، با دو دست گل را در صفحه رویی شکل می دهد. این روش در سفالگری بیشترین تولید را به خود اختصاص داده است. 11- روش ساخت دوغابی را توضیح دهید؟ در شکل دادن فرآورده های سرامیکی از ابزاری به نام قالب استفاده می شود. نکته اساسی، تفاوت جنس قالب و خاصیت فیزیکی بدنه مورد استفاده است. 12- روش پرس خمیر در قالب را توضیح دهید؟ در گذشته جنس بعضی از قالبها، رس پخته و روش شکل دهی به صورت پرس خمیر گل در قالب بوده است. در تولید فرآورده های سرامیکی برحسب نوع سادگی و پیچیدگی کار می توان از انواع قالبهای گچی استفاده کرد. این قالبها عبارتند از ساده، یک تکه و چند تکه. 13- روش ریخته گری دوغابی را توضیح دهید؟ در این روش، مواد سرامیکی را می توان به شکل دوغاب درآورده و استفاده کرد. دوغاب ریخته شده در قالب گچی پس از زمان معینی به علت تماس با دیوار گچی، جداره ای را تشکیل می دهد. در این هنگام دوغاب اضافی از قالب تخلیه می شود.
سفالگرانی که با چرخ، کار می کنند، یک روز پس از ساخت ظروف، کار «پرداخت» را به ویژه برای قسمتهای بیرونی ته ظرف با ابزار روی چرخ انجام می دهند. پرداخت کردن ظروف به سفالگر، این امکان را می دهد که قسمتهای اضافی و زیادی بدنه را تراشیده، علاوه بر یکنواختی در ضخامت بدنه، برای ظرف پایه کف حلقوی ایجاد کند. 15- انواع تزئین بدنه های سرامیکی را نام ببرید؟ 1. تزئین روی بدنه خام 16- تزئین روی بدنه خام به چند روش صورت می گیرد؟ الف) نقش بریده یا مشبک : 17- تزئینات با رنگ و لعاب به چه صورتی انجام می شود؟ تزئینات نهایی روی بدنه های سرامیکی با اکسیدهای رنگی انجام می شود. تزئین به وسیله لعابهای رنگی، چهار گونه است: 1. سفالینه های یک رنگ : از متداول ترین ظروفی است که ساخت آن تقریباً از ابتدای هزاره اول قبل از میلاد مورد توجه قرار گرفته است. در دوره اسلامی پوشش ظروف با لعاب یکرنگ ادامه پیدا کرده و رنگهای لاجوردی، آبی، سبز، زرد، قهو ه ای و بیشتر از همه لعاب فیروزه ای دیده می شود. 2. تزئین زیر لعاب : سفالگران دوره سلجوقی پس از موفقیت در ساخت ظرفهای مختلف به نوعی سفالینه که بین هنرمندان اسلامی به «نقاشی رو لعاب» یا «هفت رنگ» معروف است، دست یافتند. امروزه از این روش در ساخت ظروف و به ویژه کاشی در ابعاد وسیع استفاده می شود. 4. کاشی لعاب پران : بر روی سر در مسجد نطنز نوار کتیبه ای با زمینه نخودی و حرف فیروزه ای مشاهده می شود. این کتیبه که ساخت آن به شیوه «لعاب پران» مشهور است، استفاده زیادی در تزئینات ظریف کاشی کاری دارد. 18- کوره های سفالی به چند گروه تقسیم می شوند؟ 1. کوره های ابتدایی : که اجاق و اتاق آنها از هم جدا نیست یعنی مواد سوختی هم در همان محلی قرار دارد که سفالها برای پختن، چیده می شود. کنترل ما در این کوره ها مشکل، اتلاف حرارت زیاد، ضایعات کوره نیز زیاد و غیر قابل پیش بینی است. 2. کوره های پیشرفته : که اجاق و اتاق کوره از یکدیگر جداست. این کوره ها چه در داخل زمین و چه در روی آن ساخته شوند، حرارت آنها قابل کنترل و ضایعات آنها قابل پیش بینی است. 19- عوامل مؤثر در پخت سفال را ذکر کنید؟ خروج یا تبخیر آب فیزیکی و شیمیایی مواد، سوخت مواد آلی، تکمیل سوخت بدنه، واکنشهای شیمیایی، تغییرات حجمی فشار کوره.
فصل چهارم - مصنوعات چوبی
1- چرا زمان ساخت نخستین مصنوعات چوبی معین نیست؟ زیرا چوب ماده ای است، آسیب پذیر که شرایط مختلف جَوّی، محیطی و گذشت زمان بر روی آن تأثیر مستقیم و غیرمستقیم داشته، آن را فرسوده و به تدریج نابوده می کند. بنابراین تاریخ و زمان مشخصی در مورد استفاده انسان از این ماده در دست نیست. 2- چه شواهدی از کاربرد در زمان هخامنشیان در دست است؟ دو مورد بیان کنید. داریوش در فرمان بنیاد شهر شوش می گوید: «تخته و چوب یکا از گاندرا و کرمانیا آورده شد)». واژه (یکا) در زبان فارسی همان درخت جگ است که چوبی قهوه ای رنگ و سخت دارد. از این نقش برجسته قصر آپادانا در دوره هخامنشی آشکار می شود که چوب را برای استفاده کاربردی و تزئینی در دوران مادها نیز به کار می گرفتند. در قسمتی از این نقش برجسته یک درباری ماد در حال حمل یک صندلی چوبی مشاهده می شود که مربوط به سده پنجم پیش از میلاد است.
در زمان ساسانیان استفاده از چوب در ساختمان رواج بسیار داشته است. به ویژه استفاده از کلافهای چوبی در میان دیوارها به منظور استحکام بخشیدن رایج بوده است. 4- جنسیت کاری را تعریف کنید؟ واژه منبّت از نبات به معنی گیاه، گرفته شده است و در اصطلاح به نقش برجسته و کنده کاری روی چوب گفته می شود.
6- مغار را تعریف کنید و انواع آن را ذکر کنید؟ مغار: تیغه ای است فولادی با دسته چوبی یا پلاستیک فشرده که در مقابل ضربه، مقاوم است. مغارها به چهار گروه تقسیم می شوند: 1. مغارهای تخت : که تیغه ای تخت با لبه برش صاف دارد و برای دوربری خطوط و کنده کاری زمینه منبّت استفاده می شوند. 2. مغارهای نیم واز : که دارای تیغه ای ناودانی شکل با لبه برش هلالی است و برای دوربری قسمتهای منحنی شکل و ساخت و ساز استفاده می شود. 3. مغارهای لگویی : با تیغه ای ناودانی شکل و لبه برش نیم دایره است و از آن برای دوربری قسمتهای دایره ای شکل و ساخت و ساز نقوش استفاده می شود. 4. مغار شفره : با تیغه ای ناودانی با لبه برش به شکل هفت است و از آن برای شیار زدن و دوربری اولیه نقوش استفاده می شود. 7- چکش چوبی چه کاربردی دارد؟ چکش چوبی وسیله ای است که از یک دسته و یک سر چوبی درست شده و منبت کاران برای ضربه زدن به سردسته مغار از آن استفاده می کنند.
که از طریق چسباندن طرح روی چوب، طراحی مستقیم، کپی کردن طرح، گرده کردن طرح روی چوب مورد نظر انجام می گیرد. 3. دوربری : برای شکل گیری نقش منبت، ابتدا دوربری و سپس زمینه ی اطراف نقوش را کنده کاری می کنند. 4. کنده کاری : با استفاده از مغاز تخت، ابتدا چوب اضافی کناره های زمینه کار و در نهایت چوب اضافی بخشهای میانی زمینه را برمی دارند. 5 . ساخت و ساز و روسازی : 9- معرق چوب چیست؟ معرق چوب تلفیق و ترکیبی است از انواع چوبهای خودرنگ، مواد و مصالحی مانند استخوان، صدف، روی، مس، عاج، خاتم و غیره که در روی سطح چوبی، نقشی را به وجود می آورد.
در معرق چوب از انواع چوب خودرنگ مانند گردو، چنار، عناب، نارنج، سنجد، زبان گنجشک، راش، گلابی، فوفل و بسیاری از چوبهای دیگر، بنا به طرح مورد نظر و سلیقه معرق کار انتخاب و استفاده می شود. 2. مواد و مصالح غیر چوبی : هنرمند معرق کار، بنا به ذوق و سلیقه خود و طرح کار می تواند از مصالح دیگری مانند عاج، استخوان، صدف، فیبرهای مصنوعی، خاتم، مس و برنج استفاده کند. 11- ابزار و وسایل مورد نیاز در ساخت معرق چوب را بیان کنید؟ 1. میز کار : تیغه ای برنده و بسیار ظریف است که اندازه های مختلفی دارد. 12- روش تولید معرق چوب را توضیح دهید؟ 1. رنگ بندی : با توجه به رنگ بندی، طرح مورد نظر را علامت گذاری و شماره گذاری نموده، خرد کرده، بر اساس نوع مصالح، دسته بندی می کنند. 3 . برش کاری : همه قطعه های طرح را مطابق علامت گذاری، کنار هم چیده، به یکدیگر می چسبانند، سپس در محل مربوطه روی زیر کار پرس می کنند. 5. پر کردن زمینه با چوب : 13- معرق منبت چیست؟ به معرقی که نقشهای آن برجسته است، معرق منبت گفته می شود. برای ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعه ها را مانند معرق می بُرند و بعد آنها را به طور مجزا به شیوه منبت کاری ساخت و ساز نموده، کنار یکدیگر جفت و جور می کنند. در پایان کار، قطعه ها را روی زیر کار در محل مربوطه نصب می کنند.
هنر آراستن سطح اشیاء، به صورتی شبیه موزاییک، با مثلثهای کوچک و طرحهای گوناگون، خاتم سازی است. خاتم همواره به صورت اشکال منظم هندسی بوده است. این اشکال هندسی را با قرار دادن مثلثهای کوچک در کنار هم نقش بندی می کنند. هر چه مثلثها ریزتر و ظریفتر باشند، خاتم مرغوبتر است. 15- مهمترین شاهکارهای خاتم دوره صفویه را نام ببرید؟ از شاهکارهای خاتم دوره صفویه می توان صندوق مرقد امام موسی کاظم (ع)، صندوق مرقد امام حسن عسگری (ع) و ضریح حضرت سید علاء الدین حسین در شیراز را نام برد.
گره چینی چوب از هنرهای ظریفی است که از اوایل دروه اسلامی در ایران رایج بوده است. گره ها اتصالات کوچکی از چوب هستند که به صورت زبانه ای به یکدیگر قفل می شوند و نقشهای زیبایی را به وجود می آورند، که هرچه ظریفتر باشند، از نظر هنری ارزش بیشتری دارند. 17- ابزار و وسایل مورد نیاز برای ساخت گره را ذکر کنید؟ از چوب چنار، گردو، نارنج، گلابی و عناب برای ساخت گره چینی استفاده می شود. ابزاری که برای ساخت گره، مورد استفاده قرار می گیرد تقریباً همان ابزاری است که در یک کارگاه درودگری وجود دارد؛ مانند: انواع اره، رنده، گیره، میز کار، خط کش و ...
خراطی، ساختن اشیاء از چوب است که سابقه ای بسیار طولانی دارد. بقایای نقش برجسته های کاخ داریوش در تخت جمشید نشان می دهد که تخت و چهار پایه و عود سوز آن به شویه خراطی تهیه شده است. 20- در حصیر بافی از چه مواد و مصالحی استفاده می شود؟ انواع نی، بوریا، علف، ساقه برگی نخل، پوست بعضی از درختان، ترکه بید یا درختان دیگر در بافتن حصیر به کار می رود.
22- روش حصیربافی مارپیچ را توضیح دهید؟ این روش از دو عنصر تشکیل شده است: پایه و باریکه یا نواری که برای دوختن آن به کار می رود. «پایه» قطعه ای طویل و انعطاف پذیر و معمولاً با مقطع دایره یا بیضی است که از دسته ای علف، پوست درخت، چندین ترکه یا ترکیبی از آنها تشکیل می شود، برای بافتن سبد پس از مارپیچ کردن پایه به دور خود، آن را با نواری از جنس علف یا تراشه محکم می کنند. در صورت مرکب بودن پایه، آن را به هم می بندند و هر مارپیچ را به دیگری متصل می کنند. روش مارپیچ مناسب ساختن بسیاری از شکلهای مدوّر است. 23- روش درهم بافته یا مشبک را توضیح دهید؟ نوع ساده این بافت از به هم بافتن دو گروه نوار از ماده مصرفی به وجود می آید که معمولاً به شیوه تار و پود عمود بر یکدیگر قرار می گیرند. اما گاهی ممکن است از زاویه قائمه خارج شوند. تارها از نظر ضخامت و انعطاف با پودها یکسانند اما رنگ آنها می تواند متفاوت باشد. در این روش، تنوع کمی وجود دارد که در میزان ظرافت تولیدات آن به چشم می خورد. این روش در تهیه ظروف و زیراندازها به کار می رود.
فصل پنجم - مصنوعات فلزی
1- سیر تحول ساخت «مصنوعات فلزی» را بیان کنید؟ (شکل صفحه 64) مردم نواحی بمپور، شهداد، تل ابلیس، تپه سیلک و تپه زاغه از حدود هفت هزار سال پیش با ساخت اشیای فلزی، به ویژه اشیای مسی آشنا بوده اند. پس از کشف فلزات دیگر، فلزکاران با افزودن قلع به مس آلیاژ سختی به دست آوردند و به دنبال آن عصر مفرغ آغاز شد که قدمت آن به حدود سه هزار سال قبل از میلاد می رسد. با تشکیل حکومت هخامنشی هنر فلزکاری تحول یافت و جایگاه ویژه ای در صنعت این دوره پیدا کرد. هنر فلز کاری در دوره سامانی هنری درباری بود که هنر مردمی را نیز تحت تأثیر خود قرار داد. در اوایل دوره اسلامی استفاده از آلیاژهای مختلف رایج شد. در دوره صفویه علاوه بر آلیاژها، از آهن و فولاد نیز اشیایی نفیسی با تزئین طلاکوبی ساخته شد. تا چندی پیش اشیای فلزی بسیاری چون سینی، دوری، کاسه، آینه و شمعدان و بسیاری ابزار و لوازم دیگر که روشهای ساخت و تزئین هر یک از آنه نیز متفاوت بود، ساخته می شود. 2- هنر دواتگری را تعریف کنید؟ ساخت اشیای فلزی به روش سرد به «دواتگری» معروف است که شاید بتوان گفت از نخستین شغلهاست و سابقه چند هزار ساله دارد. در ابتدا دواتگران با کوبیدن یک قطعه سنگ بر روی فلز سرد، ظرف یا شیء ساده را می ساختند. 3- شیوه های ساخت ظروف در هنر دواتگری را نام ببرید؟ 1. ساختن اشیاء به صورت یک تکه یا بدون درز؛ 4- شیوه ساخت اشیاء، به صورت یک تکه یا بدون درز را توضیح دهید؟ (شکل صفحه 65) در این روش ابتدا ورق فلز را به شکل دایره ای که شعاع آن حداقل برابر ارتفاع ظرف مورد نظر است می برند، سپس مرکز آن را بر روی سندان قرار داده، با چکش از مرکز به طرف محیط، ضربه های یکنواخت و کنار هم، به صورت مارپیچ وارد می کنند تا ورق به شکل کاسه در آید. آن گاه آن را وارونه بر روی سندان گذاشته با ضربه هایی در پیرامون دهانه ظرف را جمع می کنند تا به شکل گلدان یا مشابه آن درآید. 5- شیوه ساخت اشیاء به صورت چند تکه یا درز دار را توضیح دهید؟ در این روش هنرمند ابتدا فلز را به شکل مستطیل می برد. طول و عرض این مستطیل برابر اندازه حداکثر محیط و ارتفاع ظرف مورد نظر است. سپس لبه دو ضلع رو به روی هم را با چکش به حدی نازک می کند که به نصف قطر اولیه برسد. پس از اینکه لبه ظرف می کاهد، در قلمزنی و تزئین، مشکلاتی ایجاد می کند. بنابراین بیشتر قلمزنان ترجیح می دهند از ظرفهای یک تکه یا بدون درز استفاده کنند. 6- شیوه ساخت اشیاء با استفاده از دستگاه یا به روش خم کاری را توضیح دهید؟ در این روش، هنرمند از دستگاهی به نام «سه نظام» استفاده می کند. به این ترتیب که همانند روش اول یک صفحه گرد فلزی می برد و آن را همراه با قالبهایی که از جنس چدن و به شکل ظرف ساخته شده، به دستگان می بندد و در حالیکه دستگاه روشن است و فلز و قالب را می چرخاند، با قلمهای فولادی به طول 50 سانتی متر، فلز را فشرده، بر روی قالب می خواباند. در نتیجه ورق فلز به شکل قالب در می آید. 7- هنر قملزنی را تعریف کنید؟ یکی از روشهای تزئین فلز «قلمزنی» است که طی آن با استفاده از چکش و انواع قلم، نقش مورد نظر را روی فلز ایجاد می کنند. 8- شیوه ای رایج در قلمزنی را نام ببرید. 1. شیوه عکسی 9- هنر ملیله سازی را تعریف کنید؟ ساخت ظرف یا شیء با رشته های نازک فلز به «ملیله سازی» معروف است. 10- هنر زرگری را تعریف کنید؟ (شکل صفحه 68) ساخت زیور آلات از طلا و نقره را «زرگری» و نشاندن سنگهای قیمتی روی آنها را «جواهر سازی» می گویند. 11- هنر کوفته گری را تعریف کنید. هنر کوفته گری یا فولاد سازی، در واقع بر گرفته از ساخت اشیای آهنی است که به صورت هنری توسعه یافته است. این هنر در دوره هخامنشیان با ساخت جنگ افزارها و مهرها رایج بوده است. 12- هنر طلا کوبی را تعریف کنید. (شکل صفحه 70) موج دار کردن فولاد با طلا و نقره را «طلاکوبی» می گویند. که به زرکوبی یا مطلا کاری نیز مشهور است. در گذشته طلا کوبی روی فلزاتی مانند مس، برنج و مفرغ نیز انجام می شد.
فصل ششم - نگارگری
1- نگارگری را تعریف کنید؟ نگار در معانی متعددی چون نقش و نقاشی؛ نقشی که از حنا بر دست و پای محبوب کنند، تحریر، بت، صنم و معشوق به کار رفته است. در حقیقت «نگارگری» مفهوم عام دارد و روشها و سبکهای گوناگون نقاشی ایرانی را شامل می شود، چه آنها که در کتاب و نسخه های خطی صورت گرفته شامل تذهیب کاری، تشعیر، حاشیه سازی، جدول کشی، گل و مرغ و غیره است، چه آنها که بر دیوار بناها یا بومهای دیگر انجام گرفته است. نگارگری ایران تجسم و ابداع هر چه بیشتر زیباییهاست که در خیال روشن هنرمند نقش می بندد.
2- تفاوت نگارگری ایران با مینیاتور غربی چیست؟ در اروپا، لفظ «مینیاتور» به نقاشیهای ظریف داخل کتابهای مذهبی دوره های «بیزانس» و «گوتیک» گفته می شود. این واژه نخست به وسیله جهانگردان اروپایی و سپس توسط خاورشناسان سده نوزدهم در مورد نقاشی ایران استفاده شد. ولی هنرمندان ایرانی بیشتر عنوان «نگارگری» را برای نقاشی سنتی ایران جایز می دانند. 3- مکتب بغداد به چه دوره ای از تاریخ مربوط است؟ ویژگیهای بارز آن کدام است؟ با ترجمه کتابها از زبانهای پهلوی، سانسکریت و یونانی به عربی در دوره عباسی و نسخه برداری از این کتابها، زیباسازی و نقش تصویر در آنها نیز رایج شد. مشهورترین نسخه خطی در میان این کتابهای علمی، نسخه ای از کتاب «دیستوریدوس» به تاریخ 619 ها. ق است که هم اکنون اوراق شده است. از ویژگیهای نگاره های این دوره، شباهت چهره ها به نژاد سامی (عربی) است.
در مکتب سلجوقی، نقشها و تزئینات بر روی متن رنگ آمیزی شده، پدیدار شده اند. چهره ها با چشمهای بادامی و شبیه به نژاد زرد و لباسها با گل و گیاه و نقوشی به سبک «اسلیمی» تزئین می شد. 5- قدیمی ترین و معروفترین نسخه شاهنامه که تاکنون شناسایی شده کدام است و مربوط به چه دوره ای است؟ قدیمی ترین نسخه شاهنامه، «شاهنامه کاما» مربوط به دوره سلجوقی است.
با حمله مغول به ایران، موجی از ویرانی و مرگ، ایران را فرا گرفت و هستی مردم را تهدید کرد. ولی مغولان در اثر آشنایی با فرهنگ و هنر ایرانی و نفوذ اسلام، از هواخواهان فرهنگ و هنر ایرانی شدند. ارتباط ایلخانان با اقوام خود به ویژه چین، باعث نفوذ برخی از عوامل نقاشی چین در نقاشی ایرانی شد. به این ترتیب که ابرهای مواج کنگره دار داخل هم، تنه درختان گره دار و بسیار پیچیده، صخره های بلند و قله های نوک تیز نوعی منظره سازی ناهمگن با نقاشی ایران که با ویژگیهای نقاشی عصر مغول تلفیق شده، در آثار این مکتب وجود دارد. همچنین پر تحرک شدن انسانها و حیوانها، درشتی و نازکی خطها و چین و شکن لباسها، به کارگیری صحنه های پر جمعیت تر و بر روی هم مجموعه مؤثرتری را به معرض دید می گذارد. 7- مکتب هرات چگونه شکل گرفت؟ تیمور پس از تصرف شهرهای ایران، سمرقند را پایتخت خود قرار داد. او با کوچ دادن هنرمندان ایرانی و بغدادی به سمرقند، باعث شد که این شهر مرکز فرهنگ و هنر سرزمینهای اسلامی قرار گیرد. پس از تیمور، پسرش شاهرخ «هرات» را به پایتختی برگزید و هنرمندان را به هرات دعوت کرد و بدینسان مکتب هرات پایه ریزی شد. 8- ویژگیهای نگارگری مکتب هرات کدام است؟ هنر این دوره، هنری واقعی، ملی و موافق با طبع و روحیه ایرانی است. در این دوره، نگارگری وارد مرحله جدیدی از شکوفایی و تحول شد و به عالی ترین درجه خود رسید. کمال الدین بهزاد از هنرمندان این دوره، تحولاتی شگرف در هنر نگارگری ایران به وجود آورد که می توان به درستی و پر تحرک بودن طرحها همراه با پختگی شگفت انگیز رنگها و ظرافت به کار گرفته شده در نمایش درختان، گلها و حالتهای مختلف چهره ها اشاره کرد. 9- کدام کتابها در دوره مکتب هرات مصور شده است؟ کلیله و دمنه، شاهنامه بایسنقری، مجمع التواریخ اثر حافظ ابرو، ظفرنامه، خمسه نظامی از کتابهای مصور شده این دوران است. 10- کار نگارگران مکتب تبریز چه ویژگی هایی دارد؟ نگارگران تبریزی بی آنکه سطح تخت نقاشی را بشکنند، ترکیب بندیهای چند سطحی آفریدند که از پایین به بالا گسترده می شود و غالباً از حد فوقانی قاب بیرون می زند. همه چیز آکنده از حرکت و جنبش است. رنگها درخشان، پرمایه و پرکشش حساس و آرام است. از جمله ویژگیهای نقاشیهای این دوره پوشش سر اشخاص به صورت کلاه قرمز رنگ قزلباشی است که دوازده ترک دارد. 11- تذهیب را تعریف کرده و از آن چه استفاده ای می شود؟ (تصویر صفحه 84) تذهیب به معنی زراندود کردن و طلاکاری با نقوش الهام گرفته از طبیعت، ولی کاملاً تجریدی، منظم و هندسی است که با خطوط مشکی و آب طلا تزئین شده است. در اوایل دوره اسلامی تذهیب برای تزئین و جداسازی آیات قرآن مجید مورد استفاده قرار گرفت. در سده سوم و چهارم هجری ساده و بی پیرایه و با نقوش ساده و هندسی به کار گرفته شد. در سده هشتم با شکوه و مجلل، در سده نهم و دهم ظریف و پرمایه و در سده یازدهم و دوازدهم به اوج تنوع و تعدد مکاتب خود رسیده است. 12- تشعیر را تعریف کنید و موارد استفاده آن را ذکر کنید؟ تشعیر از شعر به معنای «مو» گرفته شده است. در تشعیر، خطوطی به نازکی و ظرافت یک موی به کار می رود که علت نام گذاری این هنر است. تشعیر با نقوش گیاهی و جانوری همراه است و معمولاً در حاشیه نسخه های خطی یا مرقعات با طلا رسم می شود 13- ابزار و مواد نگارگری را نام ببرید؟ قلم مو - بوم - رنگ - بست 14- بوم را تعریف کنید؟ به هر چیزی که نقش، بر روی آن صورت گیرد، «بوم» یا «کار» گویند. بوم می تواند از جنس فیبر سفید، چوب، کاغذ، مقوا، صاف و عاج باشد که هریک از این مواد، شرایط خاص خود را دارد و قبل از استفاده برای زمینه کار آن را آماده می کنند. 15- رنگهای مورد استفاده در نگارگری به چند گروه تقسیم می شوند؟ نام ببرید. 1. رنگهای گیاهی : 16- رنگهای روحی و رنگهای جسمی چه هستند و کاربرد آنها چیست؟ رنگهای روحی، رنگهایی هستند با رنگ دانه های ریز و شفاف مثل آبرنگ که برای تزئین قلمگیری و صورت سازی به کار می روند. رنگهای جسمی، رنگهایی هستند با رنگ دانه های درشت و قدرت پوشانندگی زیاد مثل گواش و رنگها پودری. 17- بست چیست؟ چرا از آن استفاده می کنند؟ از بست به عنوان چسب مورد استفاده در رنگ بهره گیری می شود. بستهای مورد استفاده در نقاشی بیشتر از انواع صمغ درختا، صمغ عربی و کتیراست. بعضی از بستها حالت کریستایی و شکننده دارند، مانند «آب نبات» که به هنگام استفاده باید به نسبت مشخص شیره انگور یا خرما به آن اضافه شود. از بستهای حیوانی نیز که از جوشانیدن استخوان و پوست و روده و شاخ تهیه می شود، مایع رقیق آن در بوم کردن بعضی از زمینه ها به کار می رود.
فصل هفتم - رودوزیهای سنتی
1- رودوزیهای سنتی را تعریف کنید؟ رودوزی آن دسته از صنایع دستی کشور ماست که طی آن طرحها و نقوش سنتی با ابزاری ساده نظیر سوزن، قلاب و غیره و با بهره گیری از انواع نخهای رنگین یا فلزی بر روی پارچه های بدون نقش به وجود می آید. 2- چهار گروه اصلی روزدوزیهای سنتی را نام ببرید؟ 1. رودوزی با حذف تار و پود؛ 3- نمونه هایی از رودوزیهای با نخهای رنگی را توضیح دهید؟ 1. چشمه دوزی : قدیمی ترین رودوزی اصفهان است که معمولاً روی کتاب سفید یا رنگی با نخهای همرنگ یا رنگی انجام می شود. این دوخت به وسیله نقشه و شمارش الیاف کتاب صورت می گیرد. 2. سکه دوزی : عبارت است از بیرون کشیدن تعدادی تار، پود یا هر دو از نقطه یا نقاط معینی از پارچه و پر کردن جای آن با سوزن، به طوری که نقشی از آن پدید آید. 3. شبکه دوزی : معمولاً روی پارچه کتانی، ابریشمی و پشمی ظریف، در اطراف کارهای قلابدوزی انجام می شود. باقت پارچه باید ساده باشد. محل شبکه را قبلاً روی پارچه تعیین کرده، نخهای پارچه را به اندازه لازم می کشند. برای دوخت آن از نخ همرنگ یا رنگی استفاده می کنند. 4- دو نمونه از رودوزیهایی که با (نخهای رنگی) انجام می شود نام ببرید؟ 1. قلاب دوزی : ابتدا نقوش، روی پارچه شسته شده منتقل و پس از آن پارچه به کارگاه بسته می شود. نخ را به پشت کارگاه می برند و قلاب فلزی را که دارای دسته چوبی است از روی نقش در پارچه فرو می کنند. نخ زیر پارچه را به دور قلاب و پیچیده، قلاب را می چرخانند و از پارچه بیرون می آورند. 2. برودری دوزی (دندان موشی) : ابتدا روی نقشه را با نخ دولا دوخته، بعد روی آن را دندان موشی می دوزند. سپس بین نقشه هایی که در وسط دوخته می شود، بندهایی ایجاد می کنند. برای دوختن این بندها، نخ را سه مرتبه از یک طرف به طرف دیگر می برند و دور این نخها را از سمت راست به چپ دندان موشی می کنند، تا پر شود. 5- دو نمونه از رودوزی با زمینه پر را توضیح دهید؟ 1. بخارا دوزی : از تزئینات سنتی ایران است که بیشتر روی پارچه های چلوار یا کتاب و به ندرت بر روی پارچه های ابریشمی انجام می شود. پس از انتقال نقش روی پارچه، از نخهای ابریشم تابیده به حالت توپردوزی کوتاه و بلند، استفاده می کنند. 2. سوزن دوزی بلوچ : 6- دو نمونه از رودوزی با افزودنیهای تزئینی را توضیح دهید؟ 1. ملیله دوزی : دوختن ملیله بر پارچه را ملیله دوزی می گویند. ملیله یا نقره ای یا طلایی است که میانش مثل لوله خالی باشد. ملیله معمولاً بر پارچه های مخمل یا ترمه دوخته می شود. 2. نقره دوزه : هم ردیف ملیله دوزی است و معمولاً روی پارچه مخمل، ابریشم، تافته، اطلس، توری و کتان انجام می شود. نقره، سیمهای نازکی از طلا یا نقره است که مانند نخ با کمک سوزنی که قطر آن متناسب با ضخامت نقره مصرفی است، بر پارچه نقش می اندازند. 7- رودوزیهای تلفیقی چگونه انجام می شود؟ پس از انتقال طرح مورد نظر روی پارچه ساتن یا مخمل با دوختن پولکهای مطلا، ملیله و منجوقهای الوان روی طرح آن را پر می کنند. در این تزئینات، گاهی فلزاتی شبیه سکه به رنگهای مختلف به کار می برند.
فصل هشتم - رنگرزی و چاپ سنتی 1- رنگرزی را تعریف کنید؟ تثبیت یک ماده رنگ دار بر روی سطح اتکای مورد نظر را «رنگرزی» می گویند. ماده رنگی ممکن است به سطح جسم، چسبیده و ثابت شود یا آنکه در داخل الیاف نفوذ کند. 2- مراحل اساسی رنگرزی سنتی را نام ببرید و توضیح دهید. 1. دندانه دادن به مجموعه عملیاتی می گویند که بر روی انواع الیاف انجام می شود. تا قدرت رنگ پذیری آنها را افزایش داده رنگ حاصل شده را ثابت و بادوام سازد. موادی را که به این منظور به کار می رود، دندانه می نامند. دندانه در روی سطح الیاف، خلل و فرج یا فراشی به وجود می آورد که باعث نفوذ بیشتر رنگ به داخل الیاف شود. در رنگرزی برای آماده نمودن الیاف، ابتدا آنها را در حمام آب گرم 30 تا 40 درجه سانتیگراد برای مدت دو ساعت خیس کرده، سپس در آب نیم گرم شستشو می دهند تا مواد اضافی و چربی آن گرفته شود. چنانچه کلافها خشک شود، برای رنگرزی مجدداً آنها را نمدار می کنند و داخل آب گرم حدود 70 درجه سانتیگراد می ریزند، حرارت می دهند و دندانه را به آن اضافه می کنند. سپس الیاف دندانه شده را داخل حمام رنگ می ریزند و دمای حمام را به تدریج به نقطه جوش می رسانند. در طول مدت جوش هر چند دقیقه یک بار الیاف را به هم زده، زیر و رو می کنند تا به طور یکنواخت رنگ بگیرد. 3- دوام رنگهای آنیلینی چگونه است؟ رنگهای آنیلینی در اواخر زمامداری ناصرالدین شاه قاجار وارد ایران شد. این گونه رنگهای شیمیایی بی دوام است و با شستشو از بین می رود. 4- عیب رنگهای کرومی را بگویید؟ عیب رنگهای کرومی ثبات بیش از حد وسایل بهداشتی آن است. رنگهای طبیعی با گذشت زمان و در نتیجه تأثیر نور یا شستشو، خامی خود را از دست می دهد و مایه ای نرم، مخملی و زیباتر به خود می گیرد و این نکته ای است که در رنگهای شیمیایی کرومی دیده نمی شود. 5- چاپ سنتی را تعریف کنید؟ کلیه فرآورده هایی که با قلم مو، قالب و شابلون، رنگ آمیزی و پذیرای نقش می شوند، در گروه «چاپ سنتی» قرار می گیرد؛ مانند چاپ قلمکار و چاپ کلاقه ای. 6- چاپ سنتی روی پارچه به چند گروه تقسیم می شود؟ 1. چاپ روی پارچه های پنبه ای و کتانی که به «قلمکار سازی» یا چیت سازی معروف است و تاریخی طولانی دارد. 7- روش چاپ قلمکار سازی را توضیح دهید؟ در این شیوه از چاپ نقش اندازی با قالبهای چوبی، بیشتر روی پارچه های پنبه ای یا کتانی نظیر چلوار، متقال و غیره یا پارچه های کدری ساده انجام می شود. طراحی و ساخت قالبهای چوبی اولین و شاید مهمترین مرحله چاپ قلمکار است. ابتدا نقش مورد نظر با مداد بر روی کاغذ پوستی یا روغنی رسم و سپس کار تفکیک رنگ انجام می شود. آنگاه نقش مربوطه به هر رنگ را بر روی چوب گلابی یا زالزالک منتقل نموده، اطراف آن را به کمک ابزار مخصوصی مانند چاقو یا مغار می تراشند تا نقوش، حالتی برجسته به خود گیرد. معمولاً برای هر طرح چهار قالب می سازند که هر قالب یک رنگ را بر روی پارچه منتقل می کند پس از انتخاب و آماده کردن پارچه مورد نظر در اندازه مناسب، حاشیه دوزی و ریشه تابی، آن را برای چاپ آماده می کنند. برای سفید کردن، پارچه ها را در معرض نور خورشید قرار می دهند. هنرمند با کمک قالب چوبی به چاپ نقش بر روی پارچه می پردازد. در پایان پارچه نقش زده را می شویند تا رنگهای اضافی از بین برود. 8- گازری کردن پارچه را تعریف کنید؟ برای ثبات رنگ پارچه پوست انار ساییده شده را در آب جوش ریخته، مقداری مغز روناس به آن می افزایند و حرارت می دهند. سپس پارچه را در داخل پاتیل می جوشانند. با بیرون آوردن و شستن مجدد آن رنگهای به کار رفته ثابت می ماند. به این مرحله «گازری کردن» پارچه می گویند.
فصل نهم - شیشه گری
1- سیر تاریخی هنر شیشه گری را بیان کنید؟ قدیمی ترین نمونه ها از شیشه های دست ساز در خاورمیانه پیدا شده است. باستان شناسان معتقدند که سومریها در هزاره سوم قبل از میلاد با شیشه، آشنایی داشته اند. گیرشمن بطریهای شیشه ای زیادی از حفاریهای معبد چغازنبیل به دست آورده است. از زمان هخامنشیان، شواهد اندکی برای استفاده کلی از شیشه در دست است. آثار شیشه ای کهن نشان می دهد که تا قبل از سده اول پیش از میلاد، از شیشه فقط یه حالت توده ای استفاده می کرده اند. با کشف اشیای شیشه ای زمان پارتها و ساسانیان می توان گفت صنعت شیشه سازی در ایران رواج کامل داشته و از دو روش ساخت «دمیدن در قالب» و «دمیدن آزاد» استفاده می شده است. از دوره سلجوقیان تا دوره مغول ظرفهای شیشه ای بسیار زیبا با تزئینات مختلف به صورت مینایی، تراشیده یا با نقوش افزوده از کوره شیشه گران شهرهای مختلف ایران بیرون می آمد. 2- مواد و مصالح شیشه گری را نام ببرید؟ 1. عناصر پایه : سیلیس یا اکسید سلیسیم ماده اصلی تمام تولیدات شیشه است که به صورت شن، سنگ چخماق یا سنگ چینی وجود دارد. اکسید بوریک به عنوان عنصر اصلی در ساخت شیشه استفاده می شود. 2. عناصر ذوب کننده : این عناصر مانند سود به صورت کربنات سدیم، سولفات سدیم، استات سدیم نقطه ذوب سیلیس را پایین آورده، به ضمیر شیشه حالت قلیایی می دهند. 3. عناصر تثبیت کننده : برای مخلوط شدن بهتر مواد اصلی و ذوب کننده و همچنین جلوگیری از حل شدن شیشه در مواد مختلف از این مواد استفاده می کنند. کربنات کلسیم از رایج ترین مواد تثبیت کننده است. 4. عناصر سفید کننده : برای خنثی کردن یک رنگ در خمیر شیشه از رنگ دیگر استفاده می کنند؛ مثلاً برای خنثی کردن قرمز از سبز استفاده می کنند. 3- وسایلی که در کارگاه شیشه گری مورد استفاده قرار می گیرد را نام ببرید؟ 1. بوری (میله دم) : لوله توخالی و فولادی به طول 120 تا 150 سانتی متر و قطر 5/1 تا 2 سانتی متر است که برای برداشتن شیشه مذاب از داخل کوره به کار می رود. 2. سنگ کار : 4- روشهای ساخت شیشه را نام ببرید؟ 1. روش فوتی 5- روش فوتی را توضیح دهید؟ برداشت ماده مذاب را کوره به وسیله بوری یا میله دم که قبلاً گرم شده، ثابت کردن ماده مذاب روی نوک میله، مرمری کردن یا ورز دادن و چرخاندن آن روی میز کار و گرد کردن آن، دوباره گرم کردن خمیر شیشه روی سر میله، دمیدن در میله و ایجاد حباب کوچک در وسط خمیر سر میله، سرد کردن خمیر تا جایی که سرخی خود را از دست دهد، برداشت مجدد خمیر از کوره و ثابت کردن آن روی میله دم، قاشقی کردن خمیر سر میله یا یکنواخت کردن آن، کارهایی است که باید انجام شود تا استاد کار ساخت شیشه را آغاز نماید. از این مرحله به بعد استاد کار میله دم را گرفته، به چرخش درمی آورد تا شکل اولیه ظرف را بسازد. سپس آن را به دستِ پا قالبی ساز می دهد تا شیاری در محل اتصال شیشه و میله فلزی واگیره ایجاد کند. سپس از آن واگیره گیر میله واگیره را به ته ظرف می چسباند و استاد کار میله دم را از محل شیار ظرف جدا می کند. بعد از این مرحله، کار شکل دادن و ساخت و پرداخت دهانه و لگوی ظرف شروع می شود. در مرحله بعد دسته و تزئینات را روی آن قرار می دهد. در پایان ظرف را با میله واگیره به پشت بر می دهد تا به گرمخانه ببرد سپس کوره را خاموش می کنند تا اشیاء هم زمان با سرد شدن هوای داخل کوره خنک شوند. 6- روش فوتی قالبی را توضیح دهید. در این روش، ابتدا مقداری از مواد مذاب را با میله دم از کوره برداشته، پس از آماده کردن و یک بار دمیدن در آن مقداری مواد به آن اضافه نموده گرم می کنند. سپس آن را در قالب قرار داده در میله دم می دمند تا خمیر شیشه شکل قالب را به خود بگیرد. سپس از میله دم جدا نموده، لبه کار را صاف می کنند و آن را به گرمخانه می برند، مانند انواع بطری، آبلیمو ، گلاب و غیره. 7- روش پرسی را توضیح دهید؟ ساخت در قالبهای پرس بادی نیز بیشتر برای انواع بطری به کار می رود، به این صورت که مقدار مناسب مواد مذاب با میله دم از کوره بر می دارند و آن را بسیار سریع از میله دم جدا کرده در قالب پرس قرار می دهند و با بستن قالب و فشار هوای وارد شده در قالب، خمیر شکل مورد نظر را می گیرد. سپس قالب را باز کرده، به سرعت شیء ساخته شده را خارج نموده، در گرمخانه قرار می دهند. 8- روش تولید شیشه رنگی را توضیح دهید؟ برای رنگی کردن شیشه، در خمیر آن از اکسیدهای فلزی به ترتیب زیر استفاده می کنند: رنگ سبز روشن و تیره به دست می آید. همچنین با افزودن اکسید کبالت به آن، آبی خیلی کمرنگ به وجود می آید. 2. اکسید کرم : 9- روش آب گز کردن را بیان کنید. شیء شیشه ای ساخته شده را بعد از انبری کردن، در مقابل حرارت کوره قرار می دهند تا کاملاً گداخته شود. سپس آن را وارد آب کرده، به سرعت خارج می کنند. به این ترتیب ترکهای ریزی در بدنه پدید می آید سپس آن را در کوره حرارت می دهند تا ترکها به هم جوش بخورد. بعد از آن به تمام کردن ساخت ظرف ادامه می دهند. 10- قدیمی ترین کار تکمیلی و تزئین بر روی شیشه کدام روش است؟ توضیح دهید. تراش شیشه است. در حال حاضر نیز تراش شیشه در کارگاههای شیشه گری معمول است. برای تراش، شیشه را با ضخامت زیاد و گاه دو پوست و سه پوست می سازند و از چرخهای سیلیسی 20 تا 30 سانتیمتری تراشهای مختلف استفاده می کنند. 11- نقاشی روی شیشه را توضیح دهید. (شکل صفحه 119) این کار به دو صورت سرد و گرم اجرا می شود. برای نقاشی سرد از رنگهای روغنی بر روی شیشه های مات، شفاف یا رنگی استفاده می کنند. در نقاشی گرم از لعابهای رنگی شیشه ای با نقطه ذوب پائین استفاده می کنند. پودر این رنگها به طور عام وارداتی هستند. آنها را با تربانتین مخلوط کرده، با قلم مو روی شیشه نقاشی می کنند. سپس کار نقاشی شده را به گرمخانه برده، حرارت می دهند تا رنگ روی شیشه تثبیت شود.
فصل دهم - سایر مصنوعات صنایع دستی 1- سراجی سنتی را توضیح دهید؟ تهیه پوست و چرم و استفاده های کاربردی از آن بیشتر تابع موقعیتها و مناطقی است که انسان در آن زیست نموده است. اهمیت فرآورده های چرمی در صنایع دستی تا حدودی به ساختمان فیزیکی چرم مربوط است. این ماده مانند پارچه قابل دوختن و مانند چوب نقش پذیر است، قابلیت کشش دارد و قابل رنگ آمیزی و شکل پذیری می باشد. این ویژگیها سبب گردیده تا چرم در دستهای یک ذهن خلاق، شکلهای متفاوتی به خود بگیرد و کاربردهای فراوانی داشته باشد. مانند کیف، کفش، کمربند و غیره از چرم ساخته می شود. 2- پوستین دوزی را توضیح دهید. مناطق مهمی که در آن پوستین دوخته می شود را نام ببرید؟ برای ساختن پوستین، ابتدا پوست را دباغی و سپس رنگ آمیزی و یکدست می کنند و از روی الگو برش می زنند. پس از آن با نخهای ابریشمی روی آن را گلدوزی می کنند و در پایان، قسمتهای مختلف را به شیوه سنتی به هم می دوزند. هنر پوستین دوزی در شاندیز، دوین، مشهد، قوچان و درگز در استان خراسان، هنوز هم رواج دارد. 3- انواع جلدها را از نظر روکش نام ببرید؟ 1. جلد ضربی 4- جلد ضربی چگونه ساخته می شود؟
جلد ضربی را کوبیده نیز می گویند. به این ترتیب ساخته می شود که ابتدا طراّح یا مذّهب، طرح مورد نظر را روی دو قطعه برنج ضخیم طراحی می کند. سپس استاد قلمزن آن را حکاکی می کند. بعد از آن، صحاف این دو قطعه برنج حکاکی شده را کمی داغ کرده با چکش روی چرمی که قبلاً در آب نهاده و نم برداشته می کوبد تا اثر نقش بر روی آن منتقل شود. در صورت تمایل فرو رفتگی و بر جستگیهای ایجاد شده را با محلول طلا یا نقره می آرایند. 5- جلد روغنی چگونه ساخته می شود؟
ابتدا صحاف مقوا و عطف آن را به اندازه مورد نظر آماده می کند. سپس نقاش یا مذهب آن را بوم زده، زمینه نقاشی بر روی آن را فراهم می کند و تصاویری در رو و پشت مقوای جلد، نقاشی و رنگ آمیزی می کند. پس از پایان نقاشی جلوه خود نقاش روی آن روغن کمان می زده است و این روغن زدن را در فضای خالی از گرد و غبار چند بار تکرار می کرده تا نقش جلد تابناکی و جلوه پیدا کند و از هر آسیبی محفوظ بماند. 6- جلد سوخت چگونه ساخته می شود؟
ابتدا مذّهب، نقشه را روی کاغذ یا پشت چرم با قلم مو طراحی می کند. سپس سوخت ساز، با وسیله ای به نام «نقش بر» و با دقت بسیار، نقش آن را از بوم جدا نموده در محلی روی جلد یا درون آن که قبلاً با رنگ یا اطلس خوشرنگ آماده کرده، می کوبد تا بچسبد. به جهت رنگ تیره چرم مورد استفاده، به آن «سوخت» یا سوخته می گفتند. 7- روش ساخت جلد معرق را توضیح دهید؟
جلد معرق نیز مانند جلد سوخت است، با این تفاوت که در معرق قطعه هایی با رنگهای مختلف از چرم، تیماج یا ساغری بریده شده و روی زمینه آماده جلد، در کنار هم قرار می گیرد و نقشی را به وجود می آورد. 8- سه مورد استفاده از نمدار نام ببرید؟ نمد فرآورده ای است از پشم که بیشتر به عنوان لباس و کلاه یا زیرانداز از آن استفاده می شود. 9- روش تهیه نمد را توضیح دهید.
کار نمد مالی سخت و طاقت فرساست. پشم بعد از تمیز کردن و رنگرزی، حلاجی شده، سپس نمد مال با کمک دست و پا آن را روی زمین می غلتاند و در ضمن این کار کف صابون و آب به آن می افزاید. به این ترتیب پشم را در هم می کند و نمد می سازد. 10- پاپیه ماشه سازی را تعریف کرده و روش تهیه آن را توضیح دهید. پاپیه واژه فرانسوی به معنی کاغذ و ماشه به معنی مجاله کردن است. روش کار چنین است که با کاغذهای باطله، آب و مقداری چسب خمیر تهیه می کنند و با آن اشیای کوچکی مانند قلمدان، جلد کتاب، جعبه آینه و غیره می سازند. پس از خشک شدن روی آن را نقاشی و سپس با لاک یا روغن می پوشانند. :: برچسبها: هنر, فن و هنر ایران زمین, سنتی, صنایع دستی نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٢
با سلام و درود بر تمام فارسی زبانان و پارسیان ایران زمین در هیچ کجای جهان این همه عشق را نمیتوانید ببینید. البته نگاهم تبعیض نیست همه اقوام و ملل جهان برای خود حرف هایی برای گفتن دارند ٬ هنر دارند ٬ علم دارند. اما حرف من برای ایرانیان است ٬ ما در همه چیز حرفی برای گفتن داریم از هنر و معمار گرفته تا منابع طبیعی ٬ فرهنگ ٬ علم ٬ اسطوره ها ٬ شاهنامه ها و کتابها ٬ اختراعات قدیم و جدید ٬ ابداعات ٬ و خلاصه همه چیز... به هر حال باز هم میگم : ایا آن چیز را که برای خود میپسندید ٬ برای دیگران هم میپسندید. شما نیز بگویید کیستید ٬ کجایید ٬ و ارزش شما چیست ؟ آیا میدانستید که : زبان آذری نام زبانی ایرانی است که در منطقه آذربایجان بدان تکلم میشده و بعد از رواج زبان ترکی این زبان کمتر مورد استفاه قرار میگیرد ( لازم بذکر است من خودم تفاوت بین زبان آذری و ترکی را نمیدانم و از دوستان آشنا تمنا دارم درباره این موضوع کامنت بگذارند) . زبان آذری به گفته پرفسور بارشاطر امریکایی یک زبان ایرانی است و در منابع بیشماری به این نکته اشاره شده است. مطالب درباره هنر و فرهنگ ایرانیان بسیار است بطوری که میتوان ادعا کرد خارج از ایران وبه زبان های دیگر مطالب بسیار بیشتر از کتابهاییست که در ایران است . :: برچسبها: شیراز, فن و هنر ایران زمین, کتاب, هنر نوشته شده در جمعه ٤ بهمن ۱۳٩٢
فارسی: پارچه زربفت ابریشمی ایرانی. پارچه زربفت ابریشمی همراه با نخهای زرین و سیمین (گلابتون). گونهٔ بافت: زربفت اطلسی، ژاکاردی. نقشه و طرح: بتهجقهٔ راست و چپ (بتهجقهٔ ایرانی)، با تکرار نگارۀ پایه (نقش اصلی). بافنده: استاد سید حسین مژگانی. ۱۳۴۲ خورشیدی. طراح نقشه: استاد رضا وفا. ۱۳۱۸ خورشیدی. دودمان پهلوی. وزارت فرهنگ و هنر. کارگاه هنرهای زیبا. English: Persian Silk Brocade. Persian Textile (The Golden Yarns of Zari - Brocade). Silk Brocade with Golden and Silver Thread (Golabetoon). Texture Type: Lower Warp (Brocade Atlasi). Jacquard. Pattern and Design: Paisley Left and Right(Bote Jeghe), With Main Repeating Motif. (Persian Paisley) Brocade weaver: Master Seyyed Hossein Mozhgani. 1963 A.D. Brocade Designer (Pattern Designer): Master Reza Vafa Kashani. 1939 A.D. Pahlavi Dynasty. the Ministry of Culture and Art . Honarhaye Ziba workshop.
:: برچسبها: هنر, سنتی, نقش, اثار باستانی نوشته شده در جمعه ٤ بهمن ۱۳٩٢
نقش ایرانی - سرو راست قامت تا بته ی خمیده من ( مدیر سایت ) بدنیا آمده در تهران اما اصالتا اهل یزد و شهری با نام ابرکوه هستم . ابرکوه ( ابرقو ) شهریست با قدمتی بیش از شهر استخر . در این شهر کوچک سرو ایست با 4500 الی 7000 سال قدمت و در جهان فقط سه سرو با این خصوصیات وجود دارد . اما متاسفانه بدلیل رسیدگی نکردن به این سرو و از همه بدتر نبود تبلیغات برای جذب توریست ، این سرو در حال فراموش شدن از یادهاست . از آنجایی که حرفه من به عنوان یک معمار به هنر مربوط میشود . تصمیم گرفتم در سایتهایی که با رشته هنر مرتبط هستند درباره این سرو یا هر چیزی که به سرو ایران مربوط است مطلب بنویسم . امید که بازدید کنندگان با درج نظراتشان این پست را ارتقاء دهند .
سرو راست قامت تا بته ی خمیده درخت: از دورترین ایام، تصویر مثالی درخت به مثابه آینه تمام نمای انسان و ژرف ترین خواستهای اوست. این تصویر مثالی، زایندهی انبوهی رمز است که در شاخه های بیشمار گسترش می یابند و خرمن خرمن در بستر اساطیر و دیانات و هنرها و ادبیات و تمدن های گوناگون می ریزند.
مونیک دوبکور در رمزهای زنده جان می گوید که درخت در کهن ترین تصویرش، بنا به توصیفی که از آن در اساطیر اولیه شده، درخت کیهانی غول پیکریست که رمز کیهان و آفرینش کیهان است. این درخت ستون و رکن کیهان است و زمین را به آسمان می پیوندد و وسیله ی دست یافتن به طاق آسمان و دیدار خدایان و گفتگو با آنست.
درخت زندگی درختی است که به علت طول عمر و زیبایی و سودمندیشان مقدس شمرده می شوند، از قبیل درخت سدر که چوبش گرانبهاست، نخل که خرما می دهد و ... .
فرهنگ نگاره ای: درخت زندگی در باغ عدن که میوه اش باعث جاودانگی می شد، مربوط به درخت کیهانی هندویی در ریگ ودا بود. از آن سوما یا آمریتا را تقطیر می کردند که آشام خدایان هندی بود و آن را با هئومای ایرانی و نکتار یونانی قابل مقایسه می دانستند، که همگی آن ها باعث زندگی جاوید، دانش کامل، خوشبختی و سایر آرزوها می باشد.
سرو:
نام علمی سرو از نام قدیمی یونانی آن اقتباس شده است و از دو واژه kuo به معنای تولید و parsio به معنای مساوی مشتق شده و به مناسبت تقارن شاخه ها و تاج درختان آنی می باشد.
درختان همیشه بهار مانند سرو و سرو آزاد و کاج، نزد بسیاری از اقوام مدیترانه ای و آسیایی نماد جاودانگی، یعنی حیات پس از مرگ است. و از اینجاست که کنارگورها در یونان باستان، ایتالیا، خاورمیانه(ایران)، هندوستان و چین و همچنین اروپای مسیحی یافت می شود و از این لحاظ، مربوط به امور تدفینی بود، که بدن را پس از مرگ از فساد حفظ می کرد. بر روی یادمانهای مربوط به میترا(مهر)، هفت سرو دلالت بر هفت سیاره دارد، که روح، در سفر خود به سوی آسمان، از آنها می گذرد.
انواع سرو:
تقدس درخت در میان ایرانیان
زیباپسندی و علاقه ایرانیان باستان به درخت به آنجا کشید که پیامبرش سروی از بهشت به ارمغان آورده و در کاشمر کاشت.
اگر لغتنامه دهخدا را تورقی بزنید در زیر مدخل سرو اینطور نوشته است:
نام درختی است معروف و مشهور ؛ و آن سه قسم می باشد:
یکی سرو آزاد( که چون شاخه هایش راست رسته و یا چون از قید کجی و ناراستی و پیوستن به شاخ درختان دیگر فارغ است به این نام خوانده شده . بعضی گویند : هر درختی که میوه ندهد آن را آزاد خوانند و چون سرو میوه ندهد آن را آزاد خوانند.
و دیگری سرو سهی( که دو شاخش راست رسته باشد. چه سهی به معنی راست آمده است{ برهان؛ غیاث})
و سیم سرو ناز( که شاخه هایش متمایل است)، و عربان سرو را شجره الحیات خوانند، چه گویند: هر جا که سرو هست، مار هم هست( در این باره می توان در ادامه ی این مبحث به حضور شیطان در شاه درخت اصحاب رسّ و همین طور در داستان درخت هولوپو به حضور مار اشاره کرد)
دکتر محمد یاحقی می گوید که درباورهای اسطوره ای ایران انتساب صفت آزادگی به سرو یادگار ارتباط آن با ناهید است که در اساطیر و افسانه ها رمزی از آزادی و آزادگی به شمار می رود.همچنین اضافه می کند سرو راست قامت، مانند مورد و هوم مقدس و از دیرباز، علامت خاص ایرانیان بوده است. که مطابق روایات ایرانی، زردشت این درخت را از بهشت آورد و در پیش در آتشکده کاشت(سرو کاشمر).
گرت زدست برآید چو نخل باش کریم / ورت زدست نیاید چو "سرو" باش آزاد(حافظ)
نقش سرو در دوره هخامنشی:
نظر دکتر حبیب ا... در کتاب تخت جمشید از نگاهی دیگر این می باشد که سرو نماد اهورامزدا، نخل نماد میترا و نیلوفر نماد آناهیتاست که در مکان های مخصوص در تخت جمشید حجاری شده و بازگوکننده اعتقادات و احترام آنها به این هدیه اهورایی می باشد.
بنیان شکل گیری بته جقه در دوران ساسانی:
در هنر ساسانی به کرات از بالهایی که به تعبیر نویسندگان معتبر، بال و به نظر نگارنده کتاب بته جقه چیست؟ برگها و حتی سرو خمیده می باشد استفاده شده است و همچنین مانند هنر هخامنشیان حیوانات بالدار مقدس می باشند. حتی در کلاه پادشاهان ساسانی نیز ردپایی از پر و یا همان بال به تعبیر علینقی وزیری صاحب کتاب تاریخ عمومی هنرهای مصور قبل از تاریخ تا اسلام دیده می شود. آرتور پوپ در کتاب شاهکارهای هنر ایران اشاره می کند که مزدک در راه آزادی و شکست نظام طبقاتی زمان خود(ساسانیان) گام بزرگی برداشت و او نیز همچون سرو، آزاده بود و آزادی را می پرستید و چه زیبا بود که در این زمان پیروانش، برای بزرگداشت و به یاد ماندن نام بزرگ و عقاید عمیقش سرو را که در بین ایرانیان باستان بسیار مقدس و قابل توجه و علامت آزادی و پایداری و مقاومت بود، به حالت خمیده و سوگوار نقش کردند و بدینوسیله بر آن شدند تا راه مزدک همچنان پایدار بماند و حق خود را به مزدک ادا نمایند و همین مسئله به مرور زمان پایه های ظهور بته جقه را در ایران پدید آورد. بنابراین می توان دانست که بته جقه اصالتی بسیار عمیق و جاودان دارد، گو اینکه اگر چنین نبود این طرح نیز مانند نقوش فراوان دیگر به دست فراموشی سپرده می شد.
به استناد روایات تاریخی علت پیدایش بته جقه را می توان مرگ مزدک در راه آزادی و شکست نظام طبقاتی دوره ساسانیان دانست.
بته جقه:
همانطور که درلغتنامه دهخدا آمده که جقه یا پرک بته ای است ، ساخته شده از پر پرندگان که بر بالای کلاه پادشاهان ایران است و آن تغیر یافته سرو سرافکنده است . نشانی از ایران و ایرانیان وحکایت کننده از راستی وتواضع ایشان است.
نقشی که بر شال های ترمه و قلم کاری های اصفهان دیده می شود شکل سروی است که نوک آن بر اثر وزش باد خم شده باشد.
بته جقه در دوران اسلامی:
نخستین بار که نگاره ی باستانی بته ای به معنای واقعی جقه می شود زیور کلاه امیران می گردد در پایان دهه ی سوم سده ی نهم هجری است که در مجلس مینیاتور مقدمه ی شاهنامه بایسانقوری(829 ه ق) اثر میر مصور، دستار کلاه دو تن از امیران مزین بدان است. در این مجلس مینیاتور، پادشاهی که بر تخت نشسته(سلطان محمود غزنوی) همان تاج کنگره دار در سده های پیشین را بر سر دارد، بدون پرکهای قائم(غیر بته ای) که در برخی از نقاشی های آن دوران زیور تاج پادشاهان بود.
در نیمه های سده ی دهم نقشمایه ی بته ای منزلتی ویژه و جایگاهی برتر پیدا می کند و بسان علامت شاهی و فرمانروایی زیور کلاه دستار گونه ی شاهان و شاهزادگان می گردد.
از این زمان است که بته جقه به مفهوم واقعی خود مصداق می یابد و شأن نمادی نخستین( که تجسم رمزی و آذینی جاودانگی و بی مرگی وخرمی پاینده ی درخت سرو بود) در جایگاه بالاتر اعتلا می یابد و نماد فرمانروایی و قدرت مطلقه می شود.
ناگفته پیداست که آنچه وجه تمایز شاهان و شاهزادگان و زیور سر فرمانروایان باشد، لاجرم در نظام پادشاهی از حرمت عظیم و حتی تقدس برخوردار می شود که به هیچ رو نباید در معرض هتک حرمت قرار گیرد و یا بر زمین گسترده شود و پایمال و لگدمال شود. درست به همین دلیل است که ما تا پایان کار صفویان نقشمایه ی بته جقه را در هیچ یک از قالیهای گرانقدر صفوی اثری از این نگاره نمی بینیم.
همانطور که گفته شد بته جقه ریشه در دوران باستان دارد. و از زمانیکه نقشهای اسلیمی که نقشهایی برگرفته از گیاهان است بکار گرفته شد بته جقه هم با آن تلفیق گردید.
بته جقه بر روی آثار:
نقش بته جقه بر روی دستبافهایی از قبیل ترمه، پته دوزی، قالی، کاشیکاری، و لباسهای ورزشکاران باستانی کار می توان مشاهده کرد.
سرو ابرقو: این سرو با ارتفاع قریب به 25 متر و قطر تنه 5/4 متر کاملا سرسبز و پابرجاست و به اظهار پروفسور الکساندر روف روسی عمر آن 4 تا 5 هزار سال تخمین زده می شود. این سرو تا حدی دربین مردم از وجهه ی تقدس برخوردار است که مردم به قصد تبرک و دلایل مذهبی پارچه و نخهایی بسته اند.
گلستان سعدی: چندین درخت نامور که خدای عزوجل آفریده است و برومند، هیچ را آزاد نخوانده اند مگر سرو را که ثمره ای ندارد. در این چه حکمت است؟ گفت: هر درختی را ثمره ای معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این صفت آزادگان است.
مارتین ورمازن: در آیین میترا نیز درخت سرو، وقف خورشید است.
منابع:
1. لغتنامه دهخدا
2. شناخت طرحها و نقشه های فرش ایران و جهان، ابوالفضل وکیلی،
3. گیاهان مقدس، پروفسور شفیع جوادی، چاپ دوم سال 74، موسسه جغرافیایی و انتشاراتی ارشاد
4. "سرو مهر یا درخت یلدا"، روزنامه اعتماد ملی، 16 آذر 87 ، ش 816
5. سیر و تحول بته جقه در ایران، سمانه کاکاوند، مقاله از اینترنت
6. شاهنامه فردوسی
7. رمزهای زنده جان، مونیک دو بو کور، ترجمه جلال ستاری، چاپ سوم 1387، نشر مرکز
8. بته جقه چیست؟، طاهره عطروش، چاپ اول 1385، انتشارات سی بال هنرچ
9. فرهنگ نگاره ای نمادها در فرهنگ شرق و غرب، جیمز هال، ترجمه از رقیه بهزادی، چاپ اول 1380، موسسه فرهنگ معاصر
10. فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، دکتر محمد جعفر یاحقی، چاپ دوم 1375، نشر سروش
11. تخت جمشید از نگاهی دیگر، دکتر عبدا... حبیب ا...، چاپ دوم زمستان 1377، نشر بنیاد فارس شناسی
12. شاهکارهای هنر ایران، آرتور آپهام پوپ، اقتباس و نگارش: دکتر پرویز ناتل خانلری، با همکاری موسسه انتشارات وانکلین تهران-نیویورک، چاپ 1945
با تشکر از توجه شما :: برچسبها: هنر, چلیپا, باغ, اثار باستانی نوشته شده در جمعه ٤ بهمن ۱۳٩٢
چلیپا جاودانه جهانی(8)-چلیپا و اسلام چلیپا و اسلام
مسجد جامع عتیق اصفهان با ورود اسلام بسیاری از راه و روشهای ایرانیان که نیکو بودند و گیرایی داشتند نه تنها زنده ماند بلکه پیشرو و بالنده هم شد .من جمله چلیپا چلیپا هم از زیبایی برخوردار بود و هم رنگ دینی داشت و مقدس به شمار میرفت و فراموش نشد. این یادمان با گیرایی گذشته خود در دوره اسلامی نیز کاربرد داشت و زندگانی دیگر آغاز کرد. چلیپا و اسلام
با ورود اسلام بسیاری از راه و روشهای ایرانیان که نیکو بودند و گیرایی داشتند نه تنها زنده ماند بلکه پیشرو و بالنده هم شد .من جمله چلیپا چلیپا هم از زیبایی برخوردار بود و هم رنگ دینی داشت و مقدس به شمار میرفت و فراموش نشد. این یادمان با گیرایی گذشته خود در دوره اسلامی نیز کاربرد داشت و زندگانی دیگر آغاز کرد. از شکست ساسانیان تا سده 4 هجری این نماد پویایی چندانی نداشته و از کاربرد آن جز در نزد مسیحیان آگاهی فراوانی نداریم زیرا اندک است. اما رفته رفته زندگی دوباره یافته و پیکرهای که در اعتقاد مردم جای گرفته و نمایانگر جاودانگی و ابدیت بوده است . دوباره به خدمت مذهب درآمده و والاترین سرچشمه آرایش در هنر اسلامی شده است چونان که با ساختن یک شبکه گسترده و پردامنه با نام "ا..." محمد، علی، با طرحهای دیگرگونه نماد یگانگی وحدت همه شده است . در روایات گفته پیامبر زمانی که به معراج میرفت سوار بر براق بود در نگارگریهای دینی در جاهای گوناگون کشور به ویژه آنچه در شمال سرزمین ماست براق، تنه اسب، دم طاووس، سر انسان، بال فرشته و کلاه ایرانی به سر دارد . آنچه از دید ما ارزشمند میباشد آن است که در پارهای از این پیکرهها بر پیشانی براق چلیپا نقش شده است .
چلیپا جاودانه جهانی(8)-چلیپا و اسلام
جمعه یکم بهمن 1389 20:53
:: برچسبها: چلیپا, هنر, اثار باستانی نوشته شده در جمعه ٤ بهمن ۱۳٩٢
دیدار با استاد برجسته هنر کاشیکاری ایران
ماهرالنقش استاد بزرگ و مسلم هنر کاشیکاری جهان امروز است. این استاد فرهیخته با بیش از هشتاد سال سن پربرکت هنوز هم پر جنب و جوش است. هنوز هم بعد از هشتاد سال عمر به دنبال یادگیری و آموختن است.
رنگ و عشق ما مردم عجیبی هستیم. عدهای در عین بیهنری و بی دانشی چنان شهره خاص و عام میشوند که امر به خودشان هم مشتبه میشود که حتماً خبری هست. و عدهای در کمال علم و هنر چنان در گمنامی به سر میبرند که گویی عابری هستند در کوچه پس کوچههای این شهر شلوغ.
پس از جستجو، مطلع شدم هنرجویان هنرستانها از جزوه و گفتههای اساتید خود استفاده میکنند. در نتیجه در هر هنرستانی درس فنی برابر بود با آنچه استادان رشتههای درسی برای هنرجویان از دانستههای خود بیان میکردند و جزوات با هم تفاوتهایی را داشتند.
طرح سوالات امتحان ورودی قسمت ساختمان به عهده اینجانب گذاشته شد بعد از یکی دو سال که امتحانات برگزار شد و هنرجویان فهمیدند که طرح سوالات قسمت ساختمان با من است از گوشه و کنار کشور سوال میکردند که چه کتاب یا کتابهایی را مطالعه کنیم و من در جواب عاجز بودم چون کتابی غیر از جزوهها نبود. در فکر فرو رفتم یادآور میشوم که قبلاً هم به من پیشنهاد برای نوشتن کتاب شده بود ولی خود را لایق چنین کاری نمیدانستم بنابراین دست به کار شدم و پس از مطالعه زیاد در سال 1344 کتابی به نام اصول عملی ساختمان در دویست صفحه نوشتم و خیلی سعی کردم با درسهای هنرستانها مطابقت داشته باشد. در آن روزها دانشگاه هیأت علمی داشت که نوشتههای وارده را مطالعه و پس از بررسی و اظهار نظر چاپ یا رد میکردند. با خود گفتم بهتر آن است که نوشتهها را به هیأت علمی ارایه کنم و این کار را کردم که پس از بررسی و مطالعه، با رای مثبت هیأت علمی مواجه شد و همه به من تبریک گفتند و کتاب به چاپ رسید و مورد استقبال هنرجویان قرار گرفت از این مسأله خوشحال بودم. نوشتن را ادامه دادم تا سال 1350 که کتاب اصول فنی ساختمان را در 420 صفحه به چاپ رساندم و در سراسر کشور توزیع شد و همه دانشکدههای معماری و هنرجویان هنرستانها از آن بهره بردند و در سال 1359 با پیروزی انقلاب آموزش فنی و حرفهای کشور از افراد فنی برای نوشتن کتابهای درسی برای همه رشتهها دعوت به عمل آورد تا کتابهای درس فنی هنرستانها را تدوین کنند بنابراین از من هم برای نوشتن کتابهای درسی رشته ساختمان دعوت شد و در یک گروه سه نفری به این مهم ادامه دادیم تا کتابها نوشته و آماده شد. از سال 1360 هنرستانهای کشور مانند دیگر مدارس از کتاب بهره میبردند و کتاب فنی در اختیار هنرجویان قرار داده شد و در سال 1379 دفتر فنی آموزش و پرورش تجدید نظر در کتابهای درسی رشته ساختمان را به اینجانب محول کرد (کتاب اصول فنی ساختمان پایهگذار کتابهای درس فنی در ایران شد) کتاب اصول فنی ساختمان که از لحاظ فنی و پایهگذار برای همه قشرهای ساختمانی مثل دانشجویان، هنرجویان و حتی دستاندرکاران ساختمان مانند مهندسین فارغالتحصیل و دیگر قشرهای ساختمانی کاربرد داشت. هر دو یا سه سال یک بار تجدید چاپ میشد تا در سال 1383 و گذشت بیش از 30 سال و تغییر بعضی از مصالح ساختمانی و به کار گرفتن تکنولوژی روز و مطابقت دادن آن با استانداردهای موجود تجدید نظر در متن آن به عمل آمد و چاپ یازدهم به علاقهمندان تقدیم گردید و اینک منتظر چاپ دوازدهم میباشیم.
کاشیکاری که شاید ده قرن اساتید ورزیدهای روی آن کار کردهاند و یکی پس از دیگری کارها و دانستههای خود را سینه به سینه انتقال دادهاند از فوت و فنهای آن چیزی نمیگفتند و راجع به نوشتن کتاب یا کتابهایی که با آنها صحبت میشد میگفتند ممکن نیست بتوان نقش و نگارهای کاشیکاری را نوشت و اعتقاد آنها بر این بود که باید سینه به سینه آن را انتقال داد. باید در جواب شما بگویم دوره صفویه اوج کاشیکاری ایران بود و با جرات میگویم سرمشق کاشیکاری ایران را هنرمندان کاشیکار دوره صفویه نوشتند و درسی را شروع کردند که صدای آن سالها در گوش هنرمندان کاشیکار باقی خواهد ماند. با توجه به سپری کردن این همه سالهای عمر پربار در زمینه مسیر خدمت به هنر این مرز و بوم که بارزترین نشانه آن موی سپیدتان است و به زبانی سادهتر از متقدمین و متاخرین هنر معماری کشور هستید و معماری دوران مختلف را درک کردهاید یعنی مرحله اول رضا شاهی، مرحله دوم دوران محمدرضا تا شروع انقلاب اسلامی چه نکات شاخصی را میتوانید به عنوان شاخصه معماری آن دوران نام ببرید؟
باید یادآور شوم که تا قبل از معماری نو و دانشکدههای معماری و فنی تمام طراحیها یا محاسبات و تزیینات یک ساختمان به عهده معمار بود و کسی به آسانی نمیتوانست بگوید من معمار هستم. شناخت مردم هم با تجربه معماران همراه بود.
این آثار دسترنج همان معمارانی است که نه دانشگاه و نه دانشکده معماری دیده بودند و با کار و تجربه اندوختن و دود چراغ خوردنها به این مقام رسیدند.
برگرفته شده از : دیدار با استاد برجسته هنر کاشیکاری ایران نویسنده : ولدی - شنبه ۱۳۸۸ گرداوری و ویرایش : گروه جامع پیمانکاران ساختمان :: برچسبها: هنر, هنر معماری, آب, گچبری نوشته شده در جمعه ٤ بهمن ۱۳٩٢
منبع :سایت تبیان رویکردها در هنر نقاشی دوران قاجار نقاشی دوره قاجار در این مطلب به هنر در دوره قاجار میپردازیم ، اکثر مقالات در این بخش از سایتهایی که بطور پراکنده به هنر در دوره قاجار می پرداختند گرداوری شده . از آنجایی که این گروه هم از نظر کار روزانه و هم از نظر تحصیلات و زندگی حرفه ای با هنر در ارتباط هستند مجموعه ای از مطالب را با موضوع هنر و معماری در این سایت مشاهده میکنید که امیدواریم ما را با نظرات و پیشنهادات خود یاری دهید . گروه معماری و هنر فن و هنر ایران زمین / فربد حیدری .
می توان نقاشی قاجار را به لحاظ پروردگی اسلوبها به دو دوره تقسیم کرد: دوره اول: شامل دوره حکومت آقا محمد خان (1193-1211هـ.ق)، فتحعلیشاه (1211-1249 هـ.ق) و دوره محمد شاه (1249-1263 هـ.ق) است که در آن برجسته نمایی و ژرفنمایی فرنگی سازی با ترکیب بندیها و شگردهای سنتی نگارگری ایرانی درهم آمیخت و آثاری پدید آورد که به لحاظ بصری ناپخته و خام و بد اندام بود. کیفیت تزئینی نقاشی ایرانی در رنگ بندی و طرح بندی این آثار کاملا مشهود است.
دوره دوم تقریبا شامل دوره پنجاه ساله ناصرالدین شاه (1263-1313 هـ.ق) و پس از آن است. در این دوره نقاشی قاجار به تدریج به حالت میانه ی پیشین خود را با اسلوب اروپایی کنار گذاشت و یک سر پایبند اصول و قراردادهای آن شد و محصول این دوره شکل گیری کامل ناتورالیسم نقاشی اروپایی در صحنه ی هنرهای ایرانی بود که در دست کمال الملک و شاگردانش به اوج کمال رسید و بعدها نیز ادامه یافت.
تحولات نقاشی در دوره اول نقاشی دوره اول قاجار بیان کننده شکوه و شوکت دربار با پوششی از حس و ذوق است. این نقاشی جاه طلبیهای آرمانی دربار را به صحه گذاشت و تا حدودی از نظر سبک و سیاق از پیشینه ی صفوی خود جداشد. در این دوره تاثیرات نقاشی اروپایی جز نقاشی روسی و گرجی، چندان چشمگیر نیست و از نظر موضوعی نوعی باستان گرایی بدان حاکم است. در آن تصویرپردازی شکوهمند درباری با موضوعات دوره باستان (هخامنشی تا ساسانی) جای مضامین عاشقانه و عاطفی دوره ی زندیه و حتی دوره متاخر صفوی را گرفت. موضوعات مهم این دوره، مجالس یعنی شکار، نبرد و جلوس ، بیان کننده زندگی درباری است که به صورت تک پرده و یا تصاویر چرخه ای اجرا شده است. در این دوره رنگ بندی درخشان و پر زرق و برق و اجرای خطی شکلها به جای شکل بندی های ساده و سایه پردازی قراردادی دوره رندیه نشست.
نقش بندیهای تزئینی و حالات تمام رخ تابلوها برای تزئین ملایم سبک نقاشی دوره زندیه بود. در نقاشیهای این دوره به فراوانی می توان از یکدستی ترکیب بندی های ایستا همراه با عناصر عمودی و افقی در یک فضای بسته ی اندورنی سراغ گرفت. پیکرنگاری های جدید آرمانی همراه با ابروهای به هم پیوسته و بینیهای عقابی و چشمان الماس گون، بارها در نقاشی این دوره تکرار شد. به این ویژگیها باید ریش بلند سیاه، انگشتان حنا بسته، کمر باریک و غیره را نیز افزود. چند گونگی اشکال، پهنه و اندازه نقاشیها از ویژگیهای دیگر نقاشی این دوره بود که در کارکرد ترئینی این آثار انعکاس یافت. دیوارنگاره ها و پرده نقاشیهای رنگ و روغنی و سقفهای چوبی و پارچه ای و نقاشی پشت شیشه و روی کاشی آکنده از موضوعات پیکره ای بود. از نوآوریهای دوره اول نقاشی قاجار اجرای نقش برجسته های صخره ای ، پیکرتراشی و نقوش کم برجسته بود. گفتنی است که سبک نقاشی این دوره ، با اینکه بعدها در پایتخت محو شد ولی در ایالات و ولایات باقی ماند و تا اواخر سلطنت ناصرالدین شاه ادامه یافت. می توان گفت که نقاشی دوره نخست قاجار اوج کمال سنت دیرآهنگ تصویرپردازی پیکره ای و نقاشی نگارگری ایران بوده، به تعبیر "شار تکسیه" این مکتب در قیاس با نقاشی اروپایی " مکتبی واقعی نقاشی ایران" بود. در نقاشی این دوره می توان جای پای گذشته تاریخی ایران را پیدا کرد. روزنامه های دولتی با باسمه های میرزا ابوتراب و ابوالحسن صنیع الملک در اوج نقاشی در بین توده ی مردم مهم ترین نقش را داشت.
تحولات نقاشی در دوره دوم در دوره دوم نقاشی قاجار، ظهور عکاسی ، لیتوگرافی و آثار چاپی بر دامنه ی پشتیبانی هنری و پراکندگی و رواج گسترده ی هنر فیگوراتیو ایران افزود. بهره گیری ار نقاشیهای روی کاشی در سردر دروازه ی شهرها، حمامها، آرامگاه ها و امامزاده ها موجبات رونق نقاشی را هرچه بیشتر فراهم ساخت. درباریان اشراف و تجار تابلوهای تمام قدی با مضامین مذهبی سفارش می دادند. در این دوره شمایل سازی از ائمه و به ویژه امام علی (ع) و حسنین (ع) اندک نبود. اشکال مختلف نقاشی عامیانه در بازارها و قهوه خانه ها و آرامگاه ها رواج کامل داشت . مضامین احساسی شامل گل و مرغ، مناظر و نقوش غیرپیکره ای بر روی قلمدانها ، قاب آیینه ها ، گلها و اسلیمیها و حتی تصاویر دخترکان فرنگی و گاهی مضامین شهوانی در کنار مضانین حماسی و سیاسی ، نقاشی این دوره را به خود واداشته بود. این مضامین در طراحیهای چاپی ایرانی و اروپایی و روی پارچه های قلمکار ، پرده ها و کاشیها، شیشه ها ، لاله های عروسی ، جعبه ی جواهرات، مجریها و چینیهاف کارتهای بازی و غیره به چشم می خورد. روزنامه های دولتی با باسمه های میرزا ابوتراب و ابوالحسن صنیع الملک در اوج نقاشی در بین توده ی مردم مهم ترین نقش را داشت. تاسیس کلاسهای نقاشی و عام شدن تعلیم نقاشی، موقوف به این عمل بود و از همین نیازها برخاست.
سمیه رمضان ماهی
منابع: نقاشی ایران، شیلار کن بای، ترجمه مهدی حسینی، انتشارات دانشگاه تهران نقاشی ایران از دیرباز تا امروز، روئین پاکباز انتشارات زرین و سیمین نگارگری ایران، یعقوب آژند، انتشارات سمت منبع سایت تبیان
نقاشی دوره قاجار در صورت مشاهده نشدن تصاویر به لینک منبع مراجعه شود . برای دیدن تصاویر کلیک کنید
در سال (1210 هـ . ق ) آقا محمدخان قاجار تهران را که حدود 25 هزار نفر جمعیت داشت، به عنوان پایتخت انتخاب کرد و آن را «دار الخلافه» نامید. از آن پس تهران به مرکز فعالیتهای همه جانبه و گسترده تبدیل و در آن ساختمانهای نو با معماری و نقوش (سنتی) و تزئینات گچ بری و کاشیکاری بنا شد. زندگی در بافتی آرام و پرصفا وصمیمیت، همراه با طبیعت زیبایی که اطراف آن را احاطه کرده بود، توسعه یافت و آهنگ زندگی جدید- با شیوههای جدید نواخته شد. در این تغییرات سریع سنتهای کهن با دگرگونیهای نوین در آمیخت. و شکل جدید و توسعه یافته قاجار با ویژگیهای مدنیت و پشتوانهی غنی فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی و نیز با تاثیر پذیری از هنر غرب، به ابداع پدیدههای نوین در پهنه هنر انجامید. از هنر نقاشی دوره آقا محمد خان قاجار چیزی در دست نیست و در واقع هنر دوره قاجار از بر تخت نشستن فتحعلیشاه درسال 1212 هـ . ق / 1797 م آغاز شد و به ترور ناصرالدین شاه در سال 1313 هـ . ق / 1896 م انجامید. دورنمای سلطنت قاجار به نوعی تحت تاثیر حکومت این دو نفر قرار گرفته است. نه تنها به دلیل اینکه هر دوی آنها دورانی طولانی بر تخت نشسته بودند. بلکه از آن رو که هر دو، هنر پیکره نگاری و چهره نگاری را به عنوان ابزاری در امر مملکت داری به خدمت گرفتند. با اینکه دوران نسبتاً کوتاه حکومت محمد شاه (1264-1250 هـ . ق / 1834-1848 م ) یکدستی میان این دو مقطع را مخدوش کرده است اما در عین حال میتوان آن را به عنوان نقطه عطفی دانست که اختلاف میان دو نیمه این سده را نمایانتر میسازد. تفاوت میان این دو نیمه از مقایسه دو تک چهره به تصویر درآمده توسط نقاشیهای هر دوره بهتر درک میشود. تکچهره فتحعلیشاه به قلم میرزا بابا به تاریخ 1213 هـ . ق / 1798 م که اندکی پس از تاجگذاری به تصویر در آمده (تصویر8) و دیگری نقاشی کمال المک از چهره ناصرالدین شاه که تنها چند سال قبل از مرگ شاه در تاریخ 1307 هـ . ق / 1889 م کشیده شده است. (تصویر9) (تصویر9)
تصاویر با کیفیت را میتوانید در انتها بصورت یک فایل دریافت ( دانلود کنید ) لینک دانلود : کلیک کنید در صورت دانلود با موبایل و یا مشکلات دانلود در انتها لینک صفحه منبع مقاله را باز کنید تا با مصرف کمتر و سریع تر به تصاویر چیده شده در متن برسید .
تعلق این دو اثر به دو دوره مختلف از همان برخورد نخست آشکار میشود. این دو تصویر اساساً با دو تعبیر مختلف «تصویر پردازی شاهانه» و «شیوه هنرمندانه» از هم متمایز هستند. فتحعلیشاه در شوکتی شاهانه و کاملاً شرقی و ناصر الدین شاه در هیات رسمی و نظامی اواخر قرن نوزدهم اثر میرزا بابا به لحاظ تکنیک، اندازه، ابزار و سبک ادامه سنتی است که در ربع سوم قرن (هجدهم میلادی) در زمان فرمانروایی خاندان زند در ایران شکوفا گشت، در حالی که نقاشی کمال الملک به سبکی از نقاشی تعلق دارد که در ربع سوم قرن نوزدهم از اروپا وارد ایران شد. بدین سان هر یک از تصاویر به عنوان شاخص از دو سر این طیف نشان دهنده تغییرات عمیق به وجود آمده در این دوره به ویژه در جامعه روشنفکری آن زمان است. «عمده نقطه نظرهایی که درباره هنر قاجار ارائه شده است حمل بر انحطاط و زوال هنر سنتی ایران در این دوره است. پیچیدگیهای شرایط اجتماعی و سیاسی از یک سو و نسبت یافتن جریانهای هنری با این شرایط از سوی دیگر کار بررسی و تحلیل هنر این دوره را کمی مشکل مینماید. در گذشته اگر ارتباطی بین نقاشی واجتماع بود به رابطه این هنر با دربار خلاصه میشد و افت و خیزها و زوال و غنای نقاشی ارتباط با قوت گرفتن یا ضعیف شدن دربار و نوسانات قدرت حکومت داشت. اما با روی کار آمدن قاجار دورهای آغاز میشود که طی آن هنر از بسیاری از چارچوبها رها میشود و بود و نبود و باید و نبایدهای جدیدی مییابد. این دوره بیش از آنکه ارتباط با روی کار آمدن قاجار داشته باشد، به شرایط خاص زمان خود مرتبط است. شرایطی که به نوعی حکومت قاجار و دورههای بعد نیز تحت تاثیر آن قرار دارند.2» به گفته آندره گدار مولف تاریخ هنر ایران، درباره نقاشی ایران (دوره قاجار) گفته است: «در طول قرن نوزدهم شیوه تصویر و شبیه سازی- پرتره (portrait) همچنین علاقه به مناظر و مظاهر طبیعت در هنر نقاشی ایران به وضوح تمام انتشار حاصل کرد و ابوالحسن غفاری که در اواسط آن قرن معروف بود از این نوع، تابلوها و تصاویر فراوان نقش کرده- آثار استادان آن روزگار به صفا و صمیمیت طرح و قوت قلم موصوف است. (تصاویر 10 و 11 )
آثار چهره نگاری دوران قاجار در عین اینکه ویژگیهای تجسمی مختص به خود دارند، دارای بار مفهومی بسیار با اهمیتی نیز هستند اگرچه در میان حکومتهای پس از اسلام در ایران شاهان قاجار تنها حکمرانانی نبودند که از هنرهای تجسمی برای مقاصد تبلیغاتی سود جستند. اما تاکید آنان بر تکچهره نگاری، این خاندان را از سایرین متمایز میسازد، مسلم این که این دلمشغولی منحصر به فرد قاجار در توجه به پیکره نگاری، به عنوان مظهری از سلطنت، رویکرد گستردهتری به این هنر را در ابتدای این قرن (13 ق ) به همراه داشت. در واقع یکی از جنبههای جالب توجه عصر قاجار، مسیر تبدیل و تحول هنر و تعاملات سنت و نوآوری است. این تعامل از همان آغاز در نقاشی تکچهره فتحعلیشاه توسط میرزا بابا نمایان گشت،( تصویر 8 ) به این صورت که سبک اثر به سنت نقاشی زندیه تعلق دارد، اما به لحاظ محتوا و حال و هوای کلی، نوعی نوآوری را نشان میدهد. باید گفت فتحعلیشاه با نشان دادن شخصیتی نمایشی از خود و سازماندهی درباری، تشریفاتی و تشکیلاتی منسجم، خود باعث دمیده شدن این روح تازه به اثر شده است. (تصاویر 12 و 13 ) مهمتر از همه اینکه تلاش شاه در به وجود آوردن تصویر به شکوه حماسههای شاهنامه یا نقش برجستههای به یادگار مانده دوران ساسانی، در واقع کوششی بود برای همانند سازی حکومت خود باگذشته شاهنشاهی ایران. در هر حال مضمون هر چه که بود، همواره برای جلوه گر کردن اهمیت و اقتدار همایونی به کار برده میشد.
رابرت کرپورتر (Robert ker Porter) در ماه مارس 1818 م / 1233 هـ .ق شاه را در مراسم جشن نوروز چنین توصیف میکند. در خشش جواهرها که سرتاپای او را در بر گرفته بودند بیگمان چشم را به خود خیره میساخت. جزئیات لباس او به این شرح بود: تاجی بلند متشکل از سه ردیف از جواهرات برسر داشت که متناسب با پادشاهی باچنین تاج و تختی بود. برروی تاج انبوهی از الماسهای درشت ومنظم مروارید، یاقوت وزمرد با چنان ظرافتی در کنار هم چیده شده بودند که تلألو نور برسطح آنها ترکیبی از زیباترین رنگها را به وجود میآورد. چند پرسیاه همچون پرحواصیل به این تاج بینظیر اضافه شده ودر انتهای هر یک، مرواریدی گلابی شکل ودرشت آویزان بود. جامه زر بافت وی نیز به همان صورت آذین شده بود. دوریسه مروارید از روی شانهها عبور کرده بودند که به نظر میرسید درشتترین مرواریدهای جهان باشد لباس مرصع شاه از بالا تا پائین دقیقاً با ظاهر اشرافی وی متناسب بود. اما نام فتحعلی شاه، بیش از هر چیز مجموعهای وسیع از چهره نگاریها رادر ذهن تداعی میکند که نه تنها به منظور تزئین کاخهای متعدد از آنها استفاده میشود، بلکه شاه آنان را برای همتایان اروپایی خویش نیز میفرستاد. در مجموع میتوان گفت آفرینش این آثار دو هدف کلی را مدنظر داشت: یکی جنبة ملی و کاربردی داخلی آثار ودیگری جنبه سیاسی وروابط بینالملل. از میان 25 تکچهره از فتحعلیشاه که حدوداً در طول بیستسال کشیده شدند، بیش از پانزده اثر برای فرمانروایان هم عصر وی فرستاده شدند. شاه در سال1214 ﻫـ .ق / 1800 م تصویری برای شاهزاده سند( ناحیهای در هند ) فرستاد و سپس این کار را در طول دوران سلطنتش بارها تکرارکرد. از جمله تصاویر ارسالی میتوان به نمونههای فرستاده شده برای ناپلئون ، کمپانی هند شرقی در سال 1221 ﻫـ . ق / 1806 م ، پرنس رجنت در 1227 ﻫـ .ق / 1812 م وبار دیگر کمپانی هندشرقی در 1232 ﻫـ .ق / 1822 م اشاره کرد. همچنین در سال 1232 ﻫـ .ق / 1817 م . شاه تکچهرهای را به ژنرال یرمولوف ( Yermolov ) روسی اهدا کرد. البته در چشم اندازی کلی هر چند در این تکچهرهها وضعیت قرارگیری پیکرها، همچون حالت ایستادن یا نحوه نشستن، با یکدیگر متفاوت بودند، اما همه آنان ویژگی مشترکی داشتند و آن تغییر ناپذیری ابدی شاه بود، شاه در تمامی این آثار که در طول بیست سال کشیده شدهاند، در هیاتی ثابت و لباسی منحصر به فرد و از همه مهمتر بدون هیچ گونه تغییری ناشی از گذشت زمان ظاهر گشت. البته این سیمای همواره ثابت تحولات ظریفی را که این آثار در طول زمان پشت سرگذاشتهاند در نظر پنهان میدارد، یکی از آن موارد شیوه مختص هر هنرمند است. ترکیب بندیهای بزرگ با تمام محدودیتشان، در قیاس با تکچهرهها، که به راحتی میتوانستند حتی نخوت و تکبر پادشاه را القاء کنند، مضامین متنوعتری را در برداشتند. در هر حال مضمون هر چه که بود، همواره برای جلوه گر کردن اهمیت و اقتدار همایونی به کار برده میشد. پس از مرگ فتحعلیشاه (1250 هـ . ق ) و در زمان محمد شاه قاجار دوباره نوعی نابسامانی در نقاشی درباری بروز کرد از سوی دیگر در خارج از حوزه دربار، بازار انواع نقاشی رونق بسیار یافت (اواسط قرن (آقا نجف) در اصفهان توانست تحولی در نقاشی زیر لاکی پدید آورد او مهارت بیشتری در طبیعت نگاری خصوصاً در سایه پردازی ملایم چهرها، نشان داد در واقع سبک او پلی بود میان شیوههای عهد کریم خان و عهد ناصری)در این زمان کاربست بوم بزرگ و شیوه نقاشی جدید (رنگ روغن و آبرنگ) که سطح نقاشی را از سطوح کوچک به سطوح بزرگ و کلی حرکت داد، همچنین تاثیر احساسات فردی و روابط عناصر در تصویر و آثار نقاشان این دوره مرحلهای از نقاشی را مطرح میسازد که میتوان آن را مرحله گذار دانست. (به سمت تجدد (مدرن) ) نقاشی مرحله گذار را میتوان چنین خلاصه کرد 1-استفاده از پرسپکتیو 2- ساده تر شدن نقاشیها و کم شدن جنبه تزئینی در آنها 3- رونق منظره سازی ودور نما سازی 4- طراحی صورتها در حالت نیم رخ و تمام رخ 5- شبیه سازی و رعایت حالات طبیعی و انسانی در حرکات و صورتها و ساخت و ساز آنها 6- ملایم گشتن رنگها و استفاده از ته رنگ و رنگ آمیزی و تطابق با اصل طبیعت این دوره یکی از دورههای شاخص نقاشی ایرانی بوده و افرادی چون صنیعالملک3 و محمد خان ملکالشعرا هویت نقاشی ایرانی را به صورت برجستهای حفظ کردند. در عهد ناصرالدین شاه دیگر دوران استفاده بیدریغ از جواهرات رنگارنگ و ژستهای خشک و رسمی به سر رسیده بود. در عوض شاه همچون همتای عثمانیاش، شیوههای اروپایی را در تجهیزات و پوشش خود برگزید. و در حالتی غیر رسمی و در فضاهای داخلی و شخصی به تصویر در میآمد. این تغییرات محتوایی با تحولی عمده در سبک و تکنیک نقاشی همراه بود. در نقاشیهای زمان فتحعلیشاه، برجسته نمایی تنها به چهره اختصاص داشت و دیگر اجزای پیکره توسط خطوط از یکدیگر تفکیک میشدند و بدین شکل حالتی سایه وار پیدا میکردند و بر هیبت آنان افزوده میشد. از اینجا به بعد چهرهنگاری در راستای افزودن بر جنبههای توصیفی، خصلت نمادین خود را از دست داد. و رو به سوی مرحله تجدد (مدرن) نهاد. تصاویری که در این دوره کشیده شده، بیشتر از طبیعت و زندگی طبیعی مردمان است، دیگر آن انسان آرمانی مطرح نیست و احساسات وعواطف شخص در آثار نقاشی این دوره بروز میکند، این مسئله در آثار کمالالملک به اوج خود میرسد. در این آثار صحنه را عناصر طبیعی پر کرده و انسان بخشی از طبیعت است و آنجا که موضوع انسان است اشخاص عادی در پرده نقاشی ظاهر میشوند، که گاه در حال معاملهاند و یا در حال فالگیری، گاه خوابیدهاند و گاه به صورت پرتره ظاهر میشوند. این نوع نگاه خاص کمالالملک است که معلم خود را طبیعت می داند. شبیه سازی و معنا شناسی چهرهپردازی اساساً از دو جنبه قابل بررسی است، شبیه سازی و معنا شناسی، شبیه سازی در وحله نخست توصیفی است، اما معنا شناسی مقولهای تجویزی است. شبیه سازی به ظواهر، آن گونه که هست میپردازد، اما معنا شناسی به آنچه که باید باشد. اگر چه این دو مقوله منحصراً جدا از هم نیستند، اما اختلاف بنیادینی که با یکدیگر دارند، میتواند در بررسی چهرهنگاری عصر قاجار مفید باشد. اگر دو تصویر را که در ابتدای بحث به آن اشاره شد یعنی تصویر میرزا بابا از فتحعلیشاه ( تصویر8) و نقاشی کمالالملک از ناصر الدین شاه (تصویر9) را در نظر آوریم مشاهده خواهیم کرد که در تصویر فتحعلی شاه، در درجه اول تاکید بر جنبه معناشناسی است. پیکره، همراه با دیگر عناصر صحنه، نمادی از عظمت و اقتدار شاه را باز میتاباند. در این دسته آثار حتی اگر قصدی بر توصیف واقعیتی نیز وجود داشت، میبینیم که سیمای شاه در مدت سی سال همواره یکسان باقی مانده است. در اواخر سلطنت ناصر الدین شاه این تاکید به سمت جنبههای شبیهسازی، توصیفی و واقع نمایی تغییر جهت میدهد. بسیاری از آثاری که در سالهای میان این دو دوره خلق شدهاند، از لحاظ هنری نیز در حد وسط این دو شیوه قرار میگیرند.
اما در هر دو نیمه از قرنی که مد نظر ماست، هنرمندان برای خلق تکچهرهای اشخاص، به احتمال قوی تنها به یک یا حداکثر چند برداشت از مدل اکتفا میکردند. نقاشان در زمان فتحعلی شاه اغلب به قواعد دیرپایتصویرپردازی متکی بودند. به همین دلیل است که ژست فتحعلیشاه در برابر نقاش ژنرال یرملوف، اقدامی بیسابقه و منحصر به فرد به حساب میآمد. شیوه طبیعت گرا و آکادمیک کمالالملک نیز، چنانکه دیدیم، بیش از آن که مطالعهای بر روی مدل زنده باشد، بر استفاده از عکس استوار بود. این مسئله که در هر دو دوره منبع دیگری به عنوان واسطه بین مدل و پرترهاش وجود داشت، تنها گویای این نکته است که آنچه که نقاشیهای این دورانها را به لحاظ تغییر در مفهوم و بینش از هم متمایز میکند، نمیتواند چندان به تغییر در تکنیک و طرز عملی برخورد با کارها مربوط باشد. چهرهنگاری از جنبه معنا شناسی به یک شکلی و همسانی گرایش دارد و شبیهسازی به تفاوت و تغییر، این بدان معناست که نقاشی دوران قاجار در دهههای نخستین به گونهای است که چهرهها در بیان حالت، یکسان بودند. همان گونه که چهره فتحعلیشاه همواره یک شکل است در حالی که چهرههای ناصرالدین شاه و مظفر الدین شاه گزارشی صادقانه از تغییرات به وجود آمده در سلطنت را ارائه میدهند، اما چنین گزارشی خود میتواند معنا شناسانه باشد چنان که اثری چون «مظفر الدین شاه و صدر اعظم عبدالمجید میرزا عین الدوله» گزارش بصری است از کسالت حال شاه و شخصیت مضطرب و نگرانی صدر اعظم که نشان از سرنوشت رو به انحطاط سلطنت قاجار دارد.4 (تصویر16)
ترکیب بندی اساس ترکیب بندی این پردهها استوار بر خطوط عمودی و افقی است که به وسیله خطوط منحنی و مورب با یکدیگر مرتبط میشوند. خطوط منحنی گاه بخشی از یک دایره، یا دایره کاملی را تشکیل میدهند. مرکز این دوایر بیشتر در موارد منطبق بر محل تلاقی خطوط افقی و عمودی شاخص در ترکیب بندی و یا بر روی این خطوط جای دارد. ولی در بیشتر پردهها خطوط منحنی، از قاعده هنری خاصی پیروی نمیکنند. ترکیب بندیها به علت استوار بودن بر خطوط عمودی و افقی حالت ایستا و گاه قرینه دارند. با اندک دقتی در ترکیب بندی این پردهها میتوان دریافت که خطوط عمودی و افقی بیشتر مربوط به عناصر شکل دهنده پس زمینه هستند که گاه ادامه آنها خطوط تشکیل دهنده پیکره را نیز میپوشاند، ولی خطوط مورب و اریب شکل دهنده ساخت پیکرهها می باشند و نقاش با استادی کامل توانسته است ارتباطی تنگاتنگ میان این عناصر خطی پدید آورد. همچنین ترکیب بندی در این پردهها از تقسیمات هندسی خاصی پیروی میکند در برخی موارد از ویژگیهای مستطیل طلایی استفادههای زیبایی شده است و در هر حال مربع شاخص که در بر دارنده نکات اصلی ترکیب بندی میباشد، در همه این پردهها قابل تشخیص است.5 ترکیببندی در نقاشیهای دوره قاجار بنا به جایگزینی در بنا به کادرهای مختلف تقسیم میشد از جمله پرده هایی با کادر مستطیل و پردههایی که به شکل جناغی در درون طاقچهها جای میگرفت. این نوع کادر، خاص این محلها بوده است و دیگر نقاشیها بنا به زمینه کار، کادرهای متفاوتی را شامل میشد. در اغلب آثار نقاشی قاجاریه با توجه به تاقچهها در معماری قاجار، ضلع فوقانی دارای کادر قوسی شکل است، که این قوس از بریدگی کادر اصلی نقاشی ایجاد میشود کاهش فوقانی پرده در زمان قاجار رایج و معمول بوده، این کاهش بدین نحو به وجود آمد که ابتدا مکانی در اتاق یا تالار برای نصب پرده انتخاب میگردید، سپس اثر خریداری شده موافق مکان از قبل تعیین شده کاهش مییافت. در این حالت پرده نقاشی به اثری ناقص تبدیل میشد که به ساختار فکری و بصری آن لطمه جدی وارد میکرد و اثر هنری بخشی از علل قوام خود را از دست میداد.6
تصویر 17 : سه زن رامشگر در حال نوازندگی حدود (1261 هـ . ق / 1845 م)
چهره نگاری در نقاشیهای دورههای زند و قاجار (زمان فتحعلیشاه) در چهره نگاری دورههای زند و اوایل قاجار ابروها کمانی و چشمان کشیده و بعضاً خمارند، اکثر چهرهها سه رخ میباشند و این سه رخ بودن چهره در وضعیت پرسپکتیویی درستی قرار نمی گیرند و خطوط محیطی این سه رخ بودن چهره را نمایان میکنند. با اینکه چهره در سه رخ قرار میگیرد اما چشمها نگاهشان رو به رو و به سمت نظاره کننده است با این حال در وضعیتی درست در چهره جای گرفتهاند، اما از پرسپکتیو درستی برخوردار نیستد و مردمک چشمها بدون توجه به چرخش سر به صورت یکسانی در هر دو چشم در وضعیتی ثابت قرار میگیرند نسبت دماغ در چهرههای این دوران تقریباً به درستی قرار گرفته است اما در واقع به صورت نیم رخ نمایش داده شده است، دهان کوچک و متمایل به تمام رخ است، گردن استوانهای است و مثل ستونی در زیر سر قرار میگیرد و بعضاً در پشت ریش شخص پنهان میشود. (تصاویر20 و 21 و 22 )
در بیشتر آثار چهره نگاری زند و قاجار (اوایل قاجار) تقریباً گوشها پنهان است و یا قسمتی از یکی ازگوشها دیده میشود، این در حالی است که آثاری که از زنان میکشیدند به گوشوارهها و تزئینات آویزان از گوشها بیشتر میپرداختند. حجم پردازی چهرهها نیز بیشتر از آنکه با نور و سایه نمایانده شود، به وسیله خطای محیطی، منحنی خطی و فرمی مشخص است در بعضی موارد نقاشان از تکنیک پرداز برای حجم نمائی استفاده میکردند. زنان : از موارد شاخص چهرهنگاری از زنان زند و قاجار (اوایل قاجار) میتوان به خال کوبی در صورت، خال لب و گردن اشاره نمود که از عناصر زیبایی آنان بوده و در ادبیات نیز به کرات تکرار شده است. از دیگر موارد میتوان به گردی صورت که به قرص ماه تعبیر میشد و خماری چشمان (که درشت کشیده میشدند) اشاره نمود. زنان در این دورهها با حرکات خاص نمایشی در حالت چهره و حرکات کلی بدن دیده میشوند. (تصویر 23)
لباسهایی که در این دوران به تن دارند بسیار پیچیده و مروارید دوزی شدهاند، بر روی سر چپیهای مزین به یک یا چند جقه قرار دارد که به ملاحت به یک سو متمایل است، در بعضی از مروارید یک رشته مروارید به آن متصل میشود که از زیر چانه میگذرد معمولاً مویشان را نیز با نیم تاج یا سربند میآراستند. (تصاویر 18 و 19) مردان : در مواردی بدون ریش و موی تنک به تصویر در میآمدند (دوره زند) این در حالی است که در زمان قاجار (فتحعلیشاه) بیشتر چهرهنگاریها با ریش بلند نمایش داده میشود، که به نظر میآید که ریش بلند از موارد آرایش درباری باشد. تاج و کلاه نیز از دیگر وسایل به کار رفته در چهرهنگاری مردان است. که بیشتر حالت تزئینی و دو بعدی دارد ژست و فرم چهره مردان نسبت به زنان زند و قاجار (اوایل قاجار) خشک و رسمیتر نمایش داده شده است. که ارائه حالتی نمایشی از اقتدار است. کودکان : کودکان به تصویر درآمده در نقاشیهای این دوران از نظر خصوصیات در چهرهها تقریباً یکسان به تصویر در آمدهاند و تنها از نوع لباس و آرایش مو و ابزار نقاشی شده همراه با آنان، میتوان جنسیت و تا حدودی زمان آنها را تشخیص داد. (تصاویر24 و 25 )
بعد از فتحعلیشاه کم کم سبک و سیاق اروپائی در آثار نقاشان فزونی میگیرد و جنبههای واقع نمایی در نقاشی همراه با اسلوب سایه روشن و پرسپکتیو شاخص میشود در این دوره نقاشان به کشیدن چهره های از روبرو و نیم رخ متمایل میشوند و نوعی شخصیت پردازی واقع نمایی رخ مینماید. در این دوره چهرهنگاری واقعی و عینیت سازی، جای بیشتری از مثالی بودن نقاشی را اشغال میکند و این ازجمله مواردی است که تحت تاثیر نقاشی غربی در نقاشی ایرانی اتفاق میافتد. در این دوره رشتههای اتصال به نقاشی گذشته ایران گسسته نشده است از نظر تکنیک و ابزار کار و نوع پرداخت ردپایی از نقاشی ایرانی در آثار این دوره دیده میشود و حتی در موارد آگاهانه پرسپکتیو نیز کاملاً حذف میشود. «با آغاز سلطنت ناصر الدین شاه قاجار (1264 هـ . ق ) و تقارن این عصر با بسط استعماران اروپایی و شکل گیری تغییرات اجتماعی و فرهنگی بنیانی، نقاشی قاجاری هم از این دگرگونی تاثیر گرفت و مراجعت نقاشان تحصیل کرده در اروپا- ابوالحسن خان صنیع الملک و مزین الدوله و دیگران- زوال سبک و مکتب نقاشی فتحعلیشاه آغاز شد. نقاشی رسمی و درباری عصر ناصر الدین شاه قاجار هر چند، در ابتدا از شیوههای فنی و اجرایی اساتید پیشین برخوردار بود، اما از دهه 1280 هجری قمری به بعد، نسل جدیدی از هنرمندان ظاهر شدن و اوج گرفتند که دیگر چندان در بند وفاداری به شیوه گذشتگان خود نبودند. از میان اینان- شاید مهمترینشان باید از محمد غفاری (کمال الملک) یاد کرد که جزء بعضی از موضوعها و تناسبهای رنگی به کار گرفته شده در آثارش اصلاً به سنت استادانش وابسته نماند.»7 کمال الملک با تکیه بر قدرت قلم و در مواردی استفاده از فن عکاسی و عکس آثار بسیاری از چهرهنگاری با رویکردی طبیعت پردازانه به یادگار گذاشت. «از حدود 1300 هجری قمری تابلوهای نقاشی فزونی گرفت، نقاشیهای دیواری اعتبار قدیمیشان را از دست دادند و شیوه نقاشی قاجاری تنها در نقاشیهای لاکی- قلمدان و قاب آئینه و جلد کتاب و پردههای مذهبی و حماسی ادامه پیدا کرد. که این نیز چندان دوام نیاورد وعمر یکصد و پنجاه ساله این هنر، با خاتمه یافتن سلطنت احمد شاه قاجار (1342 هـ .ق ) به پایان رسید.»8
1- جلالی جعفری، بهنام – نقاشی قاجاریه (نقد زیبایی شناسی) 1- نقاشی و نقاشان دوره قاجار – بهنام زنگی – دکتر محمد کاظم حسنوند- خیال شرقی کتاب اول – تهران فرهنگستان هنر 1384
1 –صنیع الملک (میرزا ابوالحسن خان غفاری) میرزا ابوالحسن خان غفاری کاشانی، معروف به «ابوالحسن ثانی» ملقب به «صنیع الملک» فرزند میرزا محمد غفاری، نگارگر و گرافیست، هنرمند سده سیزدهم هجری، از قرائنی که در دست است، حدود سال 1229 ق در کاشان چشم به جهان گشود و پس از گذراندن دوران کودکی و به انجام رسانیدن آموزشهای نخستین، حدود پانزده- شانزده سالگی برای آموختن نقاشی نزد «استاد مهر علی اصفهانی» نگارگر و نقاشباشی معروف دربار فتحعلیشاه فرستاده شد. در سال 1258 ق که جوانی بیست و نه ساله بود، در زمان شهریاری محمد شاه قاجار (1264-1222) به او اجازه داده شد تابلو رنگ روغنی از صورت شاه بکشد و بدین سان در ردیف نقاشان دربار در آید و پس از چندی نیز به سمت «نقاشباشی» دربار محمدشاه منصوب شود. تابلو رنگ روغن محمد شاه که رقم «چاکر جان نگار ابوالحسن ثانی غفاری» و تاریخ «1258» دارد کهنترین اثر وی به شمار میآید و بیشتر از این تاریخ، اثری از وی دیده نشده است. (تصویر 26 )
سبک هنری و شیوه نقاشی صنیع الملک از بررسی و دقت در آثار و نمونه کارهای باقیمانده از صنیع الملک تا حدی چنین پیداست که وی یک هنرمند طبیعت گرا (ناتورالیست) بوده و همه مظاهر طبیعت را به همان شکل و صورتی که میدیده، بیان می کرده است. او از روی فراست، مشخصات و خصوصیات روحی و ظاهری اشخاصی را که مدل او قرار می گرفتند، به خوبی میشناخته و با سادگی عجیبی که مسلماً قدرت دید و دست او را میرساند، آنها را می نمایانده است. صنیع الملک بیش از همه به انسان علاقه مند بود و هم به همین علت تعداد فراوانی تک چهره (پرتره) به یادگار نهاده است. اغلب آنها، با اسلوب نقطه پرداز کار شده است. دید صنیع الملک دیدی غربی است و بر عکس هنرمندان پیشین ایرانی که دید ذهنی و درونی (سوبرکتیو) داشتند، وی دیدی عینی (اوبرکتیو) دارد و این نتیجه تاثیر آثار هنرمندان عهد رنسانس اروپا بر هنرمندان سدههای سیزدهم و چهاردهم ایران است. صنیع الملک در درجه اول یک طراح است، لطف و ظرافت و دقت طرحها و خطوط او آثارش را با نقاشی دیرین ایرانی یعنی مینیاتور، پیوند می دهد. وی تا آنجا که میتوانسته تناسبت را با اصل طبیعت مطابقت داده و صحت طرح را به همان نسبت رعایت کرده است و مسئله ترکیب بندی (کمپوزیسیون) را به اقتضای محل و موضوع گاه به اسلوب غربی و گاه به شیوه شرقی با جنبه کاملاً ابتکاری و اختصاصی حل کرده است. از آنجا که همه توجه او معطوف به صورت و قیافه و خصوصیات چهره انسانها بوده چنین به نظر می رسد که او گاه قواعد علم مناظر و مرایا (پرسپکتیو) را به جد نمی گرفته است، از این رو در نظرش اصل صورت بوده و دیگر مسائل را جزء فرعیات میشمرده است. 1-رابی جولین، چهرههای قاجار، ترجمه مریم خلیلی، نشریه هنرهای تجسمی ، شهریور ماه 1384، شماره 23 1- خواجه احمد اطواری، علیرضا- مفاهیم و مضامین پردههای نقاشی قاجار- همان ماخذ 1-جلالی جعفری، بهنام – همان ماخذ- ص 47 و 48 1- آغداشلو، آیدین، مقدمهای بر نقاشی قاجار، همان ماخذ 2- همان ماخذ در صورت مشاهده نشدن تصاویر به لینک منبع مراجعه شود . برای دیدن تصاویر کلیک کنید
==========
دانلود مقاله عکاسی در دوره قاجار و تاثیر آن بر روی هنر نقاشی
:: برچسبها: هنر, فن و هنر ایران زمین, سبک نوشته شده در سهشنبه ٢٤ دی ۱۳٩٢
غفلت از فرهنگ در روزگار ما جبران ناپذیر استگزارش هنرنیوز از نشست رسانهای روز هنر انقلاب اسلامی؛
نشست رسانهای محسن مومنی شریف رئیس حوزه هنری به مناسبت روز هنر انقلاب اسلامی صبح امروز در سالن مهر حوزه هنری برگزار شد.
هنرهای تجسمی تاریخ : دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳
در آغاز این نشست مومنی شریف با اشاره به ایام فاطمیه گفت: سالی که با یاد و نام مبارک حضرت فاطمه (س) شروع شود قطعا سال پر برکتی خواهد بود و امسال نیز از این ویژگی برخوردار است.
وی به نام گذاری امسال توسط مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: امسال سال فرهنگ است و قرار است تا توجه ویژه ای به فرهنگ شود و عرض و طول این شعار تبیین شود ومن امیدوارم با برخوردهای سطحی و هیجانی این شعار مورد غفلت واقع نشود زیرا ما در روزگاری زیست می کنیم که فرهنگمان به شدت مورد تهاجم است.
وی به نقش محوری انقلاب اسلامی در نجات از بحران ها اشاره کرد و اظهار داشت: انقلاب اسلامی ایران محصول فرهنگ ملی و دینی ماست که در همه بحرانهای ایران از جمله دفاع مقدس، فرهنگ ما کشور را نجات داده است، اهمیت این مسئله تا بدانجاست که همه بحرانهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی در کشورمان حل نخواهد شد مگر به واسطه فرهنگ ولی متاسفانه فرهنگ در کشور ما همواره مورد غفلت واقع شده است که جای تاسف دارد.
وی اظهار داشت:خوشبختانه زمینه کارهای بزرگتر و مأمو ریت های مهم در حوزه هنری فراهم شده و من به بعضی از عواملی که موجب شد تا به چنین اعتماد به نفس و یقینی برسیم را بر می شمارم: اول اینکه حوزه هنری به خاطر سابقه گذشته و امروز موفقش، در نگاه مسئولان بزرگ نظام و مردم دارای شخصیت معتبری است. مخاطبان به محصولات آن اعتماد دارند و این به خودی خود موجب اعتماد به نفس و شجاعت کارهای بزرگتر است.
این مسئول فرهنگی در ادامه گفت: حوزه هنری تنها اثر تولید نمی کند بلکه در حوزه کاری خود نظر هم تولید می کند، لذا حوزه مرجع علاقمندان و اندیشمندان و دغدغه داران این حوزه است. در دانشگاه های مختلف کشور بیش از چهارصد رساله با موضوع و هنر انقلاب اسلامی در چند سال اخیر نوشته شده که مرجع و مأخذ عمده آنها حوزه هنری و آثار حوزه بوده است. در خارج از کشور نیز در دانشگاه تاجیکستان و نمل پاکستان سبک ادبیات و هنر انقلاب تدریس می شود که باز هم با اعتنا به آثار حوزه هنری است.
مومنی شریف با بیان اینکه حوزه هنری همواره در حال رویش و معرفی چهره های جدید است، خاطر نشان کرد: فقط مرکز آموزش تخصصی هنر اسلامی در چهار سال اخیر، بیش از دو هزار نفر هنرجوی متعهد و با استعداد تربیت کرده که امروز در سازمانها و نهادهای مختلف کشور در حال تولید و فعالیت هستند.
وی اضافه کرد: شهید باغبانیان که سال گذشته در سوریه به شهادت رسید، یکی از این هنرجویان است. ترتیبی اتخاذ شده که مرکز آموزش تخصصی هنر اسلامی امسال در تولیدات حرفه ای حوزه هنری، سهم و مشارکت داشته باشند. اینها و دیگر جوانانی که مقام معظم رهبری به آنها امیدوارند، می توانند جهاد فرهنگی را تحقق ببخشند. لذا من اعلام می کنم حوزه هنری خانه همه جوانان و علاقمندان ادبیات و هنر انقلاب اسلامی است و رؤسای محترم حوزه هنری استانهای سراسر کشور موظف هستند امسال از این هنرمندان حمایت کنند.
مومنی با اشاره به اینکه در ساختار حوزه هنری زیر ساختهای انجام کارهای بزرگ فراهم شده است، گفت: حوزه هنری از نظر امکانات کم ترین سهم را از بودجه عمومی و بیت المال دارد، اما از آن خوب استفاده کند و منابع و امکاناتش را به خوبی مدیریت می کند. اختصاص بیش از ۶۴ درصد بودجه و منابع حوزه به برنامه های سال ۹۲ اتفاق بزرگی در تاریخ حوزه هنری است.
وی اظهار داشت: در سالی که با بحران مالی موجه بودیم و همه سازمانها نتوانستند برنامه هایشان را به طور کامل اجرا کنند و بیش از هفتاد درصد منابع شان به حقوق و مزایا و نگهداری سازمان شان گذشت، حوزه هنری تنها ۳۵ درصد بودجه خود را خرج حقوق و مزایا و نگهداری سازمان کرد و ۶۴ درصد آن تبدیل به اجرای برنامه ها شد. این نشان می دهد، اولاً دارای ساختار منعطفی در این مرکز شدیم و حوادث و تکانه های اقتصادی نمی تواند موجب استئصال و رکود و یا به هم ریختن ما شود بلکه ما بر آن مسلط می شویم.
وی با تاکید بر اینکه ما ادعا داریم کار در حوزه هنری با قیمت ارزان، با سرعت و کیفیت انجام می شود، افزود: حوزه هنری برنامه محور و داری برنامه راهبردی میان مدت با چشم انداز سال ۹۷ است لذا دچار هیجانات زودگذر نمی شویم بلکه به آینده توجه داریم . ما با این پشتوانه ها برنامه امسال را شروع می کنیم.
مومنی شریف استراتژی عملیاتی حوزه هنری برای جریان سازی در مصرف محصولات فرهنگی را برشمرد و ادامه داد: توسعه مخاطبان شامل: تأسیس حوزه هنری کودک و نوجوان، تأسیس سازمان تلویزیونی سوره، تأسیس حوزه هنری الکترونیک، ایجاد دسترسی آسان شامل: زنجیره ای کردن سینماهای حوزه هنری، تأسیس بیست فروشگاه کتاب در استانها و یک فروشگاه بزرگ در میدان انقلاب، تدارک تأسیس شرکت پخش محصولات فرهنگی و تمرکز بر مضامین شامل: انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، خانواده و سبک زندگی ایرانی اسلامی و کودک و نوجوان به عنوان استراتژی عملیاتی حوزه هنری برای جریان سازی در مصرف محصولات فرهنگی معرفی می شوند.
وی در ادامه سخنان خود در نشست رسانه ای هنر انقلاب بیان داشت: به دلیل کارآمدی های فرهنگ، برنامه پیشرفت توسعه همه جانبه جمهوری اسلامی با محوریت فرهنگ تعریف شده است. این یعنی اگر ما خواسته باشیم در حوزه اقتصاد و دیگر حوزه ها از بحران بیرون بیاییم باید به فرهنگ متوسل شویم.
وی اضافه کرد: در مدتی کوتاهی چنان تاخت و تازی به باورها و آرمانهای متأثر از فرهنگ انقلاب شد و کسی که در خطبه های نماز جمعه همواره از عدالت اجتماعی سخن می گفت ناگهان در افکار و منشش چنان چرخشی به وجود آمد که به سمت رفاه و اشرافی گری رفت و حتی واژه مستضعفان که از فرهنگ قرآن وارد ادبیات انقلاب شده بود به قشر آسیب پذیر تبدیل شد.
مومنی شریف یکی از مؤلفه های فرهنگ ساز چه در بعد ایجابی و چه سلبی، رفتار و سیره رهبران و مدیران جامعه دانست و گفت: از نظر ما اهالی فرهنگ و ادب، بخشی از مسئولان و مدیران از هجوم فرهنگی دشمن آسیب دیدند، لذا هنرمندان حوزه هنری انقلاب اسلامی، نخستین کسانی بودند که آن زمان متوجه این موضوع شدند و به انتقاد و مقابله با آن پرداختند.
وی ادامه داد: ادبیات و هنر اعتراض در درون نظام و با تکیه بر فرهنگ انقلاب در حوزه هنری شکل گرفت. آقایان قزوه با شعر مولا ویلا نداشت، سیدحسن حسینی و آقای سید مسعود شجاعی طباطبایی با کاریکاتورهایش و شهید آوینی با مقالات خود در مجله سوره، از این گروه بودند.
مومنی با بیان اینکه متأسفانه فرهنگ در حوزه سیاست در هر انتخابات، آسیب جدی می بینند، افزود: نمونه بارز آن در انتخابات مجلس سوم بود که در مقطعی موجب عقب نشینی های ما و پیشروی دشمن در جبهه های جنگ شد. این به این دلیل است که سیاست از فرهنگ و از بنیاد های اندیشه ای بر نمی خیزد بلکه در سطح است و تمام هم و غم در انتخابات تعریف روشی برای غلبه بر حریف است ولو به قیمت قربانی شدن منافع ملی!
وی با اشاره به اینکه همواره در حوزه اقتصاد از دو جهت فرهنگ آسیب دیده است، بیان داشت: یکی از این طرق واردات بی حساب و کتاب کالا که معمولاً با خود فرهنگ بیگانه را می آورد ثانیا، پروژه ها و طرح هایی اقتصادی که به الزامات فرهنگی آن توجهی نمی شود.
این مسئول فرهنگی تصریح کرد: دانشگاهی در شهر کوچکی با فرهنگ و سنت های کهن در استان یزد تأسیس می شود که وقتی انبوه دانشجویانی که از سراسر کشور به آن شهر می آیند نه تنها فرهنگ و آداب و رسوم بلکه بافت جمعیتی آنجا را هم تحت تأثیر خودش قرار می دهد. همین طور ایجاد خیلی از کارخانه ها و شرکت تولیدی. لذا برای مقابله با این پدیده، رهبری انقلاب دستور توجه داشتن به پیوست فرهنگی را ابلاغ کردند.
مومنی شریف اضافه کرد: در حوزه امنیت هم گاهی بدفهمی از مسائل امنیتی و تفسیرهای نادقیق و من عندی در بعضی دوره ها موجب اقداماتی شده که نتیجه اش به نفع انقلاب و فرهنگ انقلاب نبوده است. همه این مشکلات به خاطر نداشتن پایگاه فرهنگی و بی اطلاعی از آفاق فرهنگی است.
وی با تاکید بر رجوع دوباره به آرمانهای حضرت امام و رهبری معظم و آموزه های بنیادی انقلاب اسلامی، گفت: خوشبختانه امروز فرصت مناسبی است تا با نقد گذشته مان، آینده مطلوب را ترسیم کنیم؛ راه هم مشخص است.
رییس حوزه هنری در خاتمه خاطر نشان کرد: بر همین اساس نقشه فرهنگی کشور تنظیم و تدوین شده و در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده است که متأسفانه رئیس جمهور سابق در دستور اجرای آن تعلل کرد اما امیدورایم رئیس جمهور و رئیس محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی زودتر دستور اجرای آن را صادر کنند و وظایف و قلمرو هر بخش مشخص شود.
منبع :: وبسایت هنر نیوز
:: برچسبها: هنر نوشته شده در جمعه ٢۳ فروردین ۱۳٩٢
LOGO F. H. IR :: برچسبها: فن و هنر ایران زمین, گروه, هنر, معماری نوشته شده در شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧
:: برچسبها: گالری عکس, هنر چوب, هنر, فرهنگ نوشته شده در شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٧٦
Pool استخر های شنا را میتوان از نوع ساختار ، شکل و مکانیزم آنها تقسیم بندی نمود . مانند : از نظر نوع تصفیه ، جانمای استخر ، وضعیت قرارگیری نسبت به سطح زمین و انواع استخر : استخر های تفریحی استخر های درمانی استخر های المپیک و مسابقات (قهرمانی) استخر های آموزشی استخر های حرکات موزون و نمایش استخر های غواصی و انواع دیگر استخر که در حوصله این صفحه نمیباشد .. استخر، محل خصوصی است برای شنا، آموزش شنا ، تفریح ، ورزش ، شیرجه، و واترپولو که در اندازههای مختلف ساخته میشود. ولی، استخرهایی که در آنها مسابقات رسمی را برگزار میکنند باید دارای مشخصاتی معین باشد. این مشخصات از طرف فدراسیون بینالمللی شنای آماتور، که آن را فینا (FINA) میخوانند به شرح زیر تعیین شدهاست:
لینک هایی از سایت جامع پیمانکاران
استخر سونا جکوزی ( مقالات ، تحقیق و ترجمه فربد حیدری ) استخر سونا جکوزی گالری طرح و عکس و مقالات ساختمان بزرگترین آرشیو اطلاعات
انتخاب مکان استخر های رو باز و مواردی که باید در آن رعایت شود
نکات ایمنی و مهم در سونا و استخر شما
لازمه موفقیت ، در توانائی تمرکز انرژی ذهنی و جسمی وبدون وقفه بروی یک مسئله است بی آنکه احساس خستگی کنید. توماس ادیسون یک آشپزخانه کوچک در کنار یک استخر با طراحی به سبک خانه های کوهستانی با چوب گردو برای صفحه میز و چوب کاج برای دیواره و سقف کلبه سقف تمام چوب بدون شاسی فلزی بصورتی که سفال بر روی سقف چوبی نصب میشود :: برچسبها: pool, sauna, هنر, استخر |
|
![]() امكانات جانبي
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|