اَبَرکوه ( ابرقو) شهری است در استان یزد ایران. این شهر مرکز شهرستان ابرکوه است و در بخش مرکزی این شهرستان قرار گرفتهاست. این شهرستان در مسیر اتوبان یزد - اقلید - یاسوج قرار دارد.
از آنجا که این شهر ابتدا در پای کوه ساخته شده، آنرا «برِکوه» میگفتند (کنار کوه) که در گویش مردم به «ابرکوه» تبدیل شد و پس از ورود اسلام این نام نیز مانند بعضی نامهای دیگر در گویش عربی، کاف به قاف تبدیل و «ابرقو» خوانده شدهاست. نهایتا در سال ۱۳۵۰ این شهربه صورت رسمی «ابرکوه» نامیده شد. نام آن در منابع قدیم و جدید به صورت «ابرقو» «ابرکویه» «ابرقویه» «برقوه» و «درکوه» آمدهاست. «ابر» در فرهنگ دکتر معین چنین تعریف شده :۱- بر-به ۲-زبر-بالاروی-سر ۳-با ۴- برسر-در
درباره بوجود آمدن و قدمت ابرکوه افسانهها و داستانهایی نقل میشود که اغلب سند و مرجع علمی مقبولی ندارند ولی با توجه به آثار و ابنیه باقیمانده میتوان پی به قدمت زیاد ابرکوه پی برد.ولی تاریخ دقیق آنرامی بایست در نوشتههای پراکنده جستجو کرد.در کتاب «شناخت ابرکوه و قدمت آن» از قول احمدبن حسین بن علی کاتب مولف کتاب تاریخ جدید یزد آمده زمانی که اسکندر کثه(یزد کنونی)به عنوان زندان قرار داد(یعنی زمانی که تازه یزد را بنیان نهاد)نایبی برای خود در «ری» تعیین نمود که از ایالات ابرقو-اصفهان-اصطخر-قم خراج به نزد وی میفرستاد. در صورت صحت این گفته قدمت ابرکوه نه تنها از یزد بیشتر است بلکه در آن زمان هم سنگ و هم رده ایالت اصفهان و اصطخر قلمداد میشده.
درباره ابرکوه در نگاشتههای قدیم سخن فراوان رفته از آنجمله :«مسالک الممالک» اصطخری، «حدود العالم من المشرق الی المغرب»، «فارسنامه»ابن بلخی، طمعجم البلدان» یاقوت حموی، «المسالک و الممالک» ابن خرداذبه، «اقلیم پارس»ایرج افشار، «نزهه القلوب»حمدالله مستوفی، «ٍسیاحت نامه جنوب ایران»، «فارس نامه ناصری» حاج میرزا حسن فسایی، «کتاب اثار ایران»آندره گدار، «اقلیم پارس»محمد نقی مصطفوی، «تاریخ و جغرافیای شهرستان آباده»عبدالرحیم شریف، «لغت نامه دهخدا»، «فرهنگ فارسی معین»
در کتاب آثار ایران درباره موقعیت جغرافیایی ابرکوه آمده:
ابرقو تقریبا در وسط راه استخر به یزد واقع است. بنابر روایت حمدالله مستوفی در ابتدا در پایان کوهی ساخته بودهاند و برکوه میگفتندش و بعد از آن بر صحرایی که اکنون هست این شهر کردهاند. شهری کوچک است. کسی که از راه سورمق یا دهبید بیاید هنوز هم در دامن کوهی سنگی، که در صحرا جا ماندهاست آثار شهر قدیم، و در کنار خرابههای عتیق، شهر جدید را که مستوفی اشاره میکند میبیند.
ابرقویی که در دشت واقع است از حیث آبادی شباهتی به ابرقوی عهد مغول ندارد بلکه در حقیقت میان آبادی کنونی او و ویرانههای اطرافش تفاوتی نیست، بنابر بعضی اقوال که بسیار متحمل هم است این شهر در حمله افغانها خراب شده است(۱۱۳۵ هجری) ولی علت حقیقی ویرانیش سابق بر هجوم افغانهاست. این شهر هم مثل بلاد بسیاری که پیش از این آباد و سرسبز بودهاند، درگذشته یا بحال نزع افتادهاست زیراکه تنها علت عمران این بلاد وقوع در سر راه تجارتی بوده و با انحراف تجارت رشته حیات آنها منقطع شدهاست، راه معروف کاروانی عهد مغول که از خلیج فارس تا دریای سیاه کشیده بود از هرز شروع و پس از عبور کرمان و یزد و سلطانیه و تبریز به سواحل دریای سیاه میرسید و ادویه چین و هند و نیل سوده و مشک و صمغ و اجناس ابریشمی و بنه کرمان و یزد و شیراز و سنگهای قیمتی را که شیراز و هرمز و سلطانیه بازار عمده آن بهشمار میآمد به اروپا میرسانید.
شاخصترین آثار تاریخی این شهر به شرح زیر است: مجوعه پردیس ابرکوه(خانه آقازاده -خانه موسوس -خانه حسینی دوست) -خندق تاریخی شهر(پیش از اسلام) -سرو ۴۵۰۰ ساله (۷۰۰۰ -۴۵۰۰ سال قدمت) -گنبد عالی -مسجد جامع -گنبدخانه سیدون-یخچال عظیم خشتی و مقبره- خانه صولت-منار جفت عزیزالدین نسفی
منابع ویکی پدیا
- اطلس گیتاشناسی استانهای ایران، تهران: ۱۳۸۳ خ.
مطالب پربازدید سایتهای سوناسازان
10 حقیقت شگفت انگیز در خصوص انسان
فضا در معماری – بررسی فضا و معماری
معماری هنری است شگفت انگیز روشنگر و آزادیساز سخنان معماران جهان







