|
بخش دوم ::
خوردگی چیست؟
خوردگی در زبان فارسی ترجمه واژه ای انگلیسی است که معنای آن جویده شده و گاز گرفته شده است. به نظر میرسد ظاهر قطعه خورده شده ، این تداعی معنایی را سبب شده باشد. برای بیشتر مردم، خوردگی با مصادیقش شناخته میشود، از قبیل زنگ زدگی و سیاه شدن قاشقهای نقرهای. در واقع خوردگی همه اینها هست، اما بهتنهایی هیچ یک نیست. بطور مثال ، زنگ زدگی فقط به خوردگی آلیاژهای آهن اطلاق میشود.
استاندارد ایزو 8044 ، خوردگی را بدین شکل تعریف میکند:
««واکنش فیزیکی- شیمیایی متقابل بین فلز و محیط اطرافش که معمولا دارای طبیعت الکتروشیمیایی است و نتیجهاش تغییر در خواص فلز میباشد. این تغییرات خواص ممکن است منجر به از دست رفتن عملکرد فلز ، محیط یا دستگاهی شود که این دو ، قسمتی از آن را تشکیل میدهند. »»
ترمودینامیک و خوردگی
ترمودینامیک یکی از رشته های فیزیکی - شیمی است. یکی از ویژگیهای علم ترمودینامیک این است که میتواند پیشبینی کند که آیا واکنشهای خاصی رخ خواهند داد یا نه. تعیین زمانی واکنشی که ترمودینامیک ، انجام آن را پیش بینی میکند، موضوع علم سینتیک است. خوردگی را میتوان میل ترمودینامیکی برای بازگشت به اصل خود فلز دانست و آن را چنین توضیح داد:
فلزات اکثراً به شکل ترکیبات شیمیایی در سنگهای معدنی موجود هستند. فلز در این حالت به خاطر وضعیت ترمودینامیکی خود ، حالت پایدار دارد، یعنی از نظر ترمودینامیکی اگر نیرویی از خارج بر سنگ معدن وارد نشود، فلز میل دارد که در سنگ بماند و حالت ترکیبی خود را حفظ نماید. وقتی سنگ معدن از معدن جدا میشود، طی فرآیندهای خاصی ، فلز از سنگ استخراج میشود و به حالت فلز خالص در می آید.
عمل استخراج فلز ، از نظر شیمیایی یک فرآیند الکترون گیری یا احیا به حساب میآید. به این ترتیب فلز موجود در سنگ معدن ، الکترون میگیرد و به حالت فلز خالص در میآید. اما در اینجا وضعیتی ناگوار وجود دارد: الکترونهایی که طی فرآیند استخراج گرفته شدهاند، برای فلز به شکل مهمان ناخوانده در میآیند. فلز علاوه بر الکترونهایی که خود دارد، الکترونهای زیادتری را نیز طی استخراج به سوی خود فرا خوانده، با مهمان کردن الکترونهای اضافی از چنگ سنگ گریخته است. اما این مهمانان تبدیل به ناخواستگانی شدهاند که فلز دائما در جستجوی راهی برای بیرون راندن آنهاست. به زبان ترمودینامیکی ، بیقراری فلز را ناپایداری ترمودینامیکی مینامند.
هنگامی که فلز موفق به از دست دادن الکترون میشود، واکنش اکسیداسیون رخ میدهد و میگویند خوردگی اتفاق افتاده است. وقتی فلز خورده شد، آن چه از واکنش باقی میماند (اصطلاحا محصولات خوردگی) به لحاظ ترمودینامیکی پایدار خواهد بود و از این نظر مانند فلز در حالت معدنی (در حالتی که به شکل ترکیب در سنگ معدن وجود داشت) رفتار میکند.
جالب آن که از نظر شیمیایی نیز محصولات خوردگی مثل سولفات آهن ، اکسید روی و غیره ، همان ترکیباتی هستند که در سنگ معدن فلز یافت میشود.
انواع خوردگی فلزات
خوردگی را به روشهای مختلف طبقهبندی نمودهاند. ولی عمومیترین آنها طبقهبندی بر اساس ظاهر و شکل فلز خورده شده میباشد. به این روش با مشاهده فلز خورده شده با چشم غیر مسلح به راحتی میتوان نوع خوردگی آن را مشخص نمود.
در بین انواع خوردگی میتوان نه نوع منحصربه فرد را پیدا نمود. ولی تمام آنها کم و بیش وجه متشابهی دارند که به شرح ذیل می باشند :
خوردگی یکنواخت Uniform Attack
خوردگی گالوانیک یا دو فلزی Galvanic Two Metal. Corrosion
خوردگی شیاری Crevice Corrosion
حفرهدار شدن Pitting
خوردگی بین دانهای Inter Granular. Corrosion
جدایش انتخابی Selective Leaching
خوردگی سایشی Erosion Corrosion
خوردگی توأم با تنش Stress Corrosion
خسارت هیدروژنی Hydrogen damage
1- خوردگی یکنواخت
خوردگی یکنواخت معمولترین و متداولترین نوع خوردگی است معمولاً به وسیله یک واکنش شیمیایی یا الکتروشیمیایی به طور یکنواخت در سرتاسر سطحی که در تماس با محلول خورنده قرار دارد، مشخص میشود. فلز نازک و نازکتر شده و نهایتاً از بین میرود یا تجهیزات مورد نظر منهدم میشوند. مانند خورده شدن یک قطعه فولادی یا روی در داخل یک محلول رقیق با سرعت یکسانی در تمام نقاط قطعه خورده میشود. این نوع خوردگی بالاترین آمار را دارد و عمر تجهیزات خورده شده را با قرار ددن نمونههایی در داخل محلول خورنده میتوان تخمین زد.
روش جلوگیری از خوردگی یکنواخت
خوردگی یکنواخت را به سه طریق میتوان کنترل و یا کم کرد که ممکن است یک نوع و یا دو نوع را با همدیگر انجام داد.
انتخاب مواد و پوشش صحیح، به وسیله ممانعتکنندهها، استفاده از حفاظت کاتدی
خوردگی گالوانیکی یا دو فلزی
هنگامی که دو فلز غیر همجنس که در تماس الکتریکی با یکدیگر هستند در معرض یک محلول هادی یا خورنده قرار بگیرند. اختلاف پتانسیل بین آن دو باعث برقرای جریان الکترون بین آنها میشود. فلزی که مقاومت خوردگی کمتری دارد آندی شده و خورده میشود. فلز مقاومتر از نظر خوردگی کاتدی میشود که معمولاً خیلی کم و یا خورده نمیشود. به دلیل وجود جریانهای الکتریکی بین فلزات غیر هم جنس این نوع خوردگی، خوردگی گالوانیکی یا دو فلزی اطلاق میشود.
برای مثال خوردگی در یک فلز (آلومینیوم) به شدت اتفاق میافتد و در فلز دیگر (فولاد) کاهش یافته یا متوقف میگردد. بنابراین اولین چیزی که در این مورد مطرح میباشد این است که از دو فلزی که به روی هم اثر میکنند کدام فلز در حالت اول و کدام فلز در حالت دوم قرار میگیرد. پاسخ این سؤال به وسیله جهت جریان الکتریکی ناشی از اثر گالوانیکی از یک فلز (آند) به فلز دیگر (کاتد) قرار گرفته در یک محلول خورنده داده خواهد شد. با اندازهگیری اختلاف پتانسیل دو فلز در محلول مورد نظر این جهت را در هر مورد میتوان تعیین نمود. در مورد جفت گالوانیکی آلومینیوم و فولاد مشخص شده است که آلومینیوم به صورت یک آند عمل میکند.
2- پتانسیل خوردگی و جهت اثرات گالوانیک
پتانسیل فلز در محلول وقتی که خورده میشود به انرژی که آزاد میشود، بستگی دارد. این پتانسیل تنها در یک مقدار نسبی قابل اندازهگیری میباشد. برای مثال با قرار دادن یک فلز خیلی فعال مانند روی و یک فلز با فعالیت کمتر مانند مس در یک محلول کلرید سدیم میتوان جهت جریانی که توسط اثر گالوانیک آنها تولید میگردد، اندازهگیری نمود. چنین آزمایشی را میتوان با تمام فلزات ممکن در هر محلول خورنده تکرار نمود. با توجه به نتایج آزمایشات به دست آمده، امکان مرتب کردن فلزات در یک گروه که سری گالوانیک نامیده میشود فراهم میشود. اگر آزمایشات در محلولهای مختلف با غلظتهای مختلف کلرید سدیم، میزان هوادهی متفاوت، سرعت حرکت و یا دماهای مختلف انجام گیرد، مقادیر گزارش شده میتواند با یکدیگر اختلاف داشته باشند و در این حالت محل بعضی فلزات نسبت به هر یک از فلزات دیگر به صورت یک سری گالوانیک جدید تغییر نماید.
سری گالوانیک
بطور کلی پتانسیل الکتریکی فلزات دارای هیچ مقداری بطور مطلق و مستقل از فاکتورهای مؤثر بر خواص خوردگی محلولی که در آن اندازهگیری انجام میشود، نمیباشد. مقدار پتانسیل میتواند از یک محلول به محلول دیگر یا هنگامی که یک محلول به وسیله فاکتورهائی از قبیل دما، هوادهی و سرعت حرکت تأثیر میپذیرد، تغییر کند. بنابراین برای پیشبینی پتانسیل فلزات و در نتیجه جهت اثر گالوانیکی آنها در یک محیط، بجز با اندازهگیری پتانسیل و در نظر داشتن شرایط دقیق آن محیط هیچ راهی وجود ندارد، به عنوان مثال روی بطور طبیعی نسبت به آهن در دمای محیطی منفیتر یا آندیکتر میباشد. همانطور که در جدول گالوانیک نشان داده شده است. با وجود این اختلاف پتانسیل با افزایش دما تغییر کرده و افزایش مییابد تا زمانی که اختلاف پتانسیل در دمای ۶٠ درجه سانتیگراد ممکن است صفر یا دقیقاً برعکس شود. در هر صورت وضعیت شرایط فلزات نسبت به هم آنطور که گفته شد در بسیاری مواقع خیلی هم تغییر نمیکند و تمایل نسبی فلزات به خوردگی در خیلی از محیطهائی که از آنها استفاده میشود تقریباً یکسان باقی میماند. در نتیجه موقعیتهای نسبی آنها در سری گالوانیک ممکن است در خیلی محیطها تقریباً یکسان باشد.
از آنجائی که بیشتر اندازهگیریهای پتانسیل و رفتار گالوانیکی فلزات در مقایسه با سایر محیطها بیشتر و در آب دریا انجام شده است، در نتیجه بیسشتر سریهای گالوانیک بر اساس این آزمایشات فلزات را تنظیم کردهاند و لذا از این جداول میتوان به منظور احتمالات اولیه در مورد اثرات گالوانیکی در سایر محیطها زمانی که مستقیماً نتایج قابل اجراتری از آن محیط در دسترس نباشد، استفاده نمود.در یک جفت گالوانیک شامل دو فلز قرار گرفته شده در این جدول، خوردگی طبیعی فلزی که موقعیت بالاتری در جدول دارد، احتمالاً شدیدتر میشود. در حالی که خوردگی فلز پائینتر جدول احتمالاً کاهش مییابد یا کاملاً متوقف میشود. فلزات با پتانسیل خوردگی مثبتتر بیاثر یا کاتدیک نامیده میشوند و فلزات با پتانسیل خوردگی منفیتر به عنوان فلزات یا آلیاژهای آندیک یا فعال شناخته میشوند. توجه کنید که در این جدول چندین فلز در یک گروه قرار گرفتهاند که احتمالاً اختلاف پتانسیل آنها نسبت به هم زیاد نمیباشد. بنابراین میتوان آنها را بدون اثرات گالوانیکی قابل ملاحظه در بسیاری از محیطها در کنار یکدیگر قرار داد.
مقدار اثر گالوانیک
تا اینجا ما فقط جهت اثر گالوانیک را با تعیین پتانسیل نسبی فلزات در یک جفت گالوانیکی مورد بررسی قرار دادهایم. در حالی که در عمل ما بیشتر با شدت اثرات گالوانیکی که رخ میدهد مواجه هستیم. این شدت با مقدار جریان یا اصطلاحاً شدت جریان (جریان واحد سطح) تعیین میشود.بر طبق قانون اهم، مقدار جریان تولید شده توسط جفتهای گالوانیکی که اختلاف پتانسیل آنها زیاد است، در یک مقاومت معین مستقیماً با ولتاژ متناسب میباشد. به عنوان مثال، اختلاف پتانسیل دو فلز روی و مس در آب دریا ٧٠٠ میلی ولت میباشد و این و جفت گالوانیکی میتوانند جریان بیشتری (و در نتیجه خوردگی بیشتر) از سایر جفتهای گالوانیکی که اختلاف پتانسیل کمتر دارند، مثل NAVAL BRASS و مس (با ۴٠ میلی ولت پتانسیل در آب دریا) تولید نمایند.پتانسیلهائی که گفته میشود پتانسیلهائی هستند که قبل از برقراری هر گونه جریان بین دو فلز اندازهگیری شدهاند و بعضی وقتها آن را پتانسیل جریان باز میگویند.
عوامل مؤثر در خوردگی گالوانیکی
Ø نیروی الکتروموتوری : که کاملا" در بالا اشاره شد .
Ø اثرات محیط
هر پدیده محیطی که به برقراری جریان الکتریکی بین دو الکترود مؤثر باشد در خوردگی گالوانیکی نیز مؤثر است مانند رطوبت هوا و بالا بودن دما و...
Ø فاصله دو الکترود
خوردگی گالوانیکی با فاصله دو فلز در محل اتصال نسبت دارد یعنی هرچه از فصل مشترک دو فلز دورتر شویم خوردگی و اثرات آن کاهش مییابد و در نزدیکی تماس، خوردگی شدیدتر میباشد.
Ø اثر سطح
یک فاکتور مهم دیگر در خوردگی گالوانیکی اثر سطح، یا نسبت سطح کاتد به سطح آند میباشد.
نسبت سطحی نامناسب مشتمل بر کاتد بزرگ و آند کوچک است.
برای یک مقدار معین جریان در پیل، دانسیته جریان برای الکترود کوچک به مراتب بزرگتر است تا دانسیته جریان برای الکترود بزرگتر. هرچه دانسته جریان در یک منطقه آندی بزرگتر باشد سرعت خوردگی بیشتر است. خوردگی نواحی آندی ممکن است صد تا هزار برابر بیشتر از حالتی باشد که سطح آند یا کاتد برابرند.
تشخیص خوردگی گالوانیکی
قبل از بحث در مورد راههای جلوگیری از خوردگی گالوانیکی، لازم است اول اطمینان حاصل شود که خوردگی گالوانیکی اتفاق افتاده است. برای رخ دادن خوردگی از این نوع، وجود شرایط سه گانه زیر معمولاً ضروری است.دو فلز غیر هم جنس از نظر الکتروشیمی باید وجود داشته باشند.این فلزات باید بطور الکتریکی با یکدیگر تماس داشته باشند. این فلزات باید در معرض یک الکترولیت قرار گرفته باشند.تمام این شرایط برای اینکه خوردگی از نوع گالوانیکی رخ بدهد، باید وجود داشته باشند.به عنوان مثال، ملاحظه میشود که فولاد زنگ نزن ٨-١٨ (نوع 304:S 30400) در تماس الکتریکی با فولاد ضد زنگ 18-8MO (نوع 316: S31600) به سرعت خورده میشود. با مراجعه به جدول سری گالوانیکی میتوان متوجه شد که خوردگی پیش آمده از نوع خوردگی گالوانیکی نمیباشد. بنابراین با جداسازی این دو فلز مقاومت خوردگی 18-8SS بهبود نمییابد.همچنین در مثالی دیگر دیده میشود که یک قطعه آلومینیوم متصل به چدن که در روغن موتور قرار دارد به شدت مورد حمله قرار میگیرد.
به دلیل آنکه روغن موتور و بیشتر مایعات ارگانیک الکترولیت نیستند، بنابراین مشخص میشود که این خوردگی از نوع خوردگی گالوانیکی نمیباشد. در این مورد هم با جدا کردن دو فلز، مقاومت خوردگی آلومینیوم بهبود پیدا نمیکند. علاوه بر سه شرط گفته شده بالا در مورد شناخت خوردگی گالوانیک، جستجوی خوردگی موضعی نزدیک اتصالات بین دو فلز غیر هم جنس راه دیگری برای تشخیص بروز خوردگی از این نوع میباشد. خوردگی گالونیکی معمولاً در نزدیک فلز کاتد شده شدت بیشتری دارد. در شکل مربوط به اتصال ورقه آهن با پرچ مسی دیده میشود که خوردگی ورقه آهن نزدیک پرچهای مسی شدیدتر میباشد.
روش جلوگیری از خوردگی گالوانیکی
برای جلوگیری از این خوردگی روشهای مختلفی وجود دارد که گاهی یکی به تنهائی پاسخگو نمیباشد و باید دو یا سه نوع را با هم به کار برد.
حتیالامکان سعی شود از دو فلز که در جدول سری الکتروشیمیائی فاصله کمتری نسبت به هم دارند استفاده شود.
از نسبت سطحی نامطلوب، آند کوچک و کاتد بزرگ پرهیز شود. مخصوصاً در اتصالات از خاصیت عایقها دو فلز غیرهمجنس استفاده شود، استفاده از پوششها مخصوصاً روی آند، استفاده از ممانعتکنندهها
در مورد موادی که در جدول گالوانیکی دور از یکدیگر میباشند از اتصالات پیچ و مهره بپرهیزید. به دلیل کم شدن ضخامت مؤثر در مرحله پیچسازی سعی شود از اتصال زرد جوش BRAZING استفاده شود.
قسمتهای آندی را طوری طراحی کنید که به سهولت قابل تعویض باشند یا آنها را ضخیمتر انتخاب کنید تا عمر بیشتری داشته باشند.
به اتصالهای گالوانیکی، فلز سومی که نسبت به دو فلز قبلی آند باشد متصل نمائید. (آند فداشونده)
3- خوردگی شیاری
اکثراً در شیارها و نواحی دیگری روی سطح فلز که حالت مرده SHELDED AREAS دارنده و در معرض محیط خورنده قرار میگیرند خوردگی موضعی شدیدی اتفاق میافتد.این نوع خوردگی معمولاً همراه با حجمهای کوچک محلولها یا مایعات که در اثر وجود سوراخ سطوح واشرها، محل روی هم قرار گرفتن دو فلز LAPJOINIS، رسوبات سطحی و شیارهای زیرپیچ، مهرهها و میخ پرچها ساکن شدهاند (حالت مرده) میباشد اتفاق میافتد به همین دلیل این نوع خوردگی، خوردگی شیاری یا لکهای یا واشری نیز میگویند.
عوامل مؤثر در خوردگی شیاری
عوامل مؤثر در این نوع خوردگی در جدول زیر خلاصه شده است:
روشهای جلوگیری از خوردگی شیاری
برای اتصالات به جای پرچکاری یا پیچ و مهره از جوشکاری با نفوذ کامل مذاب به داخل درزها استفاده شود.
شیارها را در محل روی هم قرار گرفتن دو فلز با جوشکاری مداوم، کالک کردن CAULKING و یا لحیمکاری بپوشانید.
از تهنشین شدن مواد و تجمع آنها در کف تانکها و مخازن جلوگیری شود.
از ایجاد گوشههای تیز و نواحی مرده و ساکن در تجهیزات بپرهیزید.
بازرسی و تمیز تمودن مرتب تجهیزات
حذف جامدات معلق در فرآیند کارخانهها
در مرحله خوابیدن کارخانه، مواد جاذب رطوبت WET PACKING MATERIALS را حذف نمائید.
در صورت امکان، محیط یکنواخت به وجود بیاورید مثلاً در پشت بند BACKFILL کردن یک خط لوله.
هر جا که ممکن باشد از واشرهای جامد که جاذب رطوبت نیستند NONABSOKBENT مانند تفلون استفاده نمائید.
4- حفرهدار شدن
حفرهدار شدن نوعی خوردگی شدیداً موضعی است که باعث سوراخ شدن فلز میشود. این سوراخها ممکن است قطرهای مختلفی داشته باشند، اما در اکثر موارد قطر آنها کوچک است.حفرهها گاهی مجزا بوده و گاهی آنقدر نزدیک هم هستند که سطح زبری به وجود میآورند. معمولاً در صورتی که قطر دهانه محل خورده شده تقریباً مساوی یا کمتر از عمق آن باشد شکل حاصل را حفره مینامند.
خصوصیات حفرهها
حفرهها معمولاً در جهت نیروی جاذبه رشد میکنند اکثر حفرهها روی سطوح افقی به وجود آمده و به پائین رشد میکنند.
دوره شروع INITIATION حفرهدار شدن معمولاً طولانی است و بسته به فلز و محیط این دورهها بین چندین ماه یا سال طول میکشد ولی پس از تشکیل به سرعت رشد میکنند.
حفرهها موقع رشد تمایل به خالی کردن زیر سطح فلز UNDERCUT دارند و با سرعت دائماً افزایندهای به داخل نفوذ میکنند.
حفرهدار شدن در اثر یک واکنش آندی منحصربفرد است. این نوع خوردگی اتوماتیک است. یعنی واکنشهای خوردگی در داخل حفره شرایطی را به وجود میآورند که محرک ادامه خودشان هستند.
اکثر انهدامهای ناشی از حفرهدار شدن در اثر کلرورها و یونهای حاوی کلر میباشند. بنابراین در محیطهای آبی و نمکدار و هیپوکلریتها (مواد سفیدکننده) BLEACHES این نوع خوردگی زیاد میشود.
حفرهدار شدن معمولاًبه همراه محیط خورنده در حالت ساکن و مرده مثل مایع درون یک تانک یا مایع جمع شده در یک قسمت غیرفعال سیستم لولهکشی اتفاق میافتد.افزایش سرعت حرکت محیط خورنده غالباً این نوع خوردگی را کاهش میدهد، مثلاُ یک پمپ از جنس فولاد زنگ نزن که برای انتقال آب دریا به کار میرود. اگر دائماً کار کند عمر بیشتری خواهد داشت تا در حال توقفهای طولانی مدت (از نظر خوردگی).
چون حفرهدار شدن یک نوع خوردگی موضعی و متمرکز است آزمایشات معمولی اندازهگیری تقلیل وزن را نمیتوان برای ارزیابی یا حتی مقایسه در مورد آن به کار برد چون تقلیل وزن فلز خیلی کم بوده و عمق نفوذ را نشان نمیدهد.گرفتن عمق میانگین نیرو روش ضعیفی میباشد زیرا همواره عمیقترین حفره است که باعث انهام میگردد.بنابراین مبنای اندازهگیری باید عمیقترین حفره موجود باشد.
مکانیزم خوردگی حفرهای
برای توضیح مکنیزم خوردگی حفرهای میتوان آن را در دو بخش اولیه یعنی شروع تشکیل حفره و بخش دوم که شامل فعالیتهای اتوکاتالیتیک میباشد بررسی نمود.
بخش اولیه: پیدایش حفره INITIATION
یک قطعه فلز M عاری از هر گونه سوراخ یا حفره را در نظر بگیرید که در داخل محلول کلرورسدیم اکسیژندار فرو برده شده است. اگر به هر دلیلی سرعت انحلال فلز بطور لحظهای در یک نقطه خاص بالاتر باشد یونهای کلر به این نقطه مهاجرت میکنند. چون یوهای کلر انحلال فلز را تسریع میکنند شرایط مساعدی برای خوردگی سریعتر فلز در آن نقطه فراهم میشود.سرعت انحلال ممکن است در اثر یک خراش سطحی یا یک نابجائی که به سطح رسیده است یا نواقص دیگر یا غیر یکنواختی ترکیب شیمیائی محلول بطور لحظهای در یک نقطه باشد.واضح است که در هر مرحله شروع و مراحل اولیه رشد یک حفره، شرایط تا حدودی ناپایدار میباشد.غلظت موضعی و بالای یونهای کلر و هیدروژن ممکن است در اثر جابجائی ناگهانی محلول از بین بروند، زیرا هنوز عمق حفره آنقدر نشده است که محلول موجود در آن ساکن شده و از جریان محلول اصلی در امان بماند.
بخش دوم: خاصیت خودتکثیر حفرهها SELF STMULATING SELF PROPAYATINGS
این پدیده پس از تشکیل حفره با عمق مناسب که موجب ساکن بودن سیال در آن شود شورع میشود. برای توضیح این بخش شکل ذیل را در نظر بگیرید.فلز M به وسیله محلول نمک طعام اکسیژدار AERATED در معرض حفرهدار شدن قرار دارد.انحلال سریع فلز در داخل حفره واقع شده در حالی که احیا اکسیژن روی سطح مجاور انجام میشود، این واکنش خوردگی خود محرک و خود تکثیر میباشد.انحلال سریع فلز در داخل حفره باعث ایجاد بار مثبت اضافی در این ناحیه میشود که در نتیجه برای برقراری تعادل الکتریکی یونهای کلر به داخل حفره مهاجرت میکند. بدین ترتیب در داخل حفره غلظت بالائی از MCL ایجاد میشود و در نتیتجه هیدرولیز غلظت بالائی از به وجود میآید.
اکسیداسیون
احیاء
یونهای هیدروژن و کلر باعث تسریع انحلال اکثر فلزات و آلیاژها میگردند و شتاب واکنش با گذشت زمان زیادتر میشود. چون قابلیت انحلال اکسیژن در محلولهای غلیظ تقریباً صفر است. هیچگونه احیا اکسیژن در داخل حفره صورت نمیگیرد. واکنش کاتدی احیا اکسیژن در داخل حفره صورت نمیگیرد. واکشن کاتدی احیا اکسیژن روی سطح خارجی مجاور حفره باعث محافظت آن سطوح در مقابل خوردگی میشود، به عبارتی حفرهها بقیه سطح فلز را حفاظت کاتدی میکننند و به همین دلیل خوردگی حفره در جهت جاذبه زمین رشد میکند.
شکل2-3: فرآیندهای اتومتیک در داخل یک حفره (شکل روی جلد)
روشهای جلوگیری از خوردگی حفرهای
Ø کلیه روشهائی که برای مبارزه با خوردگی شیاری ذکر گردید در این نوع خوردگی نیز مؤثر میباشد.
Ø استفاده از آلیاژهائی که در برابر حفرهدار شدن بسیار مقاوم میباشند.
این نوع آلیاژها عبارتند از:
الف: فولاد زنگ نزن نوع ٣٠۴
ب: فولاد زنگ نزن نوع ٣١۶
ج: هستولیF، نیونل یا دوریمت ٢٠
د: هستولی C، یا کلریمت ٣
ه - تیتانیم
نکته : افزودن ممانعتکننده باید با دقت خاصی صورت گیرد به دلیل اینکه اگر خوردگی کاملاً متوقف نگردد، حفرهدار شدن تشدید میشود.
5- خوردگی بین دانهای
در مبحث متالورژیکی در رابطه با دانهها (کریستالها) و مرزدانهها توضیحاتی داده شد.اگر یک فلز در یک شرایط خاص ناپایدار شده و در نتیجه خورده شود، چون مرزدانهها معمولاً کمی فعالتر از خود دانهها میباشند، بنابراین خوردگی یکنواخت به وجود میآید اما تحت بعضی شرایط، مرزدانهها نسبت به دانهها خیلی فعالتر میشوند و خوردگی بین دانهای به وجود میآید.خوردگی موضعی و متمرکز در مرزدانهها یا نواحی نزدیک به آنها در حالی که خود دانهها یا اصلاً خورده نشدهاند یا کم خورده شدهاند خوردگی را بین دانهای مینامند، آلیاژ پودر میشدو (دانهها یا کریستالها جدا میشوند) و یا استحکام خود را از دست میدهند.
خصوصیات خوردگی بیندانهای
Ø خوردگی بیندانهای به وسیله ناخالصیهای موجود در مرزدانهها، غنی شدن یا فقیر شدن DEPLETION مرزدانهها نسبت به یک عنصر آلیاژی در این نواحی واقع میشود. مثلاً فقیر شدن مرزدانهها نسبت به کرم باعث خوردگی بین دانهای فولادهای زنگ نزن میگردد.
Ø این پدیده در حالتهای حساس شدن SENSITIZATION فلزات به وجود میآیند. مثلاً فولاد زنگ نزن ٨-١٨ در محدودهی 950 تا 450 اگر حرارت داده شوند حساس شده و مستعد خوردگی بین دانهای میباشد.
روشهای جلوگیری از خوردگی بیندانهای
به دلیل اینکه این خوردگی بیشتر در فولادهای زنگ نزن اتفاق میافتد سه روش جلوگیری آن را در این مورد ذکر میکنیم:
در درجه حرارت بالا فلز تحت عملیات حرارتی محلولی قرار داده شود و سپس در آب سریع سرد شود.
اضافه کردن عناصری که تمایل شدیدی به واکنش و یکنواخت کردن آلیاژ دارند این عناصر را پایدارکنندهها STABILIZERS مینامند.
تقلیل کربن فولاد به کمتر از ٠٣/٠ درصد تا کاربید کافی برای به وجود آمدن خوردگی بین دانهای به وجود نیاید.عملیات حرارتی محلولی در صنعت، مشتمل بر حرارت دادن در ١٠۵٠ درجه سانتگراد تا ١١۵٠ و سپس سرد کردن سریع در آب میباشد. در این درجه حرارتها کاربید کرم حل میشود و در نتیجه آلیاژ همگنتر و یکنواختتر به دست میآید.
6- جدایش انتخابی Selective Leaching
جدایش انتخابی، جدا شدن یکی از عناصر آلیاژی از آلیاژ جامد در فرآیند خوردگی میباشد. مانند جدا شدن روی از آلیاژهای برنج که به زدایش روی DEZINCIFICATION معروف است. برنج زرد معمولی از تقریباً ٣٠% درصد روی و ٧٠% درصد مس تشکیل یافته است. زدایش روی به سهولت با چشم غیرمسلح میتوان تشیخص داد، زیرا آلیاژ قرمز رنگ مسی حاصل میشود که از رنگ زرد اصلی آلیاژ تمیز میباشد.دو نوع زدایش روی وجود دارد که به سهولت قابل تشخیص هستند.نوع لایهای یا یکنواخت و نوع موضعی PLUG TYPE در نوع لایهای یک سری لایه داخلی که تیرهتر از سایر نقاط میباشد مشخص میگردد، این همان قسمتی است که روی خود را از دست داده و لایه خارجی برنج زرد خورده نشده است.در نوع موضعی به صورت ناحی تیره سوراخهائی هستند که در آن محلولها روی از دست رفته است و در سطح فلز پراکنده و مشخص میباشند که به صورت لکهلکه ظاهر میشوند. نوع لایهای بیشتر در برنجهائی که درصد روی آنها بالاتر است و در محیطهای اسدیی واقع میشود اتفاق میافتد و نوع موضعی اغلب در برنجهائی که مقدار روی آنها کم است و در شرایط خنثی، قلیائی یا کمی اسیدی قرار دارند اتفاق میافتد.در کل مکانیزم زدایش روی را میتوان مشتمل بر سه مرحله دانست:
انحلال برنج (بر اساس فعال بودن روی و نجیب بودن مس)، باقیماندن روی در محلول، راسب شدن مس روی سطح برنج
گرافیته شدن
گاهی اوقات چدن خاکستری جدایش انتخابی از خود نشان میدهد مخصوصاً در محیطهائی که از نظر خوردگی نسبتاً متوسط میباشند.به نظر میرسد که سطح چدن گرافیته شده، زیرا سطح چدن ظاهر گرافیتی به خود گرفته و به سهولت میتوان به وسیله قلم تراش آن را تراشید، به همین دلیل این پدیده را گرافیته شدن و گاهی خوردگی گرافیتی گویند که این نامگذاری غلط میباشد و در واقع جدایش انتخابی کربن از آلیاژ چدن میباشد.
روشهای جلوگیری از جدایش انتخابی
کم کردن خوردگی محیط مثلاً حذف اکسیژن
حفاظت کاتدی
اضافه کردن فلزی دیگر به آلیاژ. مثلاً اضافه کردن ١% درصد قلع به برنج ٣٠-٧٠
استفاده از ممانعتکننده مانند افزودن مقادیر کمی آرسنیک و آنتیموان یا فسفر به آلیاژ برنج
برای محیطهائی بسیار خورنده که زدایش روی در آنها اتفاق میافتد یا برای قطعاتی که از اهمیت بالائی برخوردارند و نباید به هیچ وجه خورده شوند از کوپرونیکلها استفاده میکنند.
· کورپرونیکلها آلیاژ ٧٠% تا ٩٠% درصد مس و ٣٠% تا ١٠% درصد نیکل میباشد. CUPRANICEL
7-خوردگی سایشی
خوردگی سایشی عبارت است از سرعت یافتن یا افزایش سرعت خوردگی یا از بین رفتن یک فلز در اثر حرکت نسبی بین یک مایع خورنده و سطح فلز.معمولاً این حرکت خیلی سریع است و اثرات سایش مکنیکی و یا سائیده شدن وجود دارد. یونهای فلزی حل شده روی سطح فلز در اثر حرکت روی سطح باقی نمیماند، یا محصولات جامد حاصل از خوردگی از سطح فلز به طریق مکانیکی کنده میشوند.گاهی اوقات حرکت باعث تقلیل سرعت خوردگی میگردد. مخصوصاً موقعی که تحت شرایط ساکن خوردگی موضعی اتفاق بیافتد. اما این خوردگی سایشی نیست زیرا سرعتد خوردگی افزایش نیافته است.
خصوصیات خوردگی سایشی
خوردگی سایشی دارای ظاهری شیادار GULLIES، موجی شکل، سوراخهای کروی شکل و ناهموار میباشد که در جهت خاصی قرار گرفتهاند.
بیشتر در فلزاتی که سختی پائینی دارند و به سهولت صدمه میبینند مانند مس و سرب روی میدهد.
کلیه تجهیزاتی که در تماس با مایعات متحرک میباشند در معرض خوردگی سایشی قرار دارند مانند سیستمهای لولهکشی مخصوصاً زانوها ELBOW، پیچها BENS، سه راهیها TESE، شیرها VALVES، پمپهای دمنده، دستگاههای گریز از مرکز،پروانههاIMPELLERS،به همزنها AGITATORS، تانکهای متحرک AGITATED، لولههای مبدل حرارتی مانند بویلرها و کندانسورها، پرههای توربین، افشانهها، دودکشها، گیوتینها GUTTERS، زرههای آسیاب PLATES WEAR و تجهیزاتی که در معرض پاشیدن (SPRAY) قرار میگیرند.
عوامل مؤثر بر خوردگی سایشی
پوستهای سطحی:
ماهیت و خواص پوستههای محافظ سطحی که روی بعضی فلزات و آلیاژها تشکیل میگردد از نظر مقاومت در برابر خوردگی سایشی خیلی اهمیت دارد. برای مثال پوسته سطحی که سخت، متراکم، چسبنده و پیوسته باشد نسبت به موقعی که پوسته به سهولت سائیده و یا کنده شود حفاظت بهتری به وجود خواهد آورد.
اگر پوسته ترد باشد و تحت تنش ترک بخورد و خرد بشود، دیگر محافظ نخواهد بود و محل مناسبی جهت خوردگی حفرهای میشود.
سرعت حرکت:
سرعت حرکت در خوردگی سایشی نقش مهمی به عهده دارد.افزایش سرعت حرکت معمولاً باعث افزایش خوردگی میگردد. اثر سرعت ممکن است تا رسیدن به یک سرعت بحرانی صفر یا کم باشد و به مجرد رسیدن به سرعت بحرانی به شدت افزایش یابد.معمولاً افزایش سرعت از یک تا چهار فوت بر ثانیه تأثیر کمی بر سرعت خوردگی دارد اما سرعت 27/FT/SEC خوردگی شدیدی به وجود میآید که سرعت را سرعت بحرانی مینامند. برای مثال: برنز سیلیسیم در آب دریا با سرعت سرعت خوردگی آن 1mdd میلیگرم بر دسی مترمربع به روز میباشد و در سرعت به 2mdd و در سرعت به 254mdd میرسد. بنابراین سرعت سرعت بحرانی میباشد که در آن خوردگی کمترین سرعت را دارد و پس از آن به شدت خوردگی زیاد میشود. لازم به ذکر است ذرات معلق در سیال نقش افزاینده دارند. Milligram Per Square Decimeter/ Day
تلاطم یا آشفتگی: Turbulence
آشفتگی جریان سیال در تماس با سطح فلزات، مخصوصاً در مدخل ورودی لولهها، لبههای تیز، شیارها، رسوبات، تغییر سریع سطح مقطع به دلیل به هم زدن و تلاطم بیشتر مایع نسبت به جریان آرام باعث افزایش خوردگی سایشی میشود.
برخورد: Impingement
این پدیده اثر خود را در مواقعی بروز میدهد که تجهیزات بخواهند جهت حرکت سیال را تغییر بدهند برای مثال یک زانو که میخواهد سیال را از حالت عمودی به افقی و یا بالعکس تغییر جهت دهد برخورد شدیدی در آن ناحیه ایجاد شده و باعث خوردگی در قسمت مزبور میشود.
مثالهای دیگر پرههای توربین بخار، جداکنندههای تلهای اتصالات T در لولهکشیها، اجزای خارجی هواپیماها و غیره...
کاربرد پوششها:
پوششهای سخت یا زرهها یا روکشهای قابل تعویض، مشروط به اینکه از جنس مقاومی از نظر خوردگی ساخته شده باشند کاربرد مفیدی در خوردگی سایشی دارد.
8- خوردگی توأم با تنش
در نتیجه اعمال همزمان تنشهای کششی و محیط خورنده روی فلز که ایجاد ترکهای پراکنده میکند و در نهایت باعث خوردگی آنها میگردد توأم با تنش یا SCC ایجاد میشود. بنابراین ترکها و شکل ترکها CRACK MORPHOLOGY نقش اساسی را در این نوع خوردگی دارند.
انواع ترک در خوردگی توأم با تنش
در SCC دو نوع ترک کلی دیده میشود:
ترکهای بیندانهای INTERGRANULAR
که این نوع ترکها در طور مرزدانهها حرکت میکنند مانند SCC بین دانهای برنج.
ترکهای میان دانهای TANSGRANULAR
این نوع ترکها از داخل دانهها عبور میکنند مانند: SCC میان دانهای در فولاد زنگ نزن. غالباً در یک آلیاژ، هر دو نوع ترک ممکن است به وجود بیایند. نوع ترک بستگی به محیط خورنده و ساختمان فلز دارد.ترک خوردن معمولاً در جهت عمود بر تنش اعملا شده اتفاق میافتد و بسته به ساختمان فلز و ترکیب شیمیائی محیط خورنده شکل ترکها میتواند به صورت چند شاخهای و یا شاخه شاخه باشند.
عوامل مؤثر در SCC
١- اثرات تنش
افزایش تنش، زمان شکست را کاهش میدهد و برای هر آلیاژ تنشی وجود دارد که در کمتر از آن شکست اتفاق نخواهد افتاد.حد تنش مجاز برای مصونیت از نظر SCC بستگی به درجه حرارت، ترکیب شیمیائی فلز و ترکیب شیمیائی محیط دارد. بطور کلی حد تنش مجاز بین ١٠% تا ٧٠% درصد تنش تسلیم است.
٢- زمان شکست
زمان در SCC پارامتر مهمی است، زیرا خسارت فیزیکی مهمی که در SCC اتفاق میافتد در مراحل نهائی صورت میگیرد. با نفوذ ترکها به داخل فلز سطح مقطع مؤثر فلز کم میشود و در نتیجه تنش افزایش مییابد و نهایتاً شکست نهائی، مکانیکی خواهد بود.
٣- فاکتورهای محیطی
در حال حاضر الگوی کلی برای محیطهائی که در آلیاژهای مختلف باعث ایجاد SCC میشوند وجود ندارد.
SCC در بعضی محیطهای آبی، نمکهای مذاب، فلزات مذاب، مایعت معدنی فاقد آب اتفاق میافتد. وجود اکسیدکنندهها غالباً اثر زیادی بر تمایل به ترک خوردن دارد.
۴- فاکتورهای متالوژیکی
فاکتورهای مؤثرد ر SCC عبارتند از:
ترکیب شیمیائی متوسط، طرز قرار گرفتن کریستالها (دانهها)، ترکیب و توزیع رسوبات در داخل فلز، واکنش نابجائیها با یکدیگر و میزان پیشروی حالتهای فازی در آلیاژها. این فاکتورها به علاوه ترکیب شیمیائی محیط و تنش اعمال شده، زمان شکست را تعیین میکنند.
روشهای جلوگیری از SCC
کم کردن تنش تا زیر حد مجاز مثلاً با کم کردن باروی فلز یا ضخیمتر کردن قطعه
حذف اجزا و ناخالصیهای مضر محیط مانند دگازه کردن، دهینداله کردن یا تقطیر نمودن.
استفاده از آلیاژ مناسب مثلاً استفاده از اینکونل که دارای مقدار نیکل بیشتر میباشد به جای فولاد زنگ نزن
کاربرد حفاظت کاتدی
این مورد باید مواقعی به کار برده شود که مطمئن باشیم خوردگی در اثر SCC بوده است نه در اثر تردی هیدروژنی، زیرا در غیر این صورت حالت عکس دارد.
اضافه کردن ممانعتکنندهها به سیستم در صورت امکان
در محیطهای خورنده متوسط، فسفاتها و ممانعتکنندههای آلی و معدنی دیگر بطور موفقیتآمیزی SCC را کاهش میدهند.
ساچمهزنی (شات بلاست کردن) مثلاً فولاد زنگ نزن ۴١٠ در معرض محلول ٣% نمک طعام در دمای محیط با نوع ٣٠۴ در معرض محلول ۴٢% کلرور منیزیم در ١۵٠ و آلیاژ آلومینیوم 7075-T6 در محلول در دمای محیط
· ساچمهزنی یا شات بلاست کردن عبارت است از ایجاد یک لایه پوسته مناسب در شرایط خاص بر روی فلزات و آلیاژهاو اینکونل (یکی از آلیاژهای نیکل) است.
9- خسارت هیدروژنی
خسارت هیدورژنی یک اصطلاح کلی است که دلالت بر خسارت مکانیکی وارد شده به فلز در اثر وجود یا واکنش با هیدروژن دارد. خسارت هیدروژنی را به چهار گروه زیر تقسیمبندی میکنند:
تاول زدن هیدروژنی HYDROGEN BLISTERING
ناشی از نفوذ هیدروژن به داخل فلز که در نتیجه تغییر شکل موضعی به صورت تاول روی فلز را منجر میشود تاول زدن هیدروژنی گویند که در موارد خاص باعث انهدام کلی فلز میشود.
تردی هیدروژنی HYDROGEN EMBRITTLE MENT
تردی هیدروژنی نیز در اثر نفوذ هیدروژن به داخل فلز است ولی نتیجه آن از دست دادن انعطافپذیری فلز و استحکام آن میباشد.هیدروژن اتمی تنها عنصری است که میتواند به درون فولاد یا فلز نفوذ کند.
دکربوره کردن DECARBURIZATION
دکربوره کردن یا از بین رفتن کربن فولاد، غالباً در اثر تماس هیدروژن مرطوب با فلز در درجه حرارت بالا میباشد در اثر دکربوره شدن استحکام کششی فولاد کم میشود.
خوردگی هیدروژنی HYDROGEN ATTACK
منظور از واکنش بین هیدروژن و یکی از عناصر آلیاژی یا اجزا تشکیلدهنده فلز در درجه حرارتهای بالامیباشد. مثال کلی درباره خوردگی هیدروژنی، تجزیه شدن و پوسیدن مس اکسیژن دار در حضور هیدروژنمیباشد و یا خوردگی فولاد در اثر گاز متان ایجاد شده:
مکانیزم تاول زدن هیدروژنی
به دلیل اینکه تاول زدن هیدروژنی بیشتر در صنایع نفت روی میدهد و خسارات زیادی به بار میآورد مکانیزم این پدیده و روش جلوگیری از آن را شرح میدهیم. در ذیل مقطع دیوراه یک تانک که در داخل آن یک الکترولیت اسیدی و بیرون آن در معرض اتمسفر قرار دارد رسم گردیده است.
به ترتیب مراحل پیدایش تاول هیدروژنی را با توجه به شکل شرح میدهیم:
آزاد شدن هیدروژن روی سطح داخلی در اثر واکنش خوردگی یا حفاظت کاتدی.
عبور اتمهای هیدروژن از دیواره تانک به بیرون و تشکیل ملکول هیدروژن در سطح خارجی.
نفوذ DIFFASION اتم هیدروژن به درون دیواره تانک و به تله افتادن در حفرهها (نقص متداول در فولادهای قابی RIMMEDSTEEL)
تشکیل ملکول هیدروژن درون حفرهها
افزایش فشار درون حفرهها به دلیل خارج نشدن ملکولهای هیدروژن و تجمع آنها در حفره.به دلیل اینکه فشار تعادلی هیدروژن ملکولی در تماس با هیدورژن اتمی چند صد هزار اتسمفر است باعث انهدام فلزات مهندسی میشود.
پلاریزاسیون
بررسی واکنشهای شیمیائی نشان میدهد که این واکنشها تمایل دارند به سرعت تعادلی کمتر از سرعت اولیه واکنش برسند. به همین صورت در فعالیتهای خوردگی نیز به دلیل اثرات ناشی از محصولات واکنشهای آندیک و کاتدیک، روند کند شدن واکنشها دیده میشود. واکنش کاتدیک و همراه با آن واکنش کلی خوردگی آهستهتر میشود. اگر محصول هیدروژن تولید شده از آن با ایجاد گاز ئیدروژن با دیگر واکنشها با اکسیژن مصرف نشود، در این حالت گفته میشود این کاهش سرعت در واکنش از پلاریزاسیون کاتدیک نتیجه شده است.بررسی این اثر با اندازهگیری پتانسیل فلز در آن جائی که واکنش اتفاق میافتد امکانپذیر میباشد. برای مثال اگر پتانسل سطح کاتدی فلز قبل و بعد از برقراری با سطح آندی آن اندازهگیری شود، مشخص میشود که پتانسیل اندازهگیری شده تغییراتی داشته و به مقداری نزدیکتر به پتانسیل آندی رسیده است.به همین صورت اندازهگیری پتانسیل قسمت آندی قبل و بعد از برقراری جریان نشاندهندهی نزدیکتر شدن پتانسیل این قسمت به پتانسیل قسمت کاتدی میباشد که میتواند نتیجه افزایش غلظت یونهای فلزی در ناحیه آندی و در مجاورت سطح فلز در حال خورده شدن باشد.دو نوع مختلف پلاریزاسیون یا راههائی که واکنشهای الکتروشیمی کندتر میشوند وجود دارد. این دو پلاریزاسیون ناشی از فعالیت و غلظت عوامل مؤثر به واکنشها میباشند.واژه پلاریزاسیون ناشی از فعالیت در نشان دادن فاکتورهای کند کنندهائی که خودشان از عوامل اصلی واکنش هستند به کار میرود. برای مثال در واکنش احیا یون ئیدروژن که قبلاً توضیح داده شد، سرعتی که یونهای ئیدروژن را به گاز ئیدروژن احیا میکند، به عواملی بستگی دارد که در سرعت انتقال الکترون به سطح فلز مؤثر هستند. این عوامل شامل نوع فلز، غلظت یون هیدروژن و دمای سیستم میباشد. در حقیقت اختلاف زیادی در قابلیتهای فلزات مختلف در انتقال الکترون به یون هیدروژن وجود دارد در نتیجه سرعت تشکیل هیدروژن از سطوح فلزات مختلف کاملاً متفاوت میباشد.در مقابل پلاریزاسیون ناشی از غلظت در مورد عوامل کندکننده واکنش به دلیل تغییرات غلظت محلول مجاور سطح فلز، به کار برده میشود.
درشکل تشکیل هیدروژن بر روی سطح فلزی که به سرعت خورده میشود، نشان داده شده است. برای سادگی واکنشهای اکسیداسیون فلز نشان داده نشده است.اگر این واکنش با سرعت نسبتاً خوبی پیشرفت کند و غلظت یونهای هیدروژن در محلول نسبتاً پائین باشد، میتوان دید که ناحیه خیلی نزدیک به سطح فلز از یونهای ئیدروژن خالی خواهد شد و این موضوع به دلیل آن است که این یونها به وسیله واکنش کاتدیک مصرف میشوند. تحت این شرایط واکنش توسط میزان نفوذ یونهای ئیدروژن به سطح فلز کنترل میشود.پلاریزاسیون میزان فعالیت، معمولاً فاکتور کنترلکننده خوردگی در اسیدهای قوی است و پلاریزاسیون ناشی از غلظت معمولاً وقتی غلظت عوامل فعال کم باشد، تسلط مییابد برای نمونه در اسیدهای ضعیف و در آبهای هوادهی شده و محلولهای آبی اثرات این نوع پلاریزاسیون را میتوان دید. شناخت انواع پلاریزاسیونی که رخ میدهد بسیار مفید میباشد بطوری که میتواند به پیشبینی مشخصات سیستمهای خورنده کمک زیادی نماید.به عنوان مثال، اگر خوردگی به وسیله پلاریزاسیون ناشی از غلظت کنترل گردد، در این حالت هر تغییری که موجب افزایش سرعت نفوذ عوامل فعال (مانند ) شود، میتواند باعث سرعت خوردگی گردد. در چنین سیستمی، این انتظار هم وجود دارد که آشفته نمودن محلول یا به هم زدن و تکان دادن آن، تمایل به افزایش خوردگی فلز را بیشتر مینماید.در حالی که اگر فعالیت واکنش کاتدی کنترل میشود، به هم زدن یا تکان دادن هیچ اثری بر روی سرعت خوردگی نخواهد داشت. شناخت نوع پلاریزاسیون که واکنش خوردگی را کنترل میکند، به ما اجازه میدهد که پیشبینیهای خیلی مفید در رابطه با اثرات نسبی بر روی سرعت خوردگی داشته باشیم. بطور کلی میتوان گفت: نوع پلاریزاسیونی که در آند و کاتد رخ میدهد میزان خوردگی ایجاد شده را در بیشتر پیلهای الکتروشیمیائی تعیین میکند.همانطور که قبلاً گفته شد، تأثیر مقدار جریان خوردگی بر روی پدیده پلاریزاسیون نه تنها به مقدار کلی مقدار جریان بلکه همچنین به دانسیته جریان یا مقدار جریان در واحد سطح هم بستگی دارد. در واقع به راحتی میتوان فهمید که اگر مقدار معینی جریان به صورت متمرکز بر روی یک ناحیه کوچک از سطح فلز بسیار بیشتر از زمانی است که همان مقدار جریان بر روری سطح خیلی بزرگتر پراکنده شده باشد.اگر اندازه سطح و مقدار دانسیته جریان در مورد دو فلز فولاد و مس وقتی که به صورت ورقه یا میخ پرچ در یک محلول خورنده قرار میگیرند مورد بررسی قرار گرفته است. در حالتی که میخ پرچ استیلی برای اتصال ورقه مسی استفاده میشود، دانسیته جریان بر روی ورقههای مسی دارای سطح کاتدیک نسبتاً بزرگ کم خواهد شد، پلاریزاسیون کاتدیک بر روی مس مقدار ناچیزی میشود و ولتاژ دو فلز نا همجنس (جفت گالوانیکی) دارای مقداری نزدیک به پتانسیل مقدار باز آنها خواهد شد. در همین زمان، دانسیته جریان بر روی پرچ استیلی دارای سطح آندیک کوچک خیلی زیاد میشود و نتیجتاً موجب خوردگی خیلی شدید در این قسمت میشود.برعکس هنگامی که از پرچ مسی در اتصال دادن ورقههای استیلی استفاده میشود، دانسیته جریان بر روی پرچهای مسی کاتد شده زیاد میشود در نتیجه به دلیل پلاریزاسیون قابل ملاحظه پرچهای مسی پتانسیل مدار باز جفت گالوانیکی کمتر از مقدار اولیه خواهد شد. در این حالت جریان آند یک کاهش یافته بر روی ورقههای استیلی بزرگ پخش میشود و از اثر نامطلوب ناشی از اتصال دو فلز غیر هم جنس به شدت کاسته میشود.اندازهگیری پتانسیل مدار باز برای پیشبینی اندازه و مقدار اثرات ناشی از دو جفت گالوانیکی نامناسب میباشد. به دلیل آنکه با این اندازهگیری نمیتوان اندازه سطح و میزان اثرات پلاریزاسیون را محاسبه نمود. بلکه این اندازهگیری تنها برای پیشبینی جهت چنین اثراتی قابل اطمینان و استفاده میباشد.
اهمیت اکسیژن
اکسیژن شناخت شدهترین کاهش دهنده پلاریزاسیون (دی پلاریزر) واکنشهای کاتدیک میباشد. نقش اکسیژن را در افزایش خوردگی به آسانی با قرار دادن دو قطعه آهن در ٢ ظرف پر شده با آب میتوان نشان داد. در داخل ظرف اول لولههائی برای ورود اکسیژن قرار داده شده و در ظرف دوم برای حذف اکسیژن محلول آب با گاز نیتروژن اشباع میشود. پس از آنکه بعد از چند ساعت در دو ظرف گازهای اکسیژن و نیتروژن وارد گردید خواهیم دید که آهن قرار گرفته در آب بدون اکسیژن براق و روشن باقی میمان. اما آهن قرار داده شده در آب اشباع از اکسیژن شروع به زنگ زدن میکند.اکسیژن موجود در هر محلول یکی از مهمترین فاکتورهای مؤثر در خوردگی آهن و مقدار زیادی از دیگر فلزات قرار میگیرد. حذف اکسیژن به وسیله عملیات هوازدائی یک وسیله مؤثر جلوگیری میباشد. به عنوان مثال در مورد دیگهای بخار عملیات هوازدائی و آب ورودی به صورت کامل انجام میشود.
پیلهای غلظت اکسیژن
نقش اکسیژن در واکنشهای خوردگی، این حقیقت را نشان داده است که اکسیژن نه تنها میتواند به انجام شدن و تداوم یک واکنش کاتدی کمک نماید بلکه میتوان موجب گسترش و پیشرفت این واکنش نیز گردد.
این واکنش در جایی که اختلاف در غلظت اکسیژن محلول بر روی قسمتی از سطح فلز نسبت به سایر قسمتها وجود دارد رخ میدهد. از آنجا که این واکنش نیز تمایل دارد که به سمت تعادل پیش برود. تنها راه رسیدن به تعادل به وسیله خوردگی و با کاهش غلظت اکسیژن در جایی که بیشترین غلظت را دارد امکانپذیر میباشد. چنین واکنشی میتواند با مصرف اکسیژن انجام شود، در نتیجه جایی که اختلاف غلظت اکسیژن محلول در دو نقطه روی سطح فلز وجود دارد قسمتهائی در تماس با غلظت اکسیژن بیشتر نسبت به قسمتهای در تماس با غلظت اکسیژن کمتر کاتدیک میشوند. در این حالت قسمتهای در معرض غلظت اکسیژن کمتر به صورت آندهایی در یک پیل ناشی از اختلاف غلظت اکسیژن به خوردگی شدیدی دچار میشوند.یک پیل ناشی از اختلاف غلظت اکسیژن میتوان به سادگی در یک شرایط آزمایشگاهی در دو ظرف مرتبط همانند دستگاهی که برای اثبات پیل ناشی از اختلاف یون فلز به کار میرود نشان داد.در این آزمایش قطعات آهن در محلول کلرید سدیم در هر دو ظرف قرار داده میشوند. محلول در یک ظرف با اکسیژن و در ظرف دیگر به وسیله نیتروژن اشباع میشود. این حالت موجب به وجود آمدن اختلاف زیادی در غلظت اکسیژن محلول در تماس با دو قطعه آن میگردد.غلظت زیاد اکسیژن در محلول ظرف اول سطح آهن را شدیداً نسبت به ظرف دوم کاتدیک میسازد. پتانسییل اندازهگیری شده میزان اختلاف در غلظت اکسیژن و اندازه جریان را با توجه به مساحت سطوح فلز مورد نظر و مقاومت مدار تعیین میکند.اختلاف و غلظت اکسیژن میتوند به وسیله گرادیان سرعت و همچنین وجود شکافها و درزها ایجاد گردد. محل آندها و کاتدها در این پیل درست برخلاف پیل غلظت یونهای فلزی میباشد، در این حالت این سطوح کاتدیک شده و سطوح با قابلیت دسترسی کمتر به اکسیژن که در سرعت کمتری در حال حرکت هستند نقش آدیک خواهند داشت. به عنوان مثال معمولاً در سطوح نزدیک مرکز دیسک نوار خوردگی شدیدی دیده میشود.
شدت خوردگی به وسیله یک پیل ناشی از اختلاف غلظت اکسیژن در داخل درزهای یا زیر رسوبات بیشتر از خارج آن میباشد. مشابه حالت قبلی در این مورد نیز حل آندها و کاتدها برخلاف پیل حاصل از اختلاف و غلظت یونهای فلزی میباشد. این اختلاف بین دو نوع پیل غلظتی پیشبینی شدت و محل خوردگی ناشی از فعالیت آنها را پیچیده مینماید.به صورت یک قانون کلی، آن فلزاتی که در بالای سری الکتروموتیو قرار گرفتهاند به عنوان مثال آهن با احتمال زیادتری برای حملات شدید ناشی از پیلهای اختلاف غلظت اکسیژن مساعد میباشند. در حالی که آن دسته از فلزاتی که در سمت پائین سری فوق قرار میگیرند به عنوان مثال مس، در مقابل فعالیت پیل اختلاف یون فلز آسیبپذیرتر میباشند.فلزات و آلیاژهای قرار گرفته در محدوده وسط به عنوان مثال، آلیاژ مس ـ نیکل از اثرات مخالف دو نوع پیل بهره میبرند.آلیاژهای ساخته شده از ترکیب فلزات نزدیک به قسمت بالای سری الکتروموتیو به عنوان مثال آهن و کرومینیوم (فولاد ضد رنگ) که پتانسیلی خنثیتر از فلزات تشکیلدهنده دارند به دلیل اثر فیلم خنثی ناشی از واکنش با اکسیژن به طور ویژهای در مقابل قابلیت دسترسی به اکسیژن حساس هستند و بنابراین در مقابل فعالیت پیل اختلاف غلظت اکسیژن آسیبپذیر میباشند.
خوردگی در تأسیسات نفت و گاز
تا اینجا خوردگی را بطور کلی بیان نمودیم و با اصول و انواع و روشهای جلوگیری از آن آشنایی پیدا کردیم. خوردگی در کلیه محیطها بسته به شرایط وجود دارد و کلیه صنایع با این مشکل روبرو میباشند. یکی از صنایع که دارای محیطهای خورنده فراوان میباشد صنعت نفت است، که دارای ویژگی های خاصی می باشد که مهمترین آن ها شرح داده می شود :
ویژگیهای محیطهای خورنده درصنعت نفت و گاز
١- خوردگی توسط گاز خورنده دیاکسید کربن
خوردگی شیرین در حضور و آب در جایی که وجود نداشته باشد اتفاق میافتد. این نوع خوردگی میتواند در خطوط لوله نفت یا گاز رخ بدهد و معمولاً حفرههای عمیقی ایجاد مینماید. بدون آب خورنده نمیباشد. این گاز در آب حل شده و اسید کربنیک ایجاد مینماید که موجب کاهش ph آب که کاملاً بر فولاد اثر خورندگی دارد، میگردد. مقدار پ ـ هاش به دست آمده از محلول در آب مقایسه با مقادیر پ ـ هاش حاصل از محلولهای اسیدی بسیار خورندهتر میباشد، این امر به آن علت است که در مورد اسیدهای قوی مقدار ph فقط غلظت یون هیدروژن واقعی که با مقدار کل اسید مطابقت میکند نشان میدهد، اما در اسید کربنیک ضعیف، فقط بخشی از یک مقدار به مراتب بزرگتر تجزیه میشود. واکنش اساسی محتمل در این رابطه به صورت زیر میباشد:
همانطور که گفته شد اسید کربنیک تشکیل شده به مقدار ناچیز در آب تجزیهپذیر است و وقتی بر آهن اثر میگذارد، محصول، خوردگی تشکیل میدهد. بیکربنات (در آب محلول) و کربنات (در آب بسیار کم محلول)، در مواردی به همان اندازه که فشار دیاکسید کربن در جریان گاز بالا میرود، مقدار خوردگی افزایش مییابد. این موضوع به دلیل کاهش ph محیط، تسهیل فرآیند کاتدی از الکتروشیمی خوردگی اسیدکربنیک، پیشرفت دی پلاریزاسیون ئیدروژن و نهایتاٌ افزایش حلالیت فیلم محافظ و به همان نسبت کاهش رسوب فیلم کربنات از آب میباشد. خوردگی معمولی سطح به وسیله معمولاً به صورت حملات موضعی شدید (pitting) و با حملات بر قسمتی از سطح (partial surface attack) رخ میدهد. در حملات خوردگی، قسمتی از سطح، که به دلیل اثرات سائیدگی ماسه و یا تلاطم جریان محافظت نشده باشد، دائماً در معرض محیط خورنده قرار میگیرد. نواحی خورده شده در بعضی از مواقع ظاهر متالیک (metallic appearance)دارد. در حالی که سطح باقیمانده میتواند توسط یک لایه محافظ از کربنات آهن پوشیده شده باشد در حقیقت این حالت، اغلب در جایی که توربولنی زیادی وجود داشته باشد آشکار میگردد.
در سیستمهای گازی شدت خوردگی ناشی از به چند فاکتور بستگی دارد، مهمترین آنها درصد ، فشار، دما، سرعت گاز و ترکیبات آب میباشد، با افزایش دما تا ۵۵٣ درجه کلوبن فعالت خوردگی در سیستم شیرین افزایش مییابد. در دمای بیشتر از آن به دلیل کاهش حلالیت در فاز آب خوردگی نیز کاهش مییابد. با افزایش فشار، بیشترین مقدار خوردگی در دمای بالاتر به دست میآید. در سیستمهای نفتی به نظر میرسد، نسبت آب به نفت یک عامل مؤثر اولیه و از جمله شرایط مساعد برای بروز این نوع خوردگی میباشد. نسبت نفت ـ آب را که خوردگی ممکن است در آن شروع شود دقیقاً نمیتوان تعریف نمود ولی تجربیات عملیاتی نشان داده است که وقتی آب بیش از ۵٠ درصد یا بیشتر باشد ممکن است خوردگی یک مشکل اساسی بشود بطوری که در این حالت نفت تولیدی نمیتواند یک فیلم محافظ روی سطح فلز ایجاد نماید. از طرف دیگر مواردی وجود داشته که به رغم مشاهده آب آزاد ناچیز در جداکنندهها و وجود امولسیون فشرده با تقریباً یک درصد آب، مقدار خوردگی اندازهگیری شده در آسیبهای پیش آمده بیش از ۴٠٠ هزارم اینچ در سال بوده است.
2- خوردگی توسط مایعات خورنده مخازن نفتی
خوردگی میتواند همچنین بدون فشار جزئی قابل توجه به وسیله تولید مایعات خورنده مخزن رخ بدهد. آب مخزن میتواند با انحلال مقادیر زیادی در دمای مخزن به ph٢یا کمتر برسد همچنین اسیدهای ارگانیک از مواد خارجی مخازن و تولید شده توسط میکروارگانیزمهای موجود در آب مخزن میتواند موجب حمله به سطح فولاد گردند.
٣- خوردگی توسط گاز خورنده سولفید هیدروژن
این نوع خوردگی فقط در حضور آب و سولفید هیدروژن رخ میدهد و بدون حضور آب شروع نخواهد شد. بیشتر در تجهیزات چاهها، خطوط لوله جمعآوری و تجهیزات فرآیندی کارخانجات با آن مواجه میشویم و در خطوط اصلی انتقال گاز و تجهیزات مربوط به آن که حضور بخار آب و سولفید هیدروژن شدیداً کنترل میشود این نوع خوردگی دیده نمیشود. ضایعات ناشی از این نوع خوردگی غالباً به صورت خوردگی عمومی، خوردگی حفرهای، hsc, scc دیده میشود که در زیر دو نوع از این ضایعات که میتواند با ضایعات اخیر خوردگی خطوط لوله جریانی چاهها مورد مقایسه قرار گیرد تشریح شده است.
ø خوردگی عمومی
این نوع خوردگی بطور یکسان در سراسر سطح فلز در معرض محیط خورنده رخ میدهد. در مواقعی که تولید آب کم باشد خوردگی عمومی کاملاً ملایم بوده و به آسانی توسط مواد کند کننده خوردگی کنترل میشود. گفته میشود که سولفید آهن که به صورت یک پودر سیاه یا رسوب تشکیل میشود از حملات بیشتر فلز را محافظت مینماید. به شرط اینکه فیلم سولفید تشکیل شده تداوم داشته باشد.
ø خوردگی از نوع حفرهای
در صورتی که فیلم سولفید آهن تشکیل شده بر روی سطح فلز ناشی از واکنش بالا، ترک بخورد یا قسمتی از آن برداشته شود، قسمت بدون حفاظت فلز به صورت ناحیه آندیک نسبت به سایر قسمتهای دارای پوشش خواهد شد. این شرایط آندیک سطح فلز لخت را برای خوردگی شدیدی از نوع حفرهای مساعد مینماید.
بطور کلی خوردگی در صنعت نفت را میتوان به سه بخش کلی تقسیم نمود:
تولید، حمل و نقل و نگهداری، عملیات پالایش
تولید
میادین نفتی و گازی مقادیر عظیمی لوله، جداره فلزی داخلی چاه casings پمپ، شیرها، میلههای مکنده فولادی و چدنی الکتروموتورها و ادوات دیگر مصرف مینمایند. وجود نشت باعث از بین رفتن نفت و گاز و آلودگی محیطزیست میشود.یکی از مهمترین بخش تولید در صنعت نفت انواع چاههای نفتی، گازی و تزریقی میباشند که به دلیل موارد ذیل مستعد خوردگی میباشند:
عمق بیشتر از ۵٠٠٠ فوت
درجه حرارت مدخل پائینی بالای درجه فارنهایت
فشار بالا حدود پوند بر اینچ مربع
فشار جزئی دیاکسید کربن بالای ١۵ پوند بر اینچ مربع
pH اسیدی قسمت بالای چاه (کمتر از ۴/۵)
وجود درصد زیادی هیدروژن سولفوره ، آب و منواکسید کربن CO مخصوصاً در چاههای نفتی و گازی ترش sour oil wells
وجود ذرات جامد معلق مانندشن و ماسه sandدر نفت و یا گاز چاهها
مشخص نمودن نوع و میزان خوردگی در چاهها
بازرسی و کیفیت خوردگی تجهیزات زمینی
آنالیز دیاکسید کربن، اسیدهای آلی و آهن
نمونههای آزمایشی قرار داده شده در محیط
نازک شدن و تغییر قطر لولهها و تعیین آهن خورده شده که این مورد در مشخص نمودن درجه مؤثر بودن ممانعت کنندهها نیز کاربرد دارد.
جلوگیری از خوردگی چاهها
استفاده از ادواتی که به راحتی قابل تعویض باشند مانند tubingدر درون لولههای جداری
تزریق ممانعتکنندههای آلی
استفاده از فولادهای آلیاژ به جای فولادهای منگنزدار با کربن متوسط
پوشش دادن لولهها به وسیله فنولیکهای پخته شده و رزینهای اپوکسی
یکی دیگر از مهمترین محیطهای خورنده در بخش تولید صنعت نفت سکوهای حفاری در دریا off shore drilling میباشند.حفاری در دریا، مسائل خوردگی قابل توجهی به بار میآورد .سکوهای حفاری به وسیله ستونهای فلزی که در کف اقیانوس فرو برده شدهاند نگهداری میشوند. هر ستون به وسیله یک جداره لوله برای حفاظت در برگرفته میشود. آب دریا حدود درصد نمک دارد و pH=8 یعنی محیط اندکی قلیائی، بنابراین الکترولیت خوبی بوده و باعث خوردگی گالوانیکی و شیاری میگردد.
روشهای جلوگیری از خوردگی سکوهای حفاری دریا
افزودن ممانعتکنندهها به آب دریا ساکن بین ستونها و جداره لولهها
حفاظت کاتدی، با آندهای قربانی شوده یا با جریان خارجی اسکلتهای فلزی زیر آب.
رنگها و پوششهای دیگر برای حفاظت آن قسمت از اسلکت فلزی که در منطقه متلاطم آب قرار دارد.
کاربرد روکش مونل در منطقه سطح آب برای جداره خارجی چاه (این قسمت مستعدترین محل برای خوردگی است).مونل از آلیاژهای نیکل میباشد.)
منطقه متلاطم splash zone
بیشترین خوردگی در سطح آب، یا منطقه متلاطم اتفاق میافتد. زیرا در این منطقه، تر و خشک کردن مکرر صورت میگیرد و همچنین تماس با هوا وجود دارد. در مناطقی که آب محبوس شده و ساکن میماند سرعت خوردگی و حفرهدار شدن فلزات و آلیاژها بیشتر میباشد.
حمل و نقل و نگهداری
مواد نفتی به وسیله تانکرها، خطوط لوله، تانکرهای قطار و کشتی حمل و نقل میشوند. قسمتهای بیرونی تانکها یا لولههای زیرزمینی به وسیله پوشش مناسب و حفاظت کاتدی محافظت میگردند. حفاظت کاتدی همچنین برای قسمتهای داخلی تانکها استفاده میگردد. تانکرهای حمل بنزین نسبت به تانکرهای نفتی مسائل خوردگی بیشتری دارند ، زیرا بنزین سطح فلز را خیلی تمیز نگه میدارد. نفت یک پوسته نازک روی سطح فلز باقی میگذارد که تا حدودی آن را محافظت میکند. قسمتهای بیرونی تانکرها و کشتی حمل و نقل برای جلوگیری از خوردگی اتمسفری پوشش داده میشوند.
خوردگی تانکرهای نگهداری و ذخیره، در اثر آبی است که تهنشین میگردد. لذا برای محافظت تانک از پوشش و حفاظت کاتدی استفاده میشود.کرومات سدیم قلیائی (یا نیترات سدیم) ممانعت کننده مؤثری برای مخازن نفتی خانگی است. خوردگی داخلی خطوط لوله را با پوشش و ممانعتکنندهها کنترل میکنند.)
خوردگی ، انواع و روشهای کنترل
- مقدمه
برای اغلب مردم، کلمه خوردگی یادآور زنگزدگی است که پدیدهای نامطلوب می باشد و زنگزدگی اصطلاحی است که به خوردگی آهن اطلاق می شود. در حالی که خوردگی پدیدهای است که تقریبا دامنگیر تمام فلزات است. البته از بین رفتن غیر فلزات را غالبا فساد یا تخریب می نامند. اگر چه آهن اولین فلزی نیست که توسط انسان مورد استفاده قرار گرفته، ولی مطمئنا بیشترین کاربرد را در بین سایر فلزات به خود اختصاص داده است.
رومی های باستان با زنگ زدگی آهن آشنا بوده و این یکی از سوالات پلینی )فیلسوف بزرگ یونانی که در سال های 79-23 میلادی می زیسته( است که چرا آهن راحت تر از بقیه فلزات زنگ می زند.
خوردگی پدیده مخربی است که موجب اتلاف مواد،انرژی و سرمایه می شود. در واقع همان طوری که فلزات طی مراحل مختلف از دامان طبیعت جدا شدهاند، توسط این پدیده، مجددا به طبیعت باز می گردند. در حقیقت رسالت علم خوردگی در آن است که این برگشت را به تاخیر اندازد و به عبارت دیگر طول عمر مفید آنها را افزایش دهد. نتایج ارزیابیهای به عمل آمده در برخی کشورهای صنعتی پیشرفته نشان می دهد که، زیانهای مالی ناشی از خوردگی سالیانه رقمی در حدود 5-4 درصد تولید ناخالص مالی را شامل می شود. این رقم برای کشوری مثل آمریکا سالیانه بالغ بر 300 میلیارد دلار برآورد شده است.
- خوردگی چیست ؟
برای این پدیده چند تعریف ارائه شده است از جمله:
- انهدام و زوال یک ماده در اثر واکنش با محیط اطرافش را خوردگی نامند.
- از بین رفتن مواد در اثر عواملی که صد در صد مکانیکی نیستند.
- عکس متالورژی استخراجی
- تئوری خوردگی
غالبا واکنشهای کاتدی و آندی خوردگی می توانند تواما روی یک سطح فلزی به وقوع پیوندند. مناطقی که این واکنش ها صورت می گیرند به ترتیب مناطق کاتدی و آندی خوانده میشوند. برای ایجاد خوردگی، چهار جزء اصلی یعنی آند، کاتد، الکترولیت و اتصال الکتریکی مورد نیاز است.
آند، فلز یا محلی است که در آن محل خوردگی صورت می گیرد. کاتد، معمولا خورده نمی شوداگر چه ممکن است تحت شرایط ویژهای خورده شود.
دو واکنش مهم در کاتد، احیاء هیدروژن در محیط های اسیدی و احیاء اکسیژن در محیطهای خنثی و بازی میباشد. الکترولیت، محلولی است که قادر است جریان الکتریکی بین آند و کاتد را بر قرار نماید. با توجه به این چهار عامل واضح است که برای جلو گیری از خوردگی باید یکی از این چهارتا را حذف نمود.
- محیطهای خورنده
عملا کلیه محیطها خورندهاند، لکن قدرت خورندگی آنها متفاوت است. مثلا هوا، رطوبت، بخار و گازهای دیگر مثل کلر،آمونیاک، سولفیدهیدروژن، دیاکسید گوگرد،اسیدهای معدنی مثل هیدرو کلریک، سولفوریک و نیتریک اسیدواسیدهای آلی مثل استیک و فرمیک اسید.
بطور کلی مواد معدنی خورندهتر از مواد آلی میباشند. مثلا خوردگی در صنایع نفت بیشتر در اثر کلریدسدیم، گوگرد، سولفوریک و کلریدریک اسید وآب است تا بخاطر روغن،نفت و بنزین.
- انواع خوردگی
حمله یکنواخت
در این نوع خوردگی که متداول ترین نوع خوردگی محسوب می شود، خوردگی به صورتی یکنواخت به سطح فلز حمله می کند و به این ترتیب نرخ آن از طریق آزمایش قابل پیش بینی است.
خوردگی گالوانیک
این نوع خوردگی وقتی رخ می دهد که دو فلز یا آلیاژ متفاوت ( یا دو ماده متفاوت دیگر همانند الیاف کربن و فلز ) در حضور یک ذره خورنده با یکدیگر تماس پیدا کنند. در منطقه تماس، فرایندی الکترو شیمیایی به وقوع میپیوندد که در آن مادهای به عنوان کاتد عمل کرده و ماده دیگر آند میشود. در این فرآیند، کاتد در برابر اکسیداسیون محافظت شده و آند اکسید میشود.
خوردگی شکافی
این ساز و کار وقتی رخ می دهد که یک ذره خورنده در فاصلهای باریک، بین دو جزء گیر کند. با پیشرفت واکنش، غلظت عامل خورنده افزایش مییابد. بنابراین واکنش با نرخ فزایندهای پیشروی می کند.
آبشویی ترجیحی
این نوع خوردگی انتخابی وقتی رخ می دهد که عنصری از یک آلیاژ جامد از طریق یک فرآیند خوردگی ترجیحی و عموما ً با قرار گرفتن آلیاژ در معرض اسیدهای آبی خورده می شود. متداول ترین مثال، جدا شدن روی از آلیاژ برنج است. ولی آلومینیوم، آهن، کبالت و زیرکونیم نیز این قابلیت را دارند.
خوردگی درون دانهای
این نوع خوردگی وقتی رخ می دهد که مرز دانه ها در یک فلز پلی کریستال به صورت ترجیحی مورد حمله قرار می گیرد. چندین عامل می توانند آلیاژی مثل فولاد زنگ نزن آستنیتی را مستعد این نوع خوردگی سازند. از جمله حضور ناخالصی ها و غنی بودن یا تهی بودن مرزدانه از یکی از عناصر آلیاژی.
خوردگی حفره ای
این نوع خوردگی تقریبا ً همیشه به وسیله یون های کلر و کلرید ایجاد میشود و به ویژه برای فولاد ضد زنگ بسیار مخرب است؛ چون در این خوردگی، سازه با چند درصد کاهش وزن نسبت به وزن واقعی اش، به راحتی دچار شکست می شود. معمولا ًعمق این حفرات برابر یا بیشتر از قطر آنهاست و با رشد حفرات، ماده سوراخ می شود.
خوردگی فرسایشی
این نوع خوردگی وقتی رخ می دهد که محیطی نسبت به یک محیط ثابت دیگر حرکت کند ( به عنوان نمونه مایع یا دوغابی که درون یک لوله جریان دارد ). یک پدیده مرتبط با این گونه خوردگی، سایش است که هنگام تماس دو ماده با یکدیگر و حرکت نسبی آنها از جمله ارتعاش به وجود می آید. این عمل می تواند پوشش های ضد خوردگی را از بین برده و باعث آغاز خوردگی شود.
خوردگی تنشی
این نوع خوردگی وقتی رخ می دهد که مادهای تحت تنش کششی در معرض یک محیط خورنده قرار گیرد. ترکیب این عوامل با هم، ترک هایی را در جزء تحت تنش آغاز می کند.
عوامل موثر بر خوردگی
خوردگی فلزات در محیط آبهای طبیعی ( آبهای سطحی ، آب رودخانه ، دریا و چاه ) بستگی زیادی به کیفیت فیزیکی و شیمیایی آب دارد. از جمله پارامترهای مهم در این ارتباط، هدایت الکتریکی آب، pH، غلظت و نوع نمکها و گازهای موجود در آب و مسایل رسوب گذاری ناشی از این عوامل می باشند.
اثر pH: اگر چه فلزات نجیب مثل طلا و پلاتین در محلول های اسیدی و بازی پایدار می باشند، برخی از فلزات در محیط های اسیدی محلول بوده و در محیط های قلیایی نامحلول هستند. مثالی برای این دسته از فلزات نیکل، مس، کبالت، کروم، منگنز و منیزیم می باشند. برخی از فلزات که دارای اکسید آمفوتری هستند در pH های بالا یا پایین خورندگی زیاد دارند و یک pH بهینه برای کمترین خورندگی آنها قابل تشخیص است. مثلا این pH برای آلو مینیوم 5/6، سرب 8، قلع 5/8 و روی برابر 5/11 می باشد.
اثر نمکهای محلول
تاثیر نمک های محلول در آبهای طبیعی به نوع و غلظت آنها بستگی دارد. حضور یونهای Cl- و4-2 SOسبب تشدید خوردگی و یونهای نظیر کربنات، بی کربنات و کلسیم سبب تقلیل خوردگی می شوند. خواص خوردگی و یا باز دارندگی یونها علاوه بر نوع آنها به غلضت یون نیز بستگی دارد. غالبا مقدار یونهایی که خاصیت بازدارندگی دارند باید بیش از مقدار اکسیژن حل شده در محلول باشد تا سرعت واکنش کاتدی احیاء اکسیژن کاهش یابد. در واقع یونهای مهاجم سبب تخریب فیلمهای محافظ شده و یا از تشکیل آن جلو گیری می کنند.اما یونهایی مثل کربنات، قادرند با تشکیل رسوب کربنات کلسیم، سرعت خوردگی را کاهش دهند.
اثر گازهای محلول در آب
از بین گازهای حل شده در آب، بیشتر اکسیژن و کربن دیاکسید مد نظر می باشد. کربن دیاکسید به دلیل ایجاد کربنیک اسید و در نتیجه کاهش pH ، سبب تشدید خوردگی می شود.اکسیژن نقش دو گانهای دارد، از طرفی می تواند واکنش کاتدی را تسریع نموده و باعث افزایش سرعت خوردگی شود، از طرف دیگر در غلظتهای بالا و شرایط مساعد سبب ایجاد لایه رویئن در سطح فلز میشود که در این حالت خوردگی کاهش محسوسی خواهد داشت. توضیح اینکه تقریبا تمام فلزات ( به جز طلا ) هنگام تماس با هوای خشک یا اکسیژن با یک لایه سطحی اکسید پوشش می شوند. پایداری این لایه وقتی در تماس با آب قرار می گیرد به کیفیت آب بستگی دارد. لایه اکسیدی در تعادل دینا میکی با محلول بوده و پایداری آن به ترمیم یا عدم ترمیم آن درنقاط شکسته شده بستگی دارد. وقتی مقدار اکسیژن در حد معمول باشد تعدادی از فلزات مثل فولاد زنگ نزن در آب روئین شده و اصطلاحا حفاظت آندی ایجاد می شود.
اگر غلظت اکسیژن کم شده یا بیش از حد کاهش یابد (بویژه در شیارها)، این مواد فعال شده و حل می گردند. مشابه این حالت برای آهن نیز صادق است. جالب اینکه حلالیت اکسیژن با دما کاهش یافته و در 100 درجه سانتی گراد به صفر می رسد اما با افزایش دما، افزایش می یابد به طوری که حلالیت آن در 200 درجه و 25 درجه برابر می باشد.
اثر مواد معدنی
تعدادی از مواد معدنی با غلظت پایین، در آبهای طبیعی یافت می شوند که برخی از آنها خاصیت خورندگی آب را افزایش داده و برخی نیز خاصیت باز دارندگی دارند. از جمله آنها سیلیس می باشد که از خرد شدن و تجزیه سنگها و گاها توسط میکروارگانیسمها مثل دیاتومهها به وجود آمده و در آب به صورت متا سیلسیک اسید HH2SIO3)n) وجود دارد. این ماده از غلظتهای کم تا 75 میلی گرم در لیتر موجود می باشد. سلیکاتها خواص بازدارندگی مشخصی داشته و به آبهای نرم برای کاهش میزان خوردگی افزوده می شوند .
مواد آلی موجود در آب
مواد آلی موجود در آب، حاصل از ارگانیزمهای زنده، سوخت و ساز و یازوال آنهاست. این مواد آلی غالبا به صورت کربنیک اسید، هیومیک اسید، سیتریک اسید، استیک اسید و بنزوئیک اسید یافت شده و باعث کاهش pHآب و تسریع خوردگی فلزاتی مثل آهن، سرب، و مس می شوند. ارگانیزمهای زنده شامل باکتریها، لجنها، قارچها و جلبک ها و نیز صدفهای کوچک دریایی می باشند. سولفید هیدروژن ممکن است توسط باکتریهای احیاء کننده سولفات یا سایر ارگانیزمها به وجود آید. آنها ممکن است آمینو اسیدهای خورنده نظیر سیستین اسید(Cystine acid) و یا دیآلفاآمینوبتاپروپیونیک اسید را به وجود آورند که اثرات مخربی روی لوله های آهنی و آلیاژ های مسی ایجاد میکنند.از طرفی باکتریهای آهن گرچه مستقیما کیفیت آب را تغیر نمی دهند و در واکنش خوردگی شرکت نمی کنند، ولی به دلیل تجمع مقادیر زیاد هیدرات فریک سبب آلودگی خیلی بیشتر از باکتریها شده و به دلیل تشکیل بر آمدگی ها سبب بلوکه نمودن و افزایش اصطکاک شده و آب قرمز ایجاد می کنند. این دسته از باکتریها با افزایش کربنات سدیم برای بالا بردن pH تا 5/8 و یا افزایش کلر، کنترل می شوند. همچنین برای جلو گیری از رشد جلبکها می توان از افزایش کلر یا سولفات مس استفاده نمود.
مساله رسوب گذاری
با افزایشpH در مورد آبی که دارای سختی بی کربنات است، مساله خوردگی تبدیل به مساله رسوبدهی می شود. اگر بتوان کنترل صحیحی اعمال کرد که این دو اثر متعادل گردند، امکان کنترل خوردگی بدون رسوب گذاری بیش از حد کربنات کلسیم مهیا می شود. البته باید توجه داشت که وجود رسوب نازک و یکنواخت کربنات کلسیم روی سطح فلز می تواند آنرا از اثرات خورنده آب ایزوله و محافظت نمایند .
- باز دارندگی در محیطهای خنثی( از نظرpH) و عوامل موثر بر آن :
تعریف بازدارنده ها و طبقه بندی آنها
بازدارنده ها موادی هستند که وقتی به مقادیر کم به یک محیط خورنده اضافه گردند، باعث کاهش سرعت خوردگی می شوند. اثر یک بازدارنده بستگی زیادی به محیط اطراف و نوع فلز دارد. این مواد را به روش های مختلف طبقه بندی می کنند که تعدادی از آنها ذکر می شود.
بازدارنده های خطرناک و بی خطر
هر ماده بازدارنده دارای غلظت موثر مشخص و معینی می باشد که در عمل باید با مقادیر کمی بالاتر از آن مورد استفاده قرار گیرد. بازدارندههای بی خطر آنهایی هستند که اگر کمتر از حد بحرانی افزوده شوند، خاصیت بازدارندگی اندکی نشان می دهند. اما بازدارنده های خطر ناک آنهایی هستند که اگر غلظت آنها کمتر از غلظت بحرانی باشد نه تنها باعث حفاظت نمی شوند، بلکه باعث حملات شدید و خوردگی های حفرهای می گردند که مقدار آن بیش از حالتی است که اصلا اضافه نشده باشند.
بازدارنده های کاتدی و آندی
این طبقه بندی بر اساس آن که ماده کندکننده سبب افزایش قطبش واکنش آندی ( کند نمودن حل شدن آهن ) یا واکنش کاتدی ( مثل کم شدن احیا اکسیژن در محلولهای خنثی و یا کاهش تعصید هیدروژن در محلولهای اسیدی ) می شوند، بنا گردیده است.
بازدارنده های اکسیدان و غیر اکسیدان.
این تقسم بندی بر مبنای توانایی انها در روئین سازی فلز می باشد.
بازدارنده های آلی و معدنی
تفاوت محیطهای خنثی و اسیدی
خوردگی فلزات در محیط های خنثی و اسیدی دارای دو اختلاف عمده می باشد. اول آنکه در محیط خنثی عمده ترین واکنش کاتدی، احیاء اکسیژن محلول و تولید یون هیدروکسید میباشد، در حالی که این واکنش در محیط های اسیدی احیاء بودن هیدروژن به گاز هیدروژن است. دوم آنکه در حالت خنثی سطح فلز از فیلمهای اکسیدی، هیدروکسیدها، یا نمک های کم محلول پوشیده می شود ولی در محیط های اسیدی این اکسیدها محلول می باشند. به دلیل این اختلاف مکانیسم، بازدارندههای محیطهای خنثی و اسیدی از یکدیگر متمایزند. اساس محافظت و بازدارندگی در محیطهای خنثی، ایجاد ترکیبات پایدار روی سطح فلز می باشد.
عوامل موثر در باز دارندگی
ماهیت سطح فلز:
سطوح صاف و تمیز غالبا به بازدارنده کمتری احتیاج دارند، کثیف بودن سطح فلز سبب نرسیدن بازدارنده به سطح فلز شده و راندمان عمل کاهش می یابد. شستشوی شیمیایی، روش مناسبی جهت زدودن این آلودگی ها می باشد.
ماهیت محیط
چنانچه در محیط خورنده، مواد شیمیایی دیگری نیز وجود داشته باشد، باید دقت شود که بازدارنده و آن مواد واکنشهای متقابلی روی هم نداشته باشند. مثلا وقتی از ضد یخ نوع گلیکول استفاده میشود، نباید از کروماتها استفاده نمود. زیرا کروماتها باعث اکسایش ضد یخ شده و ضمن آن کروم شش به کروم سه تبدیل می شود که نتیجتا از قدرت باز دارندگی آنها کاسته خواهد شد. همچنین وجود بعضی از آنیونهای خورنده مثل کلرید و سولفات می تواند قدرت بازدارنده را کاهش و میزان مصرف آنرا افزایش دهد.
غلظت بازدارنده
باید توجه نمود که در اغلب موارد چنانچه غلظت بازدارنده از حد بحرانی کمتر باشد، خود باعث تشدید خوردگی می شود. از جمله این موارد بازدارنده های آنیونی می باشند. به طور کلی سرعت خوردگی در اثر افزایش غلظت بازدارنده ها کم شده و حفاظت افزایش می یابد. اگرچه به ندرت مشاهده شده است که، افزایش زیاد غلظت بازدارنده، سبب تسریع خوردگی میشود.
pH سیستم :
تمام بازدارنده ها در محدوده معینی از pH بیشترین راندمان را دارند و لذا pH محیطهای خنثی باید به طور مرتب کنترل شود. مثلا نیتریت ها قدرت بازدارندگی خود را در pH کمتر از 5/5 از دست می دهند. این مقدار برای پلی فسفات ها 5/7 – 5/6 و برای کروماتها حدود 5/8 می باشد.
درجه حرارت سیستم
به طور کلی سرعت خوردگی با افزایش دما زیاد میشود. معلوم شده است که خوردگی در آب به مقدار زیادی توسط نفوذ اکسیژن به منطقه کاتدی کنترل می شود. واضح است که هر عاملی که روی سرعت نفوذ اثر بگذارد، بر سرعت خوردگی نیز موثر خواهد بود. مشاهده شده است که به ازای هر30 درجه افزایش دما، سرعت خوردگی آهن دو برابر می شود. لذا با افزایش دمای سیستم، غلظت مورد نیاز بازدارنده نیز افزایش می یابد.
اثر میکرو ارگانیسمها
حضور میکروارگانیسمها می تواند سه اثر عمده در محلولهای آبی داشته باشد:
1- برخی از آنها می توانند مستقیما در خوردگی فلزات شرکت کنند. مثل باکتریهای احیا کننده سولفات در محیط غیر هوازی یا باکتریهای آهن خوار در محیط های هوازی. نتیجه این فعالیت، تجمع با کتریها در یک محل و ایجاد خوردگی حفره ای می باشد.
2- از بین رفتن و مصرف بازدارنده توسط باکتریها.
3- ایجاد لجن ناشی از تجمع میکروارگانیسمها، تقلیل جریان آب در لوله و رشد و نمو جلبکها.
بسیاری از بازدارنده ها خواص خود را در حضور یک یا چند عامل فوق از دست می دهند. در چنین حالتی ضروری است که از باکتری کشهای مناسب، استفاده نمود.
تشکیل رسوب
تشکیل رسوبات ضخیم نمکهای کلسیم و منیزیم در داخل لولهها نه تنها باعث کاهش انتقال حرارت در رادیاتورها و برجهای خنک کننده می شود، بلکه از رسیدن بازدارنده به سطح فلز نیز ممانعت به عمل آورده و باعث کاهش راندمان بازدارنده نیز می شود. استفاده از مواد ضد رسوب مثل پلی فسفاتها و یا سیلیکاتها و همچنین کنترل pH روشهای مناسبی جهت کنترل رسوب می باشند.
اثر سرعت حرکت مایع
سرعت حرکت مایع، فقط بر آن دسته از واکنشهای خوردگی موثر است که تحت کنترل قطبش غلظتی باشند. برای فلزات و آلیاژهای آهنی اغلب سرعت انتقال اکسیژن از توده محلول به سطح فلز کنترل کننده سرعت خوردگی می باشد. در حالی که برای فلزات نجیب مثل مس و آلیاژهای آن، نفوذ یون فلزی از سطح به محلول، کنترل کننده سرعت خوردگی می باشد. به طور کلی بیشتر بازدارندهها در شرایط کمبود اکسیژن عملکرد بهتری دارند. عموما افزایش سرعت حرکت مایع باعث افزایش نفوذ بازدارنده به سطح فلز می شود. لذا محلولهای ساکن به غلظت بیشتری از بازدارنده نیاز دارند.
- اختلاط بازدارنده ها
اغلب استفاده از مخلوط چند بازدارنده، نتایج مطلوبتری ارائه می دهد. مثلا مخلوطی از بازدارندههای کاتدی نظیر نمکهای فلزاتی مثل روی، منیزیم و... و بازدارنده های آندی مثل آنیونهای کرومات، فسفات و نیتریت، باعث افزایش قابل ملاحظه ضریب بازدارندگی می شوند.
- نحوه عملکرد بازدارنده های کاتدی و آندی :
از آنجا که در محلولهای خنثی واکنش کاتدی عمدتا احیاء اکسیژن و تولید هیدرو کسید می باشد، بنابراین باکاهش انتقال اکسیژن به سطح فلز، می توان شدت خوردگی را تا حد زیادی کاهش داد. در این مورد استفاده از نمکهای فلزاتی مثل روی، منیزیم، منگنز یا نیکل باعث می شود تا یون این فلزات با یون هیدرو کسید تولید شده در کاتد ترکیب شده و هیدروکسیدهای نا محلول ایجاد نماید که به صورت فیلمی نازک سطح کاتد را بپوشانند. نمک های منیزیم و کلسیم که همواره در آبهای طبیعی حضور دارند نیز ممانعت کننده کاتدی می باشند.
بازدارنده های کاتدی جزء بازدارنده های بی خطر محسوب می شوند. حضور آنیونهای کلرید و سولفات تاثیر چندانی بر آنها نداشته و فیلم تشکیل شده توسط آنها غالبا ضخیم و قابل روئت است. باید توجه نمود که هر گونه کاهش pH یا افزایش CO2 محلول می تواند این اثر را از بین ببرد. مکانیسم عمل بازدارنده های آندی بر اساس واکنش یونهای فلزی خورده شده با بازدارنده و ایجاد فیلم محافظ ( روئین ) روی آند میباشد. این گروه شامل آنیونهای اکسیدان نظیر کروماتها، نیتراتها و آنیونهای غیراکسیدان مثل فسفاتها، سیلیکاتها، بنزوات ها و مو لیبداتها میباشند. این مواد در محیطهای خنثی و قلیایی به کار می روند. عواملی مثل در جه حرارت بالا، مقدار زیاد کلرید ها و یا غلظت زیاد یونهای هیدروژن، می توانند سبب ناپایداری لایه و افزایش حلالیت آن شوند. این دسته از بازدارندهها جزء بازدارندههای خطر ناک محسوب می شوند و در صورت ناکافی بودن باعث خوردگی شدید حفرهای می گردند .
- نتیجهگیری
شناخت پدیده خوردگی به ویژه در صنایع، لولهکشی آب شهری، موتور خودروها و ... و نیز روشهای مقابله با آن میتواند نقش مهم و عمدهای در جلوگیری از خسارات بسیار این پدیده ایفا نماید. این مقاله تاکید میکند که پدیده خوردگی بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که معمولا در کتابهای درسی دبیرستانی بحث میشود. در واقع مطالعه عمیق این پدیده یکی از گرایشهای مهندسی شیمی در مقطع کارشناسی ارشد میباشد و آشنایی دبیران با آن میتواند باعث ایجاد انگیزههای قوی در دانشآموزان علاقهمند به علم شیمی شود.
مراجع
1- کنترل خوردگی در صنایع جلد اول ،تألیف دکتر سید محمد سید رضی، ناشر :انجمن خوردگی ایران ، چاپ دوم1376
2- مهندسی خوردگی ،تألیف مارس . ج. فونتانا ترجمه دکتر احمد ساعتچی ناشر جهاد دانشگاهی واحد صنعتی اصفهان ،تابستان 1382
3- نقش آب و کنترل خوردگی در صنایع تالیف سید احمد پیشنمازی ،انتشارات ارکان بهار 1377.
4- فصلنامه کامپوزیت
|