انتقاد از صنعت و استاندارد ایران
سلام دوستان عزیز و همراهان گرامی
به هنرمندان این مرز و بوم احترام بگذاریم ،
ارزشهای بزرگان صنعت و متولیان این مرزو بوم چیست ؟
موضوعی که این روزها ذهن من را مشغول کرده و تاثیر بسیار زیادی بر روی کار ما دارد، استاندارد و کیفیت مصالح پایه است . منظورم از محصولات پایه محصولات و مصالحی است که با آنها صنعتگران و تولید کنندگان اجناس خود را تولید میکنند مانند انواع چسب ، مواد و... مانند سیمان ، گچ ، چوب ، آهن ، و..
حدود سال 1370 بود که وارد دنیای وسیع و بزرگ ساخت و ساز شدم ( ساختمان ) تا به امروز به عنوان یک دانش آموز در بسیاری از مراحل ساخت حضور داشتم ، خیلی از نکات را یاد گرفتم و به دنبال یاد گیری هنوز با حدود 40 سال سن کنجکاوی و دانش آموز بودن خود را فراموش نکرده ام . از هیچ کاری نمی ترسم و هر کاری که تجربه ساخت آن را داشته ام انجام داده ام ، اما مسائلی در کار ها به وجود آمده که انسان را آزار می دهد و باعث می شود که کیفیت کار و حتی حداقل استاندارد که به عنوان حداقل کیفیت و اجبارا باید اجرا شود نیز در کار ها زیر سوال می رود .
از سال 1370 تا به امروز یعنی 2/1/1392 دنیا شاهد تغیرات بسیاری بوده و بقولی علم با سعت تمام در حال پیشرفت است اما متاسفانه ...!
در کشور من همه چیز برعکس است پیشرفت که نکردیم بلکه پس رفت هم داریم میکنیم .
در تمام دنیا حداقل عمر مفید یک ساختمان 100 سال است اما در کشور من و در همین تهران به اصطلاح پایتخت ، ساختمانها هنوز ساخته نشده فرو میریزند ( گزارش 2 ماه پیش مجله پیام ساختمان ).
دوستان میدانند تخصص من در ساخت استخر و سونا است و خودم طراحی میکنم خودم هم می سازم اما استخر های 40 ذسال پیش از استخر های الان که به انواع بتن و میلگرد ها مجهز است بهتر بوده و پایداری بیشتری دارد . بطوری که 90% استخر هایی که تابحال بازدید کرده ام همگی دچار مشکلاات آب کم کردن ، تصفیه آب و .. هستند .
مثال دیگری را برای شما عرض کنم که دلیل اصلی نوشتن این مطلب بود :: چسب پاتکس را همه میشناسند ، چسبی که برای چسباندن انواع ورق به سطوح مختلف استفاده می شود و به عنوان چسب آهن یا چسب همه کاره نیز شهرت دارد .
یادم میاد اوایل (سال 1370) وقتی ورقه های سمباده یا لترون لب کابینت را با این چسب می چسباندیم دیگر به این راحتی ها قادر به برداشتن آن صفحه یا ورق از سطح کار نبودیم و فقط با گرم کردن میتوانستیم با زور و زحمت زیاد این چسب را جدا کنیم . حدودا یک ماه پیش یک سونا ساختم و برای سمباده کاری از این چسب استفاده کردم به هیچ عنوان کیفیت این چسب را دیگر نمی توانید با گذشته قیاس کنید . یا سمباده المانی که معلوم نیست از کجا وارد ایران میشود . در عرض یک روز بیش از یک کیلو از این چسب و بیش از دو متر طول از سمباده المانی نواری خریداری کردم در حالی که در گذشته در کارگاه پدرم با آنهمه حجم بالای کار این مقدار مساوی بود با مصرف حداقل شش ماه کاری ما .
حال شما بگویید به چه تضمینی کارهایمان را با ضمانت به مشتری تحویل دهیم .
جالبه با همکاران و حتی کارفرمایان که در این باره صحبت میکنم می گویند
بی خیال بزن برو !
بلاخره تعمیر کار هم باید نون بخوره
و از این قبیل حرفها و ضرب المثل هایی که نشان از ارزشهای ما دارد را باید خود شما نیز شنیده باشید .
متاسفانه این محیط برای کسانی که با این شیوه بزرگ شده اند شیوه بسیار مفید و پر منفعت میباشد و خدا نکنه یکنفر خارج از این محیط کار را یاد گرفته باشه و برای کیفیت ، درستی و راست کردار بودن خود احترام قائل باشد ... یعنی بدبخت عالم میشه در حالی که در کشور های دیگر اینگونه افراد را به عنوان قهرمان و شاید بیش از قهرمان یاد میکنند .
حالا هم حرف من این است ، به تمام مردم ایران و مسئولان و تولید کنندگان .
خواهش میکنم ! پیشرفت نخواستیم ، حداقل برگردیم به کیفیت 20 سال پیش .
شرکتی مثل چسب شمال و بعد از آن چسب مشهد را باید طلا گرفت .
دست هنر مندان و درستکاران این مملکت را باید بوسید .
و به قول یکی از دوستان ما هنرمندیم ، گدا نیستیم . حداقل اگر پول یا دستمزد این اقشار را نمی دهیم بی احترامی به آنها نکنیم یه هنر مند برای اینکه بتونه کار کند به عشق و جو سالم نیاز دارد .
به هنرمندان این مرز و بوم احترام بگذاریم ، صنعت گران ، طراحان و افرادی که ارزشهای درستی در زندگی خود دارند و به آن پایبندند را دوست بداریم ، اگر این جامعه بخواهد ساخته شود به اینگونه از افراد نیاز داریم .
ارادتمند شما فربد







